10 فیلم اکشن دیستوپیایی فوقالعاده تماشایی که باید ببینید
شاید سادهترین تعریفی که بتوانیم از فیلمهای اکشن دیستوپیایی ارائه کنیم این باشد که سیاهترین ایدههای ژانر علمی_تخیلی را برمیدارند و با تیراندازی، انفجار و تعقیبوگریز جان تازهای به آنها میبخشند. این فیلمها قهرمانهایی سرسخت را به مخاطب معرفی میکنند که در آیندهای تاریک و بیرحم، با شانسهایی نابرابر میجنگند. آیندهای آغشته به بدبینی و ابهام اخلاقی که گاهی تا مرز ناامیدی پیش میرود. بهترین نمونهها اما بدون قربانی کردن ایدهها یا جذابیت سرگرمکنندهشان، هر دو را کنار هم حفظ میکنند.
با همین نگاه، سراغ بهترین فیلمهای اکشن دیستوپیایی تاریخ رفتیم و آنها را بر اساس میزان موفقیتشان در پیوند زدن این دو ژانر و همینطور تاثیری که در تاریخ سینما گذاشتهاند رتبهبندی کردیم. در میان این عناوین هم کلاسیکهای قدیمی دیده میشوند و هم شاهکارهای سالهای اخیر. تمامشان برای کسانی که ژانر علمی_تخیلی را پرهیجان، پرصدا و در بالاترین حد جذابیتش دوست دارند دیدنیاند. در ادامه با معرفی 10 فیلم اکشن دیستوپیایی فوقالعاده تماشایی همراه باشید.
10. مکس دیوانه 2 (Mad Max 2)
- محصول: 1981
- کارگردان: جرج میلر
- بازیگران: مل گیبسون، امیل مینتی، بروس اسپنس
- امتیاز راتن تومیتوز: 93 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7.6 از 10
این فیلم ساختهی جورج میلر، تمدن را به شن، غارتگران و پرستش سرعت و اسب بخار تنزل داده است. مکس (مل گیبسون)، پلیس سابقی که روحش زخمی است، در این برهوت سرگردان میچرخد تا به سکونتگاهی کوچک میرسد که با چنگ و دندان به منبعی حیاتی از نفت چسبیده است. از همینجا مکس دیوانه: جنگجوی جاده به یک تعقیبوگریز بیامان و خشن بدل میشود. مهاجمان محوطه را تهدید میکنند و مکس، مردی سختجان که در عین حال هنوز اندکی ویژگیهای انسانی در او به چشم میخورد، ناخواسته پا به نقش محافظی غیرمنتظره میگذارد.
این فیلم اکشن دیستوپیایی تماما خشن، خاکآلود و بهشدت فیزیکی است تا جایی که درد و ضربه را میشود به راحتی حس کرد. بدلکاریها واقعا خطرناک به نظر میرسند، چون در عمل هم خطرناک بودهاند. صحنههای اکشن، کوبندهتر، خلاقانهتر و بهمراتب نفسگیرتر از بیشتر فیلمهای همدورهاش در اوایل دههی هشتاد هستند. فیلم هر آنچه باعث موفقیت قسمت اول مکس دیوانه شده بود را بدون اینکه به دام افت معمول قسمتهای دوم بیفتد پررنگتر میکند.
به همین دلیل است که خیلیها آن را نهفقط یکی از بهترین فیلمهای اکشن، بلکه یکی از بهترین دنبالههای تاریخ سینما میدانند.
9. فرار از نیویورک (Escape from New York)
- محصول: 1981
- کارگردان: جان کارپنتر
- بازیگران: کرت راسل، لی وان کلیف، آیزاک هیز
- امتیاز راتن تومیتوز: 86 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7.1 از 10
فیلم کلاسیک کالت جان کارپنتر، منهتن را به یک زندان عظیم تبدیل میکند و جزیرهای محصور را نشان میدهد که خلافکارها آزادانه در آن میچرخند و جامعه، اصلاح را کنار گذاشته و فقط به حبس فکر میکند. وقتی هواپیمای رئیسجمهور آمریکا وسط شهر سقوط میکند، دولت سرباز سابق و قانونگریزی با چشمبند به نام اسنیک پلیسکن (کرت راسل) را وارد ماجرا میکند و به او وعدهی آزادی میدهند، به شرطی که ظرف 24 ساعت رئیسجمهور را نجات دهد.
این نقطهی شروع، فیلم را به شکار گنجی تاریک در دل شهری ویران میکشاند و دنیایی پر از باندها، فساد و هرجومرجی را به تصویر میکشد که غیر قابل کنترل به نظر میرسد. اینجا جهانبینی کارپنتر سیاه، بدبین و لبریز از بیاعتمادی نسبت به قدرت است. حس و حال فیلم را میشود نیهیلیسم نامید. آیندهای که در آن تمام نهادها از کار افتادهاند و تنها چیز باارزش، بیرحمی است. قهرمان بودن اسنیک اتفاقی است، نه از سر آرمانگرایی، بلکه از اجبار و حتی خودِ مفهوم نجات هم تهی از معنا و اخلاق به نظر میرسد.
همین نگاه تلخ و بیرحمانه بود که هم با تماشاگران ارتباط برقرار کرد و هم الهامبخش قصهگوها شد. ویلیام گیبسون، هیدئو کوجیما و جی جی آبرامز همگی از این فیلم اکشن دیستوپیایی بهعنوان یکی از منابع الهامشان نام بردهاند.
8. درِد (Dredd)
- محصول: 2012
- کارگردان: پیت تراویس
- بازیگران: کارل اربن، اولیویا ترلبی، وود هریس
- امتیاز راتن تومیتوز: 80 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7.1 از 10
در ابرشهری غرق در جرم و جنایت که سراسر ساحل شرقی را پوشانده است، قاضیها همزمان پلیس، هیئت منصفه و جلاد هستند. در میان آنها، قاضی درد (کارل اربن) از همه هراسانگیزتر است. او یک مجری سرد و بیرحم است که در هزارتویی از فقر و فساد گشت میزند. داستان در جریان یک قرنطینهی امنیتی در برج مسکونی عظیمی شکل میگیرد که زیر سلطهی یک قاچاقچی بیرحم مواد مخدر به نام ماما (لنا هیدی) است. وقتی درد و قاضی تازهکار، اندرسون (اولیویا ترلبی)، در این جهنم بتنی گیر میافتند، فیلم به یک تریلر محاصرهای نفسگیر تبدیل میشود.
آنها طبقه به طبقه، گلوله به گلوله، از میان موجی از باندهای مسلح برای رسیدن به بالاترین طبقه میجنگند. داستان ساده است؛ حتی بیشتر به ساختار یک بازی ویدیویی شباهت دارد، اما اجرای آن بیرحمانه، بدون احساسات اضافی و غرق در سبک خاص خودش است. در این دنیا قدرت، مطلق است و رحم، کالایی کمیاب. سردی جذاب و ریتم بیامان درد آن را به یکی از غیرمتعارفترین فیلمهای دیستوپیایی دههی 2010 تبدیل کرده که در عین بیپرده بودن، حسابی هم سرگرمکننده است.
7. پلیس آهنی (RoboCop)
- محصول: 1987
- کارگردان: پل ورهوفن
- بازیگران: پیتر ولر، نانسی آلن، رانی کاکس
- امتیاز راتن تومیتوز: 92 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7.6 از 10
این فیلم اکشن دیستوپیایی متفاوت و پرهیاهو ساختهی پل ورهوفن، با ترکیب خشونت عریان، طنز تند و قهرمانی تراژیک داستانش را روایت میکند. در دیترویتِ آیندهای نهچندان دور، هرجومرج جنایت و فساد سیاسی راه را برای پلیس خصوصی باز کرده است. وقتی افسر الکس مورفی (پیتر ولر) حین انجام وظیفه کشته میشود، بدنش به دارایی یک شرکت بدل میشود که او را بهعنوان یک پلیس سایبرگ دوباره میسازد و برای بهرهوری بیشتر، هویت انسانیاش را پاک میکند، یا دستکم فکر میکند که چنین کرده است.
هستهی داستان، بازشناسی دردناک خود مورفی است که با فلشبکها و لحظات قهرمانانهای که آرام آرام هویت انسانیاش را دوباره آشکار میکنند نشان داده میشود. زیر تمام انفجارها و جملات بُرندهی فیلم، پیام امیدبخشی پنهان است که میگوید حتی در دل یک دولت مکانیزه، انسانیت پاک شدنی نیست. به بیان دیگر، پلیس آهنی یکی از آن آثار دیستوپیایی است که هنوز میشود به خوبی با آن ارتباط برقرار کرد. آیندهای که در آن فناوری تلاش میکند روح را از بین ببرد، اما شکست میخورد.
ایدهی روباتی انسانی که با این فقدان هویت دست و پنجه نرم میکند، برای زمان خود انقلابی و پیشرو بود.
6. مرد فراری (The Running Man)
- محصول: 1987
- کارگردان: پل مایکل گلیسر
- بازیگران: آرنولد شوارتزنگر، ریچارد داوسون، یافت کوتو
- امتیاز راتن تومیتوز: 59 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 6.6 از 10
ادگار رایت و گلن پاول در بازسازی جدید فیلم کار خوبی کردهاند، اما گروهی از مخاطبان هنوز نسخهی اصلی را با آن طنز تند، نورهای نئونی و اکشن بیوقفه ترجیح میدهد. مرد فراری که از رمان استیون کینگ الهام گرفته، آمریکا را در آیندهای تصویر میکند که با خشونت تلویزیونی آرام شده است و خلافکاران برای بقا در یک مسابقه گلادیاتوری میجنگند و میلیونها نفر آن را تماشا میکنند.
آرنولد شوارتزنگر نقش مردی به نام بن ریچاردز را بازی میکند که به اشتباه متهم شده و مجبور است به یک شرکتکننده بدل شود و در برابر قاتلان مشهور که به شکل نمادهای تلویزیونی بازاریابی شدهاند، زنده بماند. فیلمی که بهدست آمده، ترکیبی است از تعقیب و گریز، طنز رسانهای و داستانی درباره شورش، که با صحنههای اکشن اغراقآمیز و هیجان پیوند خورده است. پایهی داستان هر سال بیشتر شبیه پیشگویی به نظر میرسد، چون فرهنگی را نشان میدهد که در آن تماشاگر و هیاهوهای دنیای اطرافش حقیقت را میبلعند.
این فیلم یک پارودی دقیق و حسابشده از اقتصاد توجه است. مرد دونده با تمام ویژگیهای قابل توجهش هنوز یکی از بهترین آثار اکشن آرنولد شوارتزنگر محسوب میشود.
5. برفشکن (Snowpiercer)
- محصول: 2013
- کارگردان: بونگ جون هو
- بازیگران: کریس ایوانز، سونگ کانگ هو، تیلدا سوینتن
- امتیاز راتن تومیتوز: 94 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7.1 از 10
بونگ جون هو با فیلم اکشن دیستوپیایی برفشکن آخرین بازماندگان بشر را تصور میکند که پس از یک آزمایش کنترل اقلیم که باعث یخ زدن زمین میشود در قطاری زندانی شدهاند که لحظهای متوقف نمیشود. در انتهای واگنها، فقرا در چرک و ترس زندگی میکنند و در قسمت جلو، طبقهی مرفه در شرایط عالی و مضحکی به سر میبرند. کرتیس (کریس اوانز) رهبری قیامی را برعهده میگیرد، واگن به واگن به سمت موتور حرکت میکند و در این مسیر حقیقتهای زننده و تکاندهندهای دربارهی این جامعه برملا میشود.
برفشکن داستانی جذاب با شخصیتهای بهیادماندنی است از جمله وزیر شروری به نام مازن با بازی تیلدا سوینتون. صحنههای اکشن هم بهخوبی طراحی شدهاند و تیراندازیها و نبردهای تن به تن به وفور دیده میشوند. با این حال، در حالی که مبارزهها خشن و تماشاییاند، شوک احساسی واقعی از پردهبرداریها و حقیقتها میآید. برفشکن تمثیل طبقاتی را در فضایی دیستوپیایی به کار میبرد و از نظر مضمون با انگل (Parasite) شباهت دارد، اما در پوشش ژانر اکشن و علمی_تخیلی قرار گرفته است.
4. مکس دیوانه: جادهی خشم (Mad Max: Fury Road)
- محصول: 2015
- کارگردان: جرج میلر
- بازیگران: تام هاردی، شارلیز ترون، نیکلاس هولت
- امتیاز راتن تومیتوز: 97 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 8.1 از 10
مکس دیوانه 2 فوقالعاده است، اما جرج میلر با جاده خشم اوج گرفت. کل فیلم عملا یک تعقیب و گریز طولانی و نفسگیر است. ماشینهای جنگی با سرعت وحشیانهای در صحرا میتازند، یک دیکتاتور تعقیب میکند و قهرمانان ما بارها و بارها در صحنههایی تماشایی مرگ را به سخره میگیرند. میلر این بار دنیای ویران خود را با وضوحی خشن و بیرحم بازسازی میکند و ماجرا را از چشم فیوریوسا (شارلیز ترون) و مکس (تام هاردی) دنبال میکنیم که از امپراتوری ایمورتان جو (هیو کیز برن) فرار میکنند و با عروسهای برده برای آزادی همراه میشوند.
هر قاب از فیلم پر از گرد و غبار، ماشینهای غولپیکر و حرکت است و هر بدلکاری کاملا فیزیکی و خیرهکننده به نظر میرسد. تصاویر جذاب و فوقالعاده خلاقانه و پر از وحشیترین کامیونهای غولپیکر و گیتارهایی هستند که از آنها آتش بیرون میزند. اما زیر تمام صحنههای حماسی و خرابهها، لطافت و حس انسانی نهفته است. زنانی را میبینیم که قدرت خود را بازمییابند، جنگجویان شکستهای که هدف پیدا میکنند و آسیبهای روحی که به انقلاب بدل میشوند.
ایدههای عمیق و غیرمنتظره زیادی در این فیلم جریان دارند که جاده خشم را از ریشههای کمیک و اکشن صرف فراتر میبرند.
3. بلید رانر 2049 (Blade Runner 2049)
- محصول: 2017
- کارگردان: دنی ویلنوو
- بازیگران: رایان گاسلینگ، هریسون فورد، آنا د آرماس
- امتیاز راتن تومیتوز: 88 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 8 از 10
ساختن دنباله برای یک شاهکار کار آسانی نیست و دنی ویلنوو به خاطر فیلم موفق بلید رانر 2049 شایستهی تحسین است. ویلنوو جهان ریدلی اسکات را گسترش میدهد و ما را به سفری آرام و عمیق درباره هویت، خاطره و انسانیت مصنوعی میبرد، در عین حال که اکشن را هم نسبت به نسخهی اصلی پرانرژیتر کرده است. در این داستان، افسر کی (رایان گاسلینگ)، یک رپلیکنت مامور شکار همنوعان خود، راز بزرگی را کشف میکند که نظم اجتماعی را تهدید میکند.
او میفهمد که احتمالا یک کودک رپلیکنت متولد شده است، نه اینکه ساخته شده باشد. سفر او در خیابانهای لغزنده از باران، بیابانهای خالی و راهروهای تنها و نئونی رخ میدهد. تصاویر درست به همان اندازه که در نسخهی اول گیرا بودند، در اینجا هم نفسگیرند. اکشن هم صرفا نمایش نیست بلکه بیانگر دنیایی است که در آن روحها ممکن است مصنوعی باشند، اما رنج واقعی و ملموس است. وقتی کی معنای قربانی را درمییابد، بلید رانر 2049 دیگر شبیه آیندهای خیالی به نظر نمیرسد، بلکه آینهای است که واقعیت امروز را مقابل ما میگذارد.
2. فرزندان انسان (Children of Men)
- محصول: 2006
- کارگردان: آلفونسو کوارون
- بازیگران: کلایو اوون، جولین مور، مایکل کین
- امتیاز راتن تومیتوز: 92 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7.9 از 10
در جهانی که به خاطر ناباروری ویران شده است، شاهکار آلفونسو کوارون داستان یک فعال سابق مایوس و ناامید به نام تئو (کلایو اوون) را دنبال میکند. او مامور محافظت از اولین زنی (کلر هوپ اشیتی) را برعهده دارد که باردار است. بریتانیا به پناهگاهی نظامی تبدیل شده که با تبلیغات و بیرحمی اشباع شده است. وقتی تئو مادر جوان پناهنده را به سمت پناهگاهی که شایعه شده جای امنی است هدایت میکند، خشونت اطرافشان فوران میکند. شورشها، اردوگاههای پناهندگان و انفجارهای ناگهانی ترس را میبینیم که با نماهای طولانی و نفسگیر ثبت شدهاند.
تعقیب و گریز طولانی با ماشین در این فیلم یکی از بهترین سکانسهای سینمایی دهه 2000 است. همهی اینها جمع میشوند تا بچههای انسان را به یکی از هوشمندانهترین و سرگرمکنندهترین فیلمهای علمی_تخیلی قرن 21 بدل کنند. این فیلم اکشن دیستوپیایی پر از ایدههای عمیق است و در عین حال، ریتمی پرانرژی، هیجانانگیز و سرگرمکننده دارد. قدرت واقعی اثر در امیدی شکننده است که در برابر یاس عظیم میدرخشد. یعنی باور به این که حتی دنیای در حال مرگ هم میتواند با مهربانی، شجاعت و فداکاری دوباره زنده شود.
1. نابودگر 2: روز داوری (Terminator 2: Judgment Day)
- محصول: 1991
- کارگردان: جیمز کامرون
- بازیگران: آرنولد شوارتزنگر، لیندا همیلتون، رابرت پاتریک
- امتیاز راتن تومیتوز: 91 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 8.6 از 10
تریمیناتور 2: روز داوری یک دنبالهی دیگر است که بهطور چشمگیری از پیشدرآمد خود فراتر رفت. سالها پس از آنکه سارا کانر (لیندا همیلتون) فهمید ماشینها روزی بشریت را نابود خواهند کرد، ترمیناتور بازبرنامهریزیشده (آرنولد شوارتزنگر) از آینده میآید تا از پسر او، جان (ادوارد فورلانگ)، محافظت کند که قرار است رهبری مقاومت را به عهده گیرد. روبروی آنها، تی-1000 با بدنی از فلز مایع (رابرت پاتریک) قرار دارد که کابوسی از تکامل غیرقابل توقف است.
بازگرداندن دشمن قسمت اول به نقش محافظ، یک شاهکار روایی بود که دینامیک داستان را کاملا تغییر داد و حس یک ادامهی طبیعی و تازه از فیلم اول را به بیننده القا کرد، نه یک بازتکرار خستهکننده. جیمز کامرون در طول مسیر برخی از لذتبخشترین سکانسهای خود را ارائه میکند که شامل تیراندازیها، تعقیب و گریزها و انفجارهای فراوان است. بسیاری از لحظات کلاسیک داستانی اینجا حضور دارند و بینقص اجرا شدهاند.
افراد کمقدرتی که در برابر دشمنان ظاهرا شکستناپذیر مقاومت میکنند، کودکی که سرنوشت خود را کشف میکند، ماشینی که ارزش زندگی را میآموزد تنها بخشی از این لحظات هستند. به همین دلایل، فیلم اکشن دستوپیایی ترمیناتور 2: روز داوری اوج این ترکیب ژانری را نشان میدهد.
منبع: collider














