En
حجم:۳۴ مگابایت
نسخه: ۱.۰(۱۳۹۳/۱۲/۱۹)
کتاب
۵
۱
۴۰۰
دانلود
خاطرات احمد احمد #1

   توضیحات

‏‏... دکمه کت را به ‏آرامی بازکرده و خود را آماده درگیری کردم. درحالی که به سر کوچه نزدیک و نزدیکتر می‏شدیم، خودروی پیکانی با سرعت از نقطه‏ ای به‏ حرکت‏ درآمد. سر کوچه به ‏شدت ترمزکرد و در قسمت آسفالت زمین توقف‏ کرد. ما هنوز در قسمت خاکی زمین بودیم. گفتم: «میثم توجهی نکن، راهت را برو، من درگیرمی‏شوم و تو با تمام قدرت بدو و فرارکن.» ما در فاصله پنج‏ متری با پیکان بودیم که مردی قوی‏ هیکل، بلندقامت و ورزیده از آن پیاده ‏شد و درحالی که اسلحه یوزی به‏ دست‏ داشت، با سرعت به پشت قسمت جلویی ماشین رفت و اسلحه را به حالت آماده‏ برای تیراندازی به روی کاپوت ماشین گذاشت. یک‏ دفعه به لفظ جاهلی گفت: « سالار! دستها بالا... »
  
۱
  
۵