نگاهی به بهترین آنتولوژیهای دنیای سینما
قالب آنتولوژی یا اپیزودیک در سینما، فرصتی برای آزمونوخطا و نوآوری است. این قالب در دنیای تلویزیون محبوبیت بالایی دارد و آثار موفقی همچون «فارگو»، «کارآگاه حقیقی»، «عشق، مرگ و رباتها» و «آینهی سیاه» را به خود دیده است. با این حال، آنتولوژی در سینما ریشهای عمیق دارد و نمونههای درخشانی مانند «مجموعهی داستانهای کوتاه»، «شهری که میمیرد»، «پاریس، دوستت دارم» و «کشتی نجات» در این قالب ساخته شدهاند.
یک فیلم آنتولوژی از ساختاری اپیزودیک بهره میبرد و شامل چند داستان کوتاه است که اغلب مستقلاند، اما میتوانند به شیوههایی با یکدیگر ارتباط داشته باشند. این ارتباط ممکن است از طریق اشتراک در ژانر، لوکیشن، مضمون یا حتی راوی شکل بگیرد. قالب آنتولوژی فرصتهای زیادی را در اختیار فیلمسازان قرار میدهد و به آنها اجازه میدهد با الگوهای متداول روایت به آزمونوخطا بپردازند، آزادی بیشتری داشته باشند و از زوایای تازهای به یک سوژه نزدیک شوند.
با این حال، فیلمهای آنتولوژی چالشهای خاص خود را نیز دارند. معمولاً اپیزودها از نظر کیفیت یکدست نیستند و محدودیت زمان باعث میشود روایت برخی داستانها با شتاب پیش برود؛ موضوعی که همیشه نتیجهبخش نیست. با وجود این، نمونههای موفقی از فیلمهای آنتولوژی در تاریخ سینما وجود دارند که با نوآوری و خلاقیت، تجربهای تماشایی خلق کردهاند. این آثار نشان میدهند که قالب آنتولوژی میتواند ابزاری قدرتمند برای روایت داستانهای جذاب و ماندگار باشد.
۱. دعوت به رقص (Invitation to the Dance)

«دعوت به رقص» فیلمی آنتولوژی به کارگردانی جین کلی است که در سال ۱۹۵۶ منتشر شد. این فیلم شامل سه داستان مستقل است که هرکدام به شیوهای منحصربهفرد روایت میشوند. داستان اول، روایتی عاشقانه است که در یک پارک رقص در پاریس جریان دارد. داستان دوم فضایی فانتزی دارد و در جنگلی جادویی روایت میشود و داستان سوم، روایتی اجتماعی است که در یک کارخانه اتفاق میافتد.
یکی از ویژگیهای بارز «دعوت به رقص»، ریتم تند و پرانرژی آن است. کلی در این فیلم از رقص بهعنوان ابزاری برای روایت داستان و ایجاد هیجان استفاده میکند. رقصها خیرهکننده و چشمنوازند و بهخوبی با روایت داستانها هماهنگ شدهاند.
این فیلم بدون دیالوگ ساخته شده و شخصیتها تنها از طریق رقص، داستان را پیش میبرند؛ موضوعی که چالشهای زیادی برای کلی ایجاد کرد، اما او بهخوبی از عهدهی آن برآمد. «دعوت به رقص» در زمان اکران با استقبال سردی از سوی مخاطبان و منتقدان مواجه شد و برخی آن را شکستی هنری دانستند. با این حال، فیلم در جشنوارهی برلین مورد توجه قرار گرفت و جایزهی خرس طلایی را از آن خود کرد؛ جایزهای که نشاندهندهی ارزشهای هنری بالای اثر بود.
«دعوت به رقص» تجربهای متفاوت و نوآورانه از سینما ارائه میدهد و نشان میدهد که چگونه میتوان بدون دیالوگ، مخاطب را درگیر روایت کرد.
۲. قهوه و سیگارها (Coffee and Cigarettes)

«قهوه و سیگارها» فیلمی آنتولوژیک به کارگردانی جیم جارموش است که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد. این فیلم از ۱۱ اپیزود کوتاه تشکیل شده که همگی در کافههای مختلف میگذرند.
داستانهای فیلم به مضامین متنوعی میپردازند؛ از شهرت و اعتیاد گرفته تا روابط میانفردی و حتی فلسفه. «قهوه و سیگارها» اثری کاملاً دیالوگمحور است و شخصیتها از طریق گفتوگو، روایت را پیش میبرند. همین ویژگی باعث شده ریتم فیلم نسبتاً کند باشد و برای مخاطبانی که به دنبال داستانگویی پرهیجان هستند، چندان جذاب نباشد.
با این حال، فیلم بهواسطهی دیالوگهای هوشمندانه و بازیهای قابلتوجه بازیگران، ارزش تماشا دارد. بسیاری از موضوعات مطرحشده در فیلم همچنان برای مخاطب امروزی قابل لمساند. اپیزود کیت بلانشت یکی از درخشانترین بخشهای فیلم است؛ جایی که او در دو نقش متفاوت ظاهر میشود و بازی چشمگیری ارائه میدهد. اپیزود آلفرد مولینا و استیو کوگان نیز از دیگر بخشهای قابلتوجه فیلم است که تقابل دو بازیگر باتجربه را بهخوبی نمایش میدهد.
در مجموع، «قهوه و سیگارها» فیلمی است که برای مخاطبان خاص ساخته شده؛ مخاطبانی که به سینمای هنری، گفتوگوهای طولانی و روایتهای مینیمال علاقه دارند.
۳. ارواح مردگان (Spirits of the Dead)

فیلم «ارواح مردگان» ساختهی مشترک روژه وادیم، لویی مال و فدریکو فلینی، مجموعهای از سه فیلم کوتاه است که هرکدام اقتباسی از یکی از داستانهای ادگار آلن پو هستند. این اثر که در سال ۱۹۶۸ منتشر شد، ترکیبی از فیلمسازی کلاسیک و مدرن را ارائه میدهد.
داستان نخست، به کارگردانی روژه وادیم، اقتباسی از «متزنگرشتاین» است. روایت دربارهی کنتسی از خاندان متزنگرشتاین است که به ثروت فراوانی دست یافته. او عاشق بارون همسایه میشود، اما بیاعتنایی بارون خشم او را برمیانگیزد و باعث میشود اصطبل او را به آتش بکشد. بارون در این حادثه جان میبازد و تنها بازماندهی ماجرا، اسبی سیاه و مرموز است.
داستان دوم، به کارگردانی لویی مال، اقتباسی از «ویلیام ویلسون» است؛ روایتی دربارهی مردی که با همزاد خود روبهرو میشود. این همزاد موجب تحقیر و خجالت او میشود و در نهایت، ویلیام در اوج خشم دست به قتل میزند. مال در این بخش تمرکز بیشتری بر جنبههای روانشناختی داستان دارد. بازی آلن دلون در این اپیزود بسیار تأثیرگذار است.
داستان سوم، به کارگردانی فدریکو فلینی، اقتباسی آزاد از داستان «هرگز سرت را با شیطان شرط نبند» است. این بخش، داستان بازیگری دائمالخمر را روایت میکند که دچار توهمات و تجربههای عجیب میشود. فلینی با تصاویر سوررئال و نمادپردازیهای خاص خود، فضایی رؤیاگونه و پررمزوراز خلق میکند. بازی ترنس استامپ نیز قابلتحسین است.
«ارواح مردگان» اثری متفاوت و منحصربهفرد است که نگاهی تازه به داستانهای کلاسیک ادگار آلن پو دارد و نتیجهی همکاری سه فیلمساز بزرگ با سبکهایی کاملاً متفاوت است.
۴. نمایش مورمور (Creepshow)

ایسی کامیکس یکی از محبوبترین ناشران کتابهای کمیک در دهههای ۵۰ تا ۸۰ میلادی بود و در این دوره، چند فیلم آنتولوژی موفق بر اساس آثار این شرکت ساخته شد. «نمایش مورمور» یکی از شاخصترین این آثار است که در سال ۱۹۸۲ به کارگردانی جرج رومرو ساخته شد. رومرو در این فیلم با همکاری استیون کینگ، فیلمنامهای تازه و مستقل نوشت.
فیلم از پنج اپیزود کوتاه تشکیل شده که هرکدام داستانی مستقل را روایت میکنند؛ از اپیزودی با بازی خود استیون کینگ گرفته تا روایتهایی دربارهی انتقام، طمع و وحشت. رومرو در این اثر، برخلاف فیلمهای زامبیمحورش، به فضای کمیکبوکی و روایتهای اغراقشده نزدیک میشود و حتی در تدوین و جلوههای بصری نیز از عناصر گرافیکی کمیکها الهام میگیرد.
«نمایش مورمور» فیلمی سرگرمکننده و متفاوت است که هم طرفداران آثار رومرو و هم علاقهمندان به داستانهای استیون کینگ را راضی میکند و نمونهای موفق از پیوند سینما و کمیکبوک به شمار میرود.
۵. امر غریب (The Uncanny)

تهیهکنندگان آثار ترسناک همواره به ساختار آنتولوژی علاقهمند بودهاند؛ ساختاری که امکان روایت چند داستان متفاوت در قالب یک فیلم را فراهم میکند. «امر غریب» ساختهی کلود هِرو، یکی از فیلمهای آنتولوژی کمتر دیدهشدهی دههی ۷۰ میلادی است که بازیگرانی چون پیتر کوشینگ و دونالد پلزنس در آن حضور دارند.
فیلم با روایت ویلبر گری، نویسندهای که باور دارد گربهها موجوداتی فراطبیعی هستند، آغاز میشود. او برای اثبات ادعای خود، سه داستان ترسناک تعریف میکند. داستان نخست، دربارهی مردی است که به گربهای سیاه و نفرینشده تبدیل میشود و فضای وهمآلود فیلم را شکل میدهد. داستان دوم، روایت دختری است که از سوی خواهر ناتنیاش آزار میبیند و با وجود ایدهی جذاب، بیش از حد کشدار است. داستان سوم اما لحن کمدی ـ سیاه دارد و با پایانی غافلگیرکننده، بهترین بخش فیلم محسوب میشود.
«امر غریب» با وجود ضعفهایی در روایت، برای علاقهمندان ژانر وحشت اثری سرگرمکننده و قابلقبول است.
۶. تاریخ جهان، قسمت ۱ (History of the World, Part I)

با توجه به سابقهی مل بروکس در تولید آثار کمدی و اسکچهای طنز، شاید عجیب باشد که او تنها یک فیلم آنتولوژی ساخته است. «تاریخ جهان، قسمت ۱» مجموعهای از اپیزودهای کمدی است که رویدادهای تاریخی را با نگاهی هجوآمیز مرور میکند؛ از داستانهای مذهبی گرفته تا ارجاعات فرهنگی مدرن.
کیفیت اپیزودها یکسان نیست. برخی بخشها، مانند اپیزود ده فرمان، بسیار خلاقانه و خندهدارند، در حالی که برخی دیگر سطحیتر به نظر میرسند. با این حال، اپیزود مربوط به امپراتوری روم بدون تردید درخشانترین بخش فیلم است و بهعنوان یکی از بهترین نمونههای کمدی تاریخی در سینما شناخته میشود.
«تاریخ جهان» با گذشت زمان همچنان جذاب باقی مانده و توانایی مل بروکس در ترکیب تاریخ و طنز را بهخوبی نشان میدهد.
۷. پاریس، دوستت دارم (Paris, je t’aime)

«پاریس، دوستت دارم» نخستین قسمت از مجموعهی «شهرهای عشق» است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. این فیلم شامل ۲۰ اپیزود کوتاه است که هرکدام توسط یکی از فیلمسازان مطرح جهان کارگردانی شدهاند. داستانها در نقاط مختلف شهر پاریس میگذرند و روایتهایی عاشقانه، کمدی، فانتزی و گاه تلخ را به تصویر میکشند.
اپیزود «پدر و دختر» به کارگردانی آلفونسو کوارون، با استفاده از یک نمای بلند، فضایی شاعرانه خلق میکند. اپیزود الکساندر پین نیز تصویری ساده و انسانی از عشق ارائه میدهد، در حالی که اپیزود برادران کوئن با لحن کمدی، یکی از سرگرمکنندهترین بخشهای فیلم است.
این تنوع سبک و نگاه، «پاریس، دوستت دارم» را به اثری چندلایه و تأثیرگذار تبدیل کرده است.
۸. از آن سوی قبر (From Beyond the Grave)

شرکت آمیکوس در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی آثار آنتولوژی متعددی تولید کرد که بسیاری از آنها کیفیت متوسطی داشتند. «از آن سوی قبر» اما یکی از نمونههای قابلقبول این جریان است. فیلم، اقتباسی از داستانهای رونالد چتویند-هیز است و ساختاری مشابه «امر غریب» دارد.
چهار داستان فیلم همگی به مشتریان یک عتیقهفروشی مرموز مربوط میشوند. صاحب مغازه، مردی رازآلود است که با مشتریان متخلف بهشدت برخورد میکند و هر اپیزود، پیامدهای این مواجهه را دنبال میکند.
بازی پیتر کوشینگ در نقش صاحب مغازه، از نقاط قوت فیلم است و به شخصیت او جذابیتی تهدیدآمیز میبخشد.
۹. گزارش فرانسوی (The French Dispatch)

«گزارش فرانسوی» فیلمی آنتولوژی به کارگردانی وس اندرسن است که داستان روزنامهنگاران یک نشریهی آمریکایی را روایت میکند. اپیزودهای فیلم، با وجود استقلال نسبی، همگی حول انتشار آخرین شمارهی نشریه شکل میگیرند.
فیلم سرشار از امضاهای بصری اندرسن است؛ از رنگبندیهای خاص گرفته تا قاببندیهای دقیق و دیالوگهای آهنگین. «گزارش فرانسوی» ادای دینی به روزنامهنگاری و کار گروهی در تحریریههاست، هرچند مانند دیگر آثار اندرسن، کاملاً سلیقهمحور است.
۱۰. تصنیف باستر اسکراگز (The Ballad of Buster Scruggs)

این فیلم آنتولوژی در ژانر وسترن، شش داستان مستقل را روایت میکند. اپیزود نخست با محوریت کابویی آوازخوان، افتتاحیهای درخشان و کنایهآمیز به کلیشههای ژانر وسترن است.
هرچند کیفیت اپیزودها یکسان نیست، اما بخشهایی مانند «درهی سراسر طلا» و «دختری که پریشان شد» از نظر روایت و فضاسازی بسیار موفقاند. فیلم نشان میدهد که برادران کوئن همچنان در بازآفرینی ژانر وسترن، خلاق و مسلط هستند.
۱۱. کوایدان (Kwaidan)

«کوایدان» فیلمی آنتولوژی بر اساس داستانهای فولکلور ژاپنی است که از نظر بصری، یکی از خیرهکنندهترین آثار ژانر وحشت محسوب میشود. استفاده از رنگهای اغراقشده، دکورهای غیرواقعگرایانه و فضاسازی سورئال، تجربهای منحصربهفرد خلق کرده است.
هر اپیزود فیلم، در کنار روایت ترسناک، پیام اخلاقی مشخصی دارد. اپیزود «زن برفی» از برجستهترین بخشهای فیلم است و نمونهای عالی از تلفیق افسانه و وحشت به شمار میرود.
۱۲. فانتازیا (Fantasia)

«فانتازیا» یکی از جاهطلبانهترین پروژههای والت دیزنی است؛ فیلمی آنتولوژی که انیمیشن را با موسیقی کلاسیک پیوند میزند. این اثر، مرزهای انیمیشن را گسترش داد و نشان داد که این مدیوم میتواند فراتر از سرگرمی صرف باشد.
هماهنگی کمنظیر میان تصویر و موسیقی، «فانتازیا» را به اثری ماندگار تبدیل کرده است. این فیلم تأثیر عمیقی بر تاریخ انیمیشن گذاشت و همچنان یکی از مهمترین آثار کلاسیک این هنر محسوب میشود.




