رتبهبندی تمام فیلمهای پارک ژوراسیک از بدترین تا بهترین
کمتر فیلمی در تاریخ سینما به جایگاه افسانهای پارک ژوراسیک (Jurassic Park) رسیده و در عین حال کمتر فرنچایزی به این اندازه مایوسکننده ادامه یافته است. استیون اسپیلبرگ در سال 1993 بار دیگر انقلابی در سینمای بلاکباستر تابستانی و عرصهای به پا کرد که خودش تقریبا بیست سال پیش با آروارهها (Jaws) بنیان نهاده بود. او رمان پرفروش مایکل کرایتون را به فیلمی پرهیجان، شوکهکننده و سرشار از فاجعه تبدیل و داستان دایناسورهایی را روایت کرد که بهطور ژنتیکی بازآفرینی شده و حالا روی پردهی نقرهای جان گرفته بودند. استفادهی انقلابی از جلوههای ویژهی کامپیوتری برای خلق دایناسورها، کارگردانی درخشان و گروه بازیگران بینقص به رهبری سم نیل، لورا درن و جف گلدبلوم، دست به دست هم دادند تا پدیدهای فرهنگی خلق شود که (برای مدتی کوتاه) پرفروشترین فیلم تاریخ لقب گرفت.
وقتی یک فیلم علمی تخیلی تا این حد عظیم و موفق باشد، استودیو چارهای جز ادامه دادن ندارد و اینگونه بود که طی بیش از سی سال، کمپانی یونیورسال پیکچرز بارها تلاش کرد دنبالهای درخورِ اولین پارک ژوراسیک استیون اسپیلبرگ بسازد. آنها حتی خودِ اسپیلبرگ را بازگرداندند تا دنبالهای جاهطلبانه اما پُر ایراد را کارگردانی کند که میان بازآفرینی جادوی نسخهی اول و کشاندن قصه به تاریکیهای بیشتر، سرگردان مانده بود. سپس قسمت سوم ساخته شد که فیلمی سادهتر و بازگشتی به اصول اولیه بود و زودگذر و کمجان از آب درآمد. پس از یک وقفهی طولانی، یونیورسال بار دیگر به این فرنچایز بازگشت؛ اینبار با دنیای ژوراسیک و از آن پس هر سه تا چهار سال قسمت جدیدی روانهی سینماها شد.
این فیلمها همواره در گیشه موفق ظاهر شدهاند. نسخهی اصلی دنیای ژوراسیک در سال 2015 توانست 1.6 میلیارد دلار بفروشد و دنبالههای آن با بازی کریس پرت و برایس دالاس هاوارد نیز هر دو از مرز یک میلیارد دلار عبور کردند. جدیدترین قسمت با عنوان تولد دوباره (Rebirth) که بازیگران قدیمی را کنار گذاشته و گروهی کاملا تازه به رهبری اسکارلت جوهانسون، ماهرشالا علی و جاناتان بیلی را به میدان آورده، از همان ابتدا نشانههایی از تکرار موفقیتهای نسخههای پیشین را از خود بروز داده است.
اما آنچه فیلمهای پارک ژوراسیک فاقد آناند، تخیل، جرقهی خلاقیت و نبوغ قسمت اول است. با هر قسمت جدید، بیش از پیش روشن میشود که سازندگان دنیای ژوراسیک نمیدانند چطور این فرنچایز را از صرفا موفقیت تجاری به دستاوردی خلاقانه و ماندگار ارتقا دهند. هر فیلم تنها نسخهای تکراری از ضربآهنگهای قسمت اول با مهارت و دقتی هر بار کمتر از قبل است. نتیجه مجموعهای از فیلمهای پارک ژوراسیک است که بهشکلی متناقض، هم عظیماند و هم فراموششدنی؛ آثاری که با غوغایی بزرگ وارد سالنهای سینما، اما به همان سرعت هم از ذهنها محو میشوند.
با این وجود من این مطلب را برای این منظور آماده کردم که پارک ژوراسیک را ستایش کنم، نه آن را چون فسیلی به خاک بسپارم. دلیل موفقیت مداوم فیلمهای پارک ژوراسیک روشن است. تماشاگران هنوز از تماشای دایناسورها روی پرده و از مواجههی قهرمانان شجاع با هیولایی باستانی به وجد میآیند. این همان فرمولی است که نسخهی اصلی پارک ژوراسیک در همان نخستین تلاش به کمال رساند و تماشاگرانی که هنوز امیدوارند آن جادو دوباره زنده شود حق دارند از ساخته شدن قسمتهای جدید بهرهمند شوند. تمام عناصر لازم برای ساختن فیلمهای واقعا خوب در دنیای ژوراسیک در دسترس است و یونیورسال فقط باید راهی پیدا کند تا دوباره آنها را از دل خاک بیرون بکشد. در ادامه تمام فیلمهای پارک ژوراسیک را از بدترین تا بهترین رتبهبندی کردهام.
7. دنیای ژوراسیک: قلمرو (Jurassic World: Dominion)
- محصول: 2022
- کارگردان: کالین ترورو
- بازیگران: کریس پرت، برایس دالاس هاوارد، لورا درن
- امتیاز راتن تومیتوز: 29 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 5.6 از 10
یکی از تاریکترین و مایوسکنندهترین دنبالههایی که تاکنون در میان فیلمهای پارک ژوراسیک ساخته شده، دنیای ژوراسیک: قلمرو است چرا که کالین ترورو در مقام کارگردان سهگانهی خود را با بیتوجهی و شرمآور به پایان میبرد. این فیلم که پیش از اکران با تبلیغات سنگینی بهعنوان پایانِ فرنچایز معرفی شد و سه چهرهی افسانهای نسخهی اصلی یعنی الی (لورا درن)، ایان (جف گلدبلوم) و آلن (سم نیل) را دوباره به میدان آورد، در تلاش برای برانگیختن حس نوستالژی است، اما کاملا شکست میخورد.
تماشای بازگشت این سه اسطورهی سینما، آن هم فقط برای تکرار مسیری که سی سال پیش طی کرده بودند و به هدر رفتن آنها در دل داستانی احمقانه و بیرمق، واقعا آزاردهنده است و در حالی که آنها بیهدف در صحنهها پرسه میزنند، کریس پرت و برایس دالاس هاوارد بارِ اصلی فیلم را به دوش میکشند.
بدتر از همه این که تمام آن پیشفرض جذاب یعنی جهانی که دایناسورها آزادانه در آن پرسه میزنند قربانی داستانی شده که به طرز عجیبی دربارهی ملخهای غولپیکر است! در کمال ناباوری، دایناسورها حتی محور اصلی فیلم هم نیستند. نه صحنههای اکشن خوبی دارد، نه لحظات بامزه، نه هیجانی واقعی. قلمرو فیلمی است که باعث میشود آرزو کنید این مجموعه برای همیشه منقرض شود.
6. دنیای ژوراسیک (Jurassic World)
- محصول: 2015
- کارگردان: کالین برورو
- بازیگران: کریس پرت، برایس دالاس هاوارد، وینسنت دن آفریو
- امتیاز راتن تومیتوز: 72 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 6.9 از 10
پرفروشترین عنوان در میان فیلمهای پارک ژوراسیک و فیلمی که در زمان اکران با نقدهای متوسط از سوی منتقدان مواجه شد، اما محبوبیت گستردهای نزد تماشاگران عام پیدا کرد دنیای ژوراسیک است. بعد از گذشت ده سال از انتشار، بهراحتی میتوان دلیل این استقبال را فهمید.
فیلم، بازآفرینی قابل هضمی از نسخهی اصلی پارک ژوراسیک، با پیچشی جزئی، اینبار با طرح پرسشی بدیهی اما جذاب است که چه میشود اگر حملهی دایناسورها نه در یک پروژهی شکستخورده، بلکه در پارکی کاملا فعال و باز به روی عموم رخ دهد؟ ترورو چند صحنهی تعقیب و گریز و اکشن قابل قبول ارائه میدهد و فیلم لحظاتی دارد که در مقام نمایش صرف، موثر از کار درآمدهاند. صحنههایی مثل مرگ بیرحمانهی دستیار کلر که بهوضوح برای شوکه کردن تماشاگر طراحی شده است.
اما در لحظاتی که فیلم تعقیب و گریز دایناسورها را نشان نمیدهد با یک فاجعه طرفیم. کلر، مدیر سودجو و حسابگر پارک و اوون، عاشق ماجراجوی دایناسورها، به اندازهی یک توده استخوان خشک شیمی ندارند. فیلم سعی دارد حس و حال ماجراجوییهای دههی هشتادی مانند عشقبازی با سنگ (Romancing the Stone) را زنده کند، اما بیشتر در قلمروی زشت و جنسیتزده گام برمیدارد. اینجاست که دنیای ژوراسیک دقیقا به نقطهای میرسد که کاریزمای نویدبخش کریس پرت بهعنوان یک ستارهی سینما، شروع به پژمرده شدن میکند و به چیزی به مراتب بیرمقتر بدل میشود.
اما شاید بدترین جنبهی دنیای ژوراسیک را بتوان در همان ایدهی مرکزیاش دید که مدیران پارک تلاش میکنند با مهندسی یک دایناسور کاملا جدید، دوباره تخیل تماشاگران را که از دایناسورهای معمول خسته شدهاند، شعلهور کنند. این ایده که یک فیلم پارک ژوراسیک، دایناسورها را خستهکننده بداند، بهطرز عجیبی با خود فیلمسازی هماهنگ است، چون لنزی که این فیلم از خلال آن به این موجودات نگاه میکند، بیش از حد کسلکننده و عاری از هرگونه هیجان است. دنیای ژوراسیک در تلاش است تا تمام جزییات نسخهی اصلی را بازسازی کند، اما هرگز راهی نمییابد تا همان حس شگفتی را دوباره خلق کند.
5. دنیای ژوراسیک: سقوط پادشاهی (Jurassic World: Fallen Kingdom)
- محصول: 2018
- کارگردان: خوان آنتونیو بایونا
- بازیگران: کریس پرت، برایس دالاس هاوارد، جف گلدبلوم
- امتیاز راتن تومیتوز: 47 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 6.1 از 10
فیلم سقوط پادشاهی دنبالهی دنیای ژوراسیک به کارگردانی خوان آنتونیو بایونا، تا حدی شبیه بازسازی فیلم دنیای گمشده است اما با لحن اندکی تاریکتر که در میان سهگانه، کمی جلب توجه میکند. این جلب توجه شاید کار چندانی نکند جز این که فیلم را نسبت به نوستالژی کسلکنندهی اطرافش کمی تازهتر جلوه دهد، اما همین هم کم نیست. فیلم داستان اوون (کریس پرت) و کلر (برایس دالاس هاوارد) را دنبال میکند که دوباره به جزیرهی متروکهای بازمیگردند که زمانی پارک تفریحی معروف قرار داشت تا دایناسورهای باقی مانده را از فوران آتشفشانی قریبالوقوع و فاجعهبار نجات دهند.
فیلم با صحنههای اکشن نسبتا خوبی پیش میرود و بهخصوص فوران آتشفشان بهخوبی اجرا شده است اما بازیگران فرعیِ غیرقابل تحمل و آزاردهنده بهشدت فیلم را زمین میزنند. تا نیمهی دوم، فیلم به سمت فضایی شبیه به خانهی متروکه و فیلمهای اسلشر میرود که اندکی کنجکاوی برمیانگیزد، اما درست در همین نقطه است که داستان کاملا به چیزی آشفته و بیمایه بدل میشود که دنبال کردنش بیفایده است.
4. تولد دوبارهی دنیای ژوراسیک (Jurassic World Rebirth)
- محصول: 2025
- کارگردان: گرت ادواردز
- بازیگران: اسکارلت جوهانسون، ماهرشالا علی، جاناتان بیلی
- امتیاز راتن تومیتوز: 51 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 6.2 از 10
تولد دوباره گامی نسبتا رو به جلو نسبت به فیلمهای قبلی دنیای ژوراسیک است، چرا که بار گذشتهها را کنار گذاشته و تمرکز خود را صرفا روی گروهی تازه میگذارد که وارد ماجراهای مربوط به دایناسور میشوند. این بار کارگردانی اثر به گرت ادواردز سپرده شده است، کارگردانی که سابقهی خوبی در ساخت فیلمهایی دربارهی موجودات عظیمالجثه دارد که در برابر انسانهای کوچک و نحیف، چیزی شبیه خدایاناند. اما متاسفانه هیچکدام از چشماندازهای ادواردز در این ماجراجویی سادهسازیشده و فاقد هیجان دیده نمیشود. فیلم تلاش میکند شگفتی پایهای را برانگیزد و حتی برخی لحظات مشهور فیلم اصلی اسپیلبرگ را با کمترین جرقه و ترس واقعی بازسازی میکند. اینجا ماجرایی تقریبا کماهمیت و تا حدی خندهدار را دنبال میکنیم.
دو مزدور (اسکارلت جوهانسون و ماهرشالا علی) و یک دیرینهشناس همراه (جاناتان بیلی) به جزیرهای متروکه میروند تا نمونههای خون سه دایناسور خاص را جمعآوری کنند تا درمانی برای بیماری قلبی بسازند. هیچکدام از شخصیتهای کممایه فیلم، ماموریتشان را جدی نمیگیرند و صرفا آن را وسیلهای برای کسب درآمد میدانند؛ نکتهای که به طرز طنزآمیزی نماد رویکرد همهی عوامل سازنده فیلم است. به این ماجرای خستهکننده، داستانی آزاردهنده دربارهی خانوادهای که در همان جزیره غرق شدهاند اضافه کنید و فیلمی به دست میآید که هیچ تولد دوبارهای در کیفیت به همراه ندارد.
3. پارک ژوراسیک 3 (Jurassic Park III)
- محصول: 2001
- کارگردان: جو جانستون
- بازیگران: سم نیل، ویلیام اچ میسی، تیا لئونی
- امتیاز راتن تومیتوز: 49 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 6 از 10
پس از فیلم جنجالی دنیای گمشده، جو جانستون با قسمت سوم پارک ژوراسیک تلاش کرد دوباره به جادوی اولیه بازگردد. آیا تاکنون مجموعهای اینقدر زمان صرف بازگشت به ریشههای خود کرده است؟ در این قسمت که در سال 2001 ساخته شد، سم نیل بار دیگر در نقش آلن گرنت بازمیگردد (لورا درن هم حضوری کوتاه دارد) و داستان او را دنبال میکند که در جزیرهی پر از دایناسور ایزلا سورنا گیر افتاده و باید به زوجی کمک کند تا پسر گمشدهشان را بیابند. فیلم سرراست و بدون پیچ و خم است که این موضوع کمی به ضررش تمام میشود.
در 90 دقیقه فرصت کمی برای پرداخت عمیق به شخصیتها وجود دارد و اکشن هم به اوج فیلمهای اسپیلبرگ نمیرسد، ضمن آنکه جلوههای ویژه ضعیفتر نیز کمکی نمیکنند. با این حال، صحنههایی بهیادماندنی مثل مبارزهی اسپینوسوروس و تیرکس در فیلم هست و ریتم نسبتا تند آن اجازه میدهد فیلم از لحاظ سرگرمی موفق باشد. اگر بخواهیم با همهی قسمتهای دنیای ژوراسیک مقایسه کنیم، پارک ژوراسیک 3 نزدیک به یک شاهکار است.
2. جهان گمشده: پارک ژوراسیک (The Lost World: Jurassic Park)
- محصول: 1997
- کارگردان: استیون اسپیلبرگ
- بازیگران: جف گلدبلوم، جولیان مور، وینس ران
- امتیاز راتن تومیتوز: 56 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 6.6 از 10
خود اسپیلبرگ هم بهعنوان کارگردان چندان دل خوشی از جهان گمشده ندارد. او بعدها اعتراف کرد که در اواخر مراحل ساخت این فیلم از تلاشش برای بازآفرینی جادوی فیلم اول دلسرد شده بود و این دلسردی تا حدی در فیلم پیداست. دنیای گمشده دنبالهای است با لحن آشفته. هم بسیار تاریکتر و خشنتر از فیلم اول است و هم پر از لحظات کمدی و شوخیهایی که گاهی نابجا به نظر میرسند. فیلمنامهاش هم تقریبا مانند تمام فیلمهای پارک ژوراسیک بار دیگر داستان نسخهی اول را با کمی تغییر تکرار میکند و گروهی از محققان را نشان میدهد که به جزیرهای دیگر سفر میکنند و با فاجعهای مواجه میشوند.
با این که فیلم نتوانست هیجان و شگفتی پارک ژوراسیک را تکرار کند، اما نمیتوان انکار کرد که حتی یک اثر متوسط از اسپیلبرگ، همچنان توانمند و سرگرمکننده است. صحنههای اکشنی مثل حملهی تیرکس به تریلر یا کمین وحشیانهی ولاسیرپتورها فوقالعادهاند و فیلم در اوج خود بالاخره ریتم خاصی پیدا میکند، بهویژه در پردهی پایانی، جایی که دایناسورها وارد دنیای انسانها میشوند و اسپیلبرگ فرصت مییابد تفسیر خودش را از یک فیلم هیولایی خلق کند. این آخرین باری است که یکی از فیلمهای پارک ژوراسیک چیزی را ارائه میدهد که در نسخهی اصلی وجود نداشت.
1. پارک ژوراسیک
- محصول: 1993
- کارگردان: استیون اسپیلبرگ
- بازیگران: سم نیل، لورا درن، جف گلدبلوم
- امتیاز راتن تومیتوز: 91 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 8.2 از 10
آیا در تاریخ سینما فرنچایزی وجود دارد که شکاف میان کیفیت فیلم اول و دنبالههایش تا این اندازه عمیق و دردناک باشد؟ هر کدام از فیلمهای پارک ژوراسیک در بهترین حالت قابل قبولند؛ برخی از بقیه بهترند، اما حتی دنیای گمشده هم واقعا فراتر از نمرهی 7 از 10 نمیرود. بعد نسخهی اصلی را داریم که پس از هزاران بار تماشا هنوز هیجانانگیز، دلگرمکننده و سرگرمکننده است. راز جادوی فیلم اول در همان شگفتی ساده و پرشوری نهفته است که اسپیلبرگ به آن تزریق میکند؛ او باعث میشود تماشاگر به این مخلوقات انیماترونیک و دیجیتال روی پرده، همچون دایناسورهایی واقعی و زنده نگاه کند.
لحظهای که الی و آلن برای نخستین بار یک براکیوسوروس را میبینند، دوربین به شگفتی آن لحظه زمان میدهد و موسیقی پرشکوه جان ویلیامز، عظمت آن را دوچندان میکند. حتی وقتی ماجراجویی به کابوسی خونین بدل میشود و دایناسورهای مرگبار از قفس میگریزند، اسپیلبرگ هنوز عاشق این موجودات است و از نگاه تحسینآمیز یک پسر ششساله، به تیرکس در صحنهی تعقیب افسانهایاش خیره میشود. از بازیهای دقیق و جاافتادهی بازیگران تا تم سادهی انسانهایی که در نقش خدا ظاهر میشوند، در پارک ژوراسیک اصلی نوعی خلوص وجود دارد که هیچ یک از دنبالهها هرگز نتوانستهاند بازآفرینیاش کنند. همین ویژگیها این فیلم را به یکی از بهترین بلاکباسترهای تابستانی تمام دوران بدل کرده است.
منبع: indiewire











