10 تفاوت بزرگ انیمیشن هرکول با اسطورهی یونان
انیمیشن هرکول (Hercules) در زمان اولین انتشار خود نتوانست به اندازه برخی دیگر از آثار دیزنی مورد توجه واقع شود، اما هنوز هم بخش محبوبی از کاتالوگ این استودیوی انیمیشنسازی باقی مانده است. تماشاگران از آهنگهای الهامگرفته از موسیقی مذهبی آن لذت بردند و منتقدان فیلمنامه و صداپیشگی فیلم را تمجید کردند. برخی هم از انیمیشن هرکول به خاطر فاصله گرفتن از افسانههای کلاسیک، که برخلاف فیلمهای پرنسسی از اساطیر یونان الهام گرفته بود، از آن قدردانی کردند. با این حال، تیم خلاق این انیمیشن حین تطبیق عناصر منبع اقتباسشان چیزهای زیادی را تغییر داد.
اسطورههای یونانی از محبوبترینها در جهان هستند، اما همانطور که طرفدارانشان خوب میدانند، این شخصیتها و داستانهایشان اغلب عناصری دارند که برای کودکان مناسب نیست. بنابراین تعجبی ندارد که دیزنی جزئیاتی را در داستان هرکول تغییر داده باشد. این قهرمان افسانهای همچنین در طول زندگیاش ماجراجوییهای زیادی داشت که تمام آنها در یک بازه زمانی 90 دقیقهای پوشش داده نمیشد. در ادامه به 10 تفاوت بزرگ انیمیشن هرکول محصول دیزنی با شخصیت او در اسطورهشناسی یونان اشاره کردیم.
10. هرکول افسانهای نامهای متفاوتی دارد
انیمیشن هرکول دیزنی برای انتخاب نام قهرمان داستانش خیلی سخت نمیگیرد و او از بدو تولد هرکول نامیده میشود. حتی زمانی که او بهعنوان نوزاد ربوده میشود و توسط یک زوج انسانی پیدا میشود، آنها مدالی را دور گردن او پیدا میکنند که روی آن نوشته شده «هرکول» بنابراین او نامی را که والدین الهیاش به او دادهاند حفظ میکند. این امر بر خلاف افسانه یونانی به جلوگیری از هرگونه سردرگمی در مورد اینکه مخاطبان باید او را چهگونه بنامند، کمک میکند.
در حالی که روایتها بسته به نویسنده متفاوت است، معمولا توضیح داده میشود که قهرمان آینده در ابتدا آلکیدس، به معنای «نوادهی آلکائوس» نامیده میشد. با این حال زمانی که والدین انسانیاش متوجه شدند که پدر واقعیاش در واقع زئوس است، او را هرکول به معنای «شکوه هرا» نامیدند. این کار را هم بهمنظور آرام کردن همسر حسود زئوس انجام دادند. هرکول نسخه رومی است و بیشتر شناخته شده است، که احتمالا دلیل انتخاب دیزنی از آن بهجای نسخه یونانی همین است.
9. دیزنی میراث هرکول را به سادهترین شکل ممکن نمایش داد
در انیمیشن هرکول، قهرمان پسر زئوس و هرا است، که او را به یک خدا تبدیل میکند. اندکی پس از تولدش، هادس دستیارانش را به سوی او میفرستد تا هرکول را بدزدند، او را وادار به نوشیدن معجونی کنند که وی را فانی خواهد کرد و در نهایت او را بکشند. نوزاد تقریبا تمامی معجون را مینوشد به جز آخرین قطره، که به او اجازه میدهد قدرت الهیاش را حفظ کند. سپس دو کشاورز به نامهای آمفیتریون و آلکمینه، هرکول را به سرپرستی میپذیرند و او را مانند فرزند خود بزرگ میکنند.
افسانه یونانی، مانند بسیاری از افسانههای دیگر، با دلبستگی زئوس به آلکمینه آغاز میشود که یک انسان فانی است. او تصمیم میگیرد خود را بهعنوان شوهرش درآورد و بدون اینکه زن باخبر از این موضوع باشد، او را باردار میکند. در نتیجه این انتساب، هرکول بهعنوان یک نیمهخدا با قدرتهای استثنایی متولد میشود. به پیچیدگیهای داستان افزوده میشود که شوهر واقعی آلکمینه همان روزی برمیگردد که زئوس جایش را ترک کرده و آنها پسر دیگری به نام ایفکلس را بهدنیا میآورند. او در همان زمان با هرکول متولد میشود و به این ترتیب، آنها دوقلوهای ناتنی هستند.
8. در افسانهی هرکول، هادس یک شخصیت شرور نیست
هادس حاکم دنیای زیرین، در انیمیشن هرکول بهعنوان یک شرور شناخته میشود. خدای مردگان از قلمرو خود خسته شده و به موقعیت زئوس بهعنوان پادشاه حسادت میورزد، بنابراین میخواهد او را با آزاد کردن تایتانها برکنار کند. بر اساس پیشگوییها، هادس در صورت مبارزه هرکول با پدرش شکست خواهد خورد، بنابراین هادس بخش عمدهای از فیلم را صرف تلاش برای کشتن برادرزادهاش یا حداقل دور نگهداشتن او از جنگ میکند.
در مقابل، بزرگترین دشمن هرکول هرا بود که به خاطر خیانت همسرش عصبانی بود و مصمم بود تا از پسر حاصل از این رابطه انتقام بگیرد. الهه حسود مانع از پادشاهی هرکول بر یونان شد، در دوران نوزادی مارهایی را برای کشتن او فرستاد و چندین بار او را به خشم غیرقابل کنترلی دچار کرد که پیامدهای ویرانگری داشت. هرا تا زمانی که هرکول درگذشت و به مقام خدایی رسید، آرام نگرفت و پس از آن به او اجازه داد با دخترش هبه ازدواج کند.
7. رابطهی هرکول و مگارا در افسانهها یک تراژدی است
در انیمیشن هرکول دیزنی، معشوقه قهرمان داستان زنی به نام مگارا یا مگ است، که برای نجات مردی که دوستش داشت، روحش را به هادس فروخت، اما معشوقش او را ترک کرد. او بعدها به جاسوس هادس بدل میشود، اما در نهایت عاشق هرکول میشود و جانش را برای نجات او فدا میکند. سپس هرکول به دنیای زیرین میرود و مگ را به زندگی بازمیگرداند و به یک قهرمان حقیقی تبدیل میشود. اگرچه این امر به او جایگاهی میان خدایان میدهد، اما او تصمیم میگیرد با مگ به زندگی انسانی ادامه دهد.
داستان هرکول و مگارا در افسانههای یونانی بسیار تراژیکتر است. این قهرمان پس از شکست دادن مینیانها، با پرنسس تِبِس ازدواج کرد. آنها چند پسر داشتند و مدتی خوشبخت زندگی کردند. متاسفانه هرا تصمیم گرفت هرکول را دچار جنون کند و در این حالت او همسر و فرزندانش را کشت. زمانی که به خود آمد، هرکول از کار خود وحشتزده شد و به معبد دلفی رفت تا توبه کند.
6. شخصیت هرکول در انیمیشن دیزنی به دنبال تعلق است نه رستگاری
شخصیت هرکول در انیمیشن دیزنی در دوران نوجوانی هرگز به درستی شکل نمیگیرد، بنابراین وقتی متوجه میشود والدین واقعیاش خدا هستند، فکر میکند که جای او باید در کنار آنها باشد. او سپس ماموریتی را برای تبدیل شدن به یک قهرمان واقعی آغاز میکند تا بتواند دوباره جایگاه خداییهاش را به دست آورد و به والدینش در کوه المپ بپیوندد. در طول فیلم، تمایل هرکول به تعلق خاطر او را به انجام کارهای قهرمانانه وامیدارد، اما در نهایت متوجه میشود که جایش در کنار مگ است و از شانس خدا شدنش صرفنظر میکند.
برعکس، هرکولی که در اسطورهها میشناسیم تمایل طبیعی به ماجراجویی دارد، اما مشهورترین کار او، دوازده قدم، یک ماجراجویی ناشی از احساس گناه و اندوه بود. هرکول پس از کشتن مگارا و فرزندانشان دچار پریشانی شد، بنابراین اوراکل به او پیشنهاد کرد که نزد پسرعمویش، پادشاه اروستئوس برود و هر کاری که او دستور داد انجام دهد تا گناهانش بخشوده شود. او سپس زمانی که هرا او را به خشم دیگری دچار کرد این مسیر را دوباره تکرار کرد که باعث شد دوستش ایفیتوس را بکشد.
5. نسوس در افسانهی هرکول نقش پررنگتری داشت تا در انیمیشن دیزنی
وقتی هرکول برای اولین بار با مگ ملاقات میکند، با یک قنطورس (موجود نیمه اسب و نیمه انسان) به نام نسوس مواجه میشود. با اینکه مگ به هرکول میگوید که در این موضوع دخالت نکند، اما او که تازه دوره آموزش قهرمانیاش را به پایان رسانده، با نسوس میجنگد و در نهایت او را شکست میدهد. آنچه هرکول نمیداند این است که مگ برای جذب نسوس به سمت هادس به منظور نقشهی آیندهاش علیه زئوس فرستاده شده است، اما این پایان نقش قنطورس در فیلم است.
در واقع نسوس نقش بسیار مهمتری در زندگی هرکول داشت. آنها به زودی پس از ازدواج هرکول با همسر سومش، دیانرا یکدیگر را ملاقات کردند. این زوج در تلاش بودند تا از رودخانهای عبور کنند و نسوس پیشنهاد داد در حالی که هرکول شنا میکند، دیانرا را بر دوش بگذارد و از رودخانه رد کند اما سپس این نیمهانسان سعی کرد به او تجاوز کند.
هرکول با تیرهای زهرآلود به او شلیک کرد، اما در حال مرگ، نسوس به دیانرا گفت که خون او را جمعآوری کند زیرا این خون یک جادوی عشق قوی است. سالها بعد، هرکول یک کنیز گرفت و دیانرا از خون علیه او استفاده کرد. به جای اینکه عشق او را تضمین کند، زهر در نهایت او را کشت.
4. فیلوکتتس استاد هرکول نیست
فیلوکتتس یا همانطور که در انیمیشن هرکول میگویند فیل، یک ساتیر (موجود نیمه انسان و نیمه بز) است که بسیاری از قهرمانان یونانی را آموزش داده است. در ابتدا او سعی میکند از آموزش هرکول اجتناب کند چون نمیخواهد از یک دانشآموز جوان و بااستعداد دیگر ناامید شود، اما بعد از اینکه زئوس او را با رعد و برق مورد هدف و تهدید قرار میدهد، تسلیم میشود. فیل به مربی هرکول تبدیل میشود و هنگامی که او مشهور میشود، از او مراقبت میکند. او حتی تلاش میکند به هرکول درباره مگ هشدار دهد، اما قهرمان جوان هنوز آماده گوش دادن نیست.
جالب آنکه فیلوکتتس در اسطورههای یونان نه ساتیر است و نه معلمی برای قهرمانان جوان. او در واقع یک شاهزاده انسانی و قهرمان به شمار میرود. اگرچه یک مفسر تاریخ ادعا کرده که آنها عاشق یکدیگر بودهاند، اما بیشتر داستانها فیلوکتتس و هرکول را بهعنوان دوستان ساده توصیف میکنند. وقتی هرکول مرد، از فیلوکتتس خواست که تابوت او را بسوزاند و به او کمان و تیرهایش را داد. فیلوکتتس بعدا از این سلاح در جنگ تروآ استفاده کرد.
3. هرکول فقط طرفدار آرگوناتها نیست
زمانی که هرکول و فیل در انمیشن هرکول با یکدیگر ملاقات میکنند، قهرمان جوان آیندهدار از این که فیل بخشی از دکل آرگو را در مجموعه خود دارد، تحت تاثیر قرار میگیرد. ساتیر توضیح میدهد که او جیسون را برای کشتیرانی قبل از اینکه راهی پیدا کردن پشم طلایی شود، تربیت کرده است. او همچنین ادعا میکند که معلم اولیسیس، پرسیوس، تسیوس و آشیل نیز بوده است، که این امر باعث شگفتی هرکول میشود، اما به گفته فیل هیچکدام از آنها به پتانسیل کامل خود نرسیدند.
هرکول یکی از آرگوناتهای اصلی بود که به جیسون در ماجراجویی حماسیاش پیوست، هرچند که او نسبتا زود از داستان بیرون رفت. در یکی از توقفهایشان، حامل زره او و معشوقش به نام هایلاس توسط پریان آبی ربوده شد. هرکول همه جا را به دنبالش گشت، اما نتوانست هایلاس را پیدا کند و بسیار ناامید شد. در حالی که او به جستجو ادامه میداد، آرگو و خدمهاش بدون هرکول و هایلاس حرکت کردند و به سفرشان ادامه دادند.
2. هرکول به خدایان کمک کرد تا علیه دشمنی متفاوت بجنگند
سومین قدم هرکول زمانی به اوج خود میرسد که هادس تایتانها را برای سرنگونی زئوس آزاد میکند. او همچنین با هرکول توافق میکند که طی آن قدرت الهیاش به مدت یک روز از او گرفته شود تا نتواند بجنگد، اما این توافق که وابسته به مگ است، زمانی شکسته میشود که مگ جان خود را فدای او میکند. هرکول پس از بازپسگیری قدرتش، وارد نبرد میشود و تایتانها را شکست میدهد، پدرش را نجات میدهد و هادس را درست طبق پیشگوییها مغلوب میکند.
در افسانهی جنگ بین خدایان و شیاطین، تضادی مشابه بین الهههای المپ و غولها رخ میدهد. دلایل دقیق این جنگ کاملا واضح نیست، اما خدایان از پیشگویی که میگوید تنها در صورت کمک یک انسان، میتوانند غولها را شکست دهند آگاه میشوند. بنابراین آنها هرکول را بهعنوان یاریگر خود استخدام میکنند. هرکول با تیر و کمانش نقش اساسی در پیروزی الهههای المپ بر غولها ایفا میکند.
1. شکلگیری صورت فلکی هرکول نسبت به آنچه در انیمیشن میبینیم دلیل متواضعانهتری دارد
در پایان انیمیشن هرکول دیزنی، زئوس با خلق یک صورت فلکی از پسرش قدردانی میکند. این آرزوی فیلم به حقیقت میپیوندد، زیرا شهروندان تبس به آسمان نگاه کرده و هرکول را بهعنوان پسر فیل به یاد میآورند. به طور خلاصه، هرکول برای شجاعت و ایثارش در آسمان شب جاودانه میشود، چرا که او نه تنها با بسیاری از هیولاها مبارزه کرده بلکه معنای یک قهرمان واقعی را نیز آموخته است.
در افسانهها هم هرکول یک صورت فلکی واقعی دارد، اما داستان اینکه چگونه آن را به دست آورد بسیار متفاوت است. وقتی او در حال بازگشت به خانه بود، با چند غول برخورد کرد. او شجاعانه جنگید اما هنوز به کمک الهی نیاز داشت، بنابراین زانو زد و برای پدرش زئوس دعا کرد. پادشاه خدایان به او برای پیروزی در نبرد کمک کرد و این لحظه را در یک صورت فلکی جاودانه کرد. با گذشت زمان، این صورت فلکی به نام زانوزَده شناخته شد.
منبع: cbr