بهترین سکانس‌های پایانی در انیمیشن‌های دیزنی

هیچ صحنه‌ای جادویی‌تر از تماشای قهرمانان دیزنی نیست، که نتیجه خوبیشان را با خوشحالی دریافت می‌کنند. پیروزی‌های این شخصیت‌های دست‌کم‌گرفته‌شده نشان می‌دهد که، انگیزه و پشتکار آنان می‌تواند برای مخاطبان الهام‌بخش باشد، تا زندگی خود را با اشتیاق و سرسختی پیش ببرند. چه تلاش در راه عشق برای غلبه بر یک مانع به‌ظاهر غیرممکن باشد، چه تحقق رویایی که به حقیقت پیوسته‌است، دیزنی دقیقا می‌داند که چگونه فیلم‌هایش را با صدایی رسا و گیرا از طریق تصاویر و موسیقی زیبا به پایان برساند و مخاطبان را مستقیما به دنیای خارق‌العاده‌ای که ساخته‌است، منتقل کند.

این غوطه‌ور شدن مخاطب، میراثی ماندگار از شادی و عشق را به‌جا می‌گذارد، که به خاطره‌انگیزترین انیمیشن‌های دیزنی ارزش می‌دهد. در اینجا درباره ۱۰ سکانس پایانی در فیلم‌های دیزنی صحبت می‌کنیم، که از ابتدا تا انتها بی‌نقص هستند.

10. وال ای (WALL E) 

وال ای دیزنی

وال ای یک انیمیشن علمی‌تخیلی محبوب است، که در صنعت انیمیشن‌سازی جریان‌ساز شده‌است. این اثر به کارگردانی اندرو استنتون و در سال ۲۰۰۸ اکران شد. داستان وال ای در سال ۲۸۰۰ میلادی جریان دارد. در این زمان هفتصد سال است که انسان‌ها زمین را ترک کرده و زمین پر از زباله و خالی از سکنه باقی مانده‌است. وال ای نام یک ربات آشغال‌جمع‌کن است، که وظیفه دارد این زباله‌ها را جمع‌آوری کرده و آنها را فشرده‌سازی کند. این فیلم در پایان‌بندی خود آینده‌ای روشن از عشق و آسایش را نشان می‌دهد. وال ای، بدون‌شک در این سکانس قلب مخاطبان را لمس می‌کند. این پایان‌بندی دقیقا همه‌چیزهایی را که درباره پیکسار الهام‌بخش است، در خود دارد. به همین دلیل است، که وال ای تحسین گسترده مخاطبان را به خود جلب کرده‌است. حتی امروز اگرچه بسیاری فکر می‌کنند تاثیر آن کم‌رنگ شده‌است، تماشای یک ربات کنجکاو با شیفتگی نسبت به مصنوعات انسانی، که در سراسر کیهان سفر می‌کند تا محبت یک ربات جوان با فناوری پیشرفته را به خود جلب کند، شایان‌ستایش است.

نبردی برای احیای زمین و بازگرداندن بشریت به سیاره‌ای که رها کرده‌اند، در سرتاسر فیلم وال ای جریان دارد. البته پایان این فیلم در ابتدا عمیقا غم‌انگیز است، زیرا به نظر می‌رسد وال ای پس از مجروح شدن در برخورد با ماشینی غیرقابل کنترل، ماجراهای خود را به یاد نمی‌آورد یا عشق به ایو را فراموش می‌کند. اما تنها چیزی که لازم است جرقه‌ای از طرف ایو است، زمانیکه او معتقد است وال ای واقعا از بین رفته‌است، تا ربات دوست‌داشتنی را به نابودی بکشاند. اما او می‌بیند که انسان‌های تازه‌وارد زمین را به کشاورزی و کاشت دانه تشویق می‌کند و راه را برای آینده‌ای روشن‌تر هموار می‌کند. این فیلم درخشان و ماندگار توانست در هشتادویکمین مراسم اسکار، جایزه بهترین انیمیشن را به خود اختصاص دهد. همچنین کریستوفر نولان از این اثر به‌عنوان یکی از آثار الهام‌بخش برای ساخت فیلم میان‌ستاره‌ای خود نام برده‌است. ازجمله صداپیشگان این اثر می‌توان به بن برت، الیزا نایت، و جف گارلین اشاره کرد.

9. کابوس پیش از کریسمس (The Nightmare Before Christmas) 

کابوس پیش از کریسمس

کابوس پیش از کریسمس یک استاپ‌موشن معروف در ژانر فانتزی موزیکال است. کارگردان این اثر هنری سیلیک و تهیه‌کننده آن تیم برتون است. داستان این فیلم در شهر هالووین جریان دارد. هالووین شهری است که شهروندان آن مسیول ساختن شوخی‌های ترسناک مخصوص شب هالووین هستند. یکی از این شهروندان جک پادشاه کدوتنبل‌های ترسناک است، که از یکنواختی هالووین خسته شده و به اشتباه وارد شهر کریسمس می‌شود. در نتیجه این دیدار، جک تصمیم می‌گیرد که کریسمس و هالووین را با هم پیوند بزند. سپس او بابانویل را می‌دزدد و خودش را به جای او معرفی می‌کند. اما در این حین او عشقی به دختری به نام سالی پیدا می‌کند. در انتهای فیلم، عشق بی‌پایان جک و سالی ابدیت می‌یابد. این زوج شهر هالووین در میان طرفداران دیزنی بسیار محبوب هستند. پس از اینکه جک اسکلینگتون متوجه اشتباهات خود درباره کریسمس می‌شود، می‌فهمد که واقعا چه کسی است و قرار است با چه کسی همراه شود. این مضمون در صحنه‌ای که به‌طرز شگفت‌انگیزی ساخته‌شده، بیان می‌شود. جک به سالی در دامنه تپه برفی ملحق می‌شود تا اعتراف کند که متوجه محبت و عشقش نسبت به او بوده‌است.

در درخشش بسیار زیبای مهتاب، جک و سالی در آغوش هم هستند، دوربین به سمت آسمان شب متمایل می‌شود، و پیوند ناگسستنی این دو را مستحکم و تماشاگر را مجذوب خود می‌کند. این سکانس بسیار کوتاه است، اما زیبایی رابطه جک و سالی را به‌خوبی به‌تصویر می‌کشد و خود فیلم آن را به یکی از اصلی‌ترین بخش‌هایش تبدیل می‌کند. فیلم کابوس پیش از کریسمس نامزد جایزه اسکار بهترین جلوه‌های ویژه شد و سایت راتن تومیتوز امتیاز 97 از 100 را برای آن ثبت کرد.

8. شگفت‌انگیزان (The Incredibles) 

شگفت‌انگیزان دیزنی

شگفت‌انگیزان یکی از انیمیشن‌های ابرقهرمانی محصول سال ۲۰۰۴ است، که نویسندگی و کارگردانی آن بر عهده برد برد بوده‌است. داستان این فیلم درباره ابرقهرمانی است که ازدواج کرده‌است و سه فرزند دارد. این ابرقهرمان مجبور شده‌است، از هویت واقعی خود فاصله گرفته و به‌عنوان یک کارمند ساده به زندگی خود ادامه دهد. او مجبور است از نیروهای خود استفاده نکند. ۱۵ سال پس از این، این ابرقهرمان که باب نام دارد وارد یک ماجراجویی می‌شود، که ازطریق آن می‌تواند خود واقعی‌اش باشد. شگفت‌انگیزان هویت ابرقهرمانی خود را در تعلیق می‌سازد و در پایان برای ماجراجویی دیگری آماده می‌شود. در سکانس پایانی این اثر، چیزی که به‌عنوان یک روز عادی برای ابرخانواده شگفت‌انگیزان شروع می‌شود، پس از اینکه وایولت با عشق خود قرارملاقات می‌گذارد و خانواده پار در اختتامیه جشنواره موسیقی در رده دوم قرار می‌گیرند، تبدیل به فراخوانی برای عشق و عمل می‌شود.

این پایان بیان می‌کند که هیچ شروری نمی‌تواند برای مدت طولانی دوام بیاورد زیرا، خانواده پار نقاب‌های خود را برای مقابله با هر تهدیدی که برای شهر مورد‌علاقه‌شان ایجاد می‌شود، آماده کرده‌اند. در این سکانس آهنگ زمینه نمادین در حالی پخش می‌شود، که دوربین به سمت هر یک از اعضای خانواده حرکت می‌کند و با باب پایان می‌یابد. فیلم در سکانسی که ضربان قلب را به صدا درمی‌آورد و باعث می‌شود تماشاگران برای تماشای بیشتر آن فریاد بزنند، پایان می‌یابد. هرچند شگفت‌انگیزان ۲ تا ۱۴ سال بعد، طرفداران را به تماشای سکانس بعدی دعوت نکردند، اما ارزشش را داشت. این یکی از بهترین پایان‌بندی‌های انیمیشن‌های دیزنی بود. شگفت‌انگیزان با تحسین منتقدان و مخاطبان روبرو شد و دو جایزه اسکار و جایزه آنی بهترین فیلم بلند پویانمایی را به‌دست آورد. این اثر اولین انیمیشنی بود که برنده جایزه هوگو در بخش بهترین نمایش درام شد. از جمله صداپیشگان این اثر می‌توان به کریگ تی. نلسن، هالی هانتر، سارا واول، اسپنسر فاکس، جیسون لی، سامویل ال. جکسون و الیزابت پنیا اشاره کرد.

آیکون فیلم شگفت انگیزان The Incredibles
فیلم

شگفت انگیزان

The Incredibles

تماشای فیلم شگفت‌انگیزان

7. گوژپشت نوتردام (The Hunchback of Notre Dame)

گوژپشت نوتردام

گوژپشت نتردام یک انیمیشن موزیکال اثر کرک ویس است، که بر اساس رمانی به همین نام از ویکتور هوگو ساخته شده‌است. داستان این اثر درباره مردی به نام کازیمودو است، که در پاریس در کلیسای نوتردام وظیفه ناقوس‌زنی را بر عهده دارد. او عاشق دختری کولی به نام اسمرالدا می‌شود و جان او را نجات می‌دهد. کازیمودو ماجراهای زیادی را از سر می‌گذارند، که در نوع خود جالب است. گوژپشت نوتردام با همان موسیقی زیبای آغازین پایان می‌یابد. پس از نجات پاریس از ظلم فرولو، استقبال از یک قهرمان بزرگ و دوست‌داشتنی مانند گوژپشت باید شیرین باشد. البته با توجه به رفتار قبلی مردم با او، قابل‌درک است که کمی تردید و ترس در وجودش باشد. وقتی او بیرون از کلیسا قدم می‌گذارد، در ابتدا احساس می‌شود، جمعیت مطمین نیستند که چگونه باید واکنش نشان دهند. اما ناگهان یک دختر کوچک از میان جمعیت بیرون می‌پرد، او را در آغوش می‌کشد و از او استقبال می‌کند. درنهایت شهری که باید همیشه او را همانطور که هست می‌دید، بلاخره گوژپشت نوتردام را به‌عنوان یک انسان شجاع می‌بیند. اسمرلدا و فوبیوس با او جشن می‌گیرند، در حالیکه او به هوا می‌پرد و راوی دانای‌کل فیلم با تکرار نوای آغازین اثر به آن ملحق می شود. این یک پایان‌بندی درخشان در آثار دیزنی است. صداپیشگان این اثر عبارتنداز؛ تام هولس، دمی مور، آنتونی جی، کوین کلاین، جیسن الکساندر، چارلز کیمبرو، ماری ویکس و دیوید اوگدن استایرس. گوژپشت نوتردام کاندیدای اسکار بهترین موسیقی غیراقتباسی در سال ۱۹۹۷ شد.

آیکون فیلم گوژپشت نوتردام The Hunchback of Notre Dame
فیلم

گوژپشت نوتردام

The Hunchback of Notre Dame

تماشای فیلم گوژپشت نوتردام

6. داستان اسباب بازی 3 (Toy Story 3) 

داستان اسباب بازی 3 دیزنی

داستان اسباب‌بازی ۳ انیمیشنی در ژانر کمدی درام است، که سومین قسمت از مجموعه فیلم‌های داستان اسباب‌بازی محسوب می‌شود. سکانس پایانی داستان اسباب‌بازی 3 راهی برای گریه نکردن باقی نمی‌گذارد. این اثر محبوب و گیرا قصیده‌ای برای بزرگ شدن و گرامی داشتن کودکی و بازی‌های کودکانه است. هیچ صحنه‌ای در کل مجموعه داستان اسباب‌بازی این را بهتر از پایان داستان اسباب‌بازی ۳ نشان نمی‌دهد. در این پایان‌بندی زیبا و احساسی در حالیکه اندی به سمت کالج می‌رود و اسباب بازی‌هایش را پیش همسایه‌اش بانی می‌گذارد، که قبلا هم با وودی در تعامل بود، احساسات متفاوت در جریان است. اندی در ابتدا تمایلی به بخشیدن وودی ندارد، زیرا بدون‌شک خاص‌ترین اسباب‌بازی‌ است که تا به حال داشته‌است، اما پس از دیدن ارتباط بانی با او متوجه می‌شود، که او خاطرات ماندگارتری را با وودی و همچنین بقیه اسباب‌بازی‌هایش می‌سازد. بینندگان هم می‌دانند که اسباب‌بازی‌ها موردعلاقه صاحب جدیدشان خواهندبود و همیشه برای زمانی که با اندی سپری کرده‌اند، ارزش‌قائل هستند.این اثر به کارگردانی لی آنکریچ و نویسندگی مایکل آرندت، برنده جایزه اسکار بهترین پویانمایی و بهترین ترانه اورجینال و نامزد بهترین فیلم‌نامه اقتباسی، بهترین فیلم و بهترین تدوین صدا شد. همچنین این اثر پرفروش‌ترین فیلم سال ۲۰۱۰ و نهمین فیلم پرفروش تاریخ سینما نام گرفت. صداپیشگان این اثر عبارتنداز؛ تام هنکس، تیم آلن، جون کیوسک، دان ریکلس، والاس شاون، جان راتزنبرگر، استل هریس، جودی بنسون، جان موریس، آر. لی ارمی و لایوری متکالف. 

آیکون فیلم داستان اسباب بازی ۳ Toy Story 3
فیلم

داستان اسباب بازی ۳

Toy Story 3

تماشای فیلم داستان اسباب‌بازی 3

5. شاهدخت و قورباغه (The Princess and the Frog)

شاهدخت و قورباغه

شاهدخت و قورباغه یکی از آثار انیمیشنی محبوب و درخشان کمپانی والت دیزنی است. این اثر درباره یک شاهزاده سرکش و خوش‌گذران است، که از طریق یک طلسم شیطانی به یک قورباغه تبدیل می‌شود. عجیب اینجاست که تنها راه باطل شدن این طلسم، بوسیدن یک شاهزاده است. اما او اشتباه کرده و به جای یک شاهدخت یک دختر پیشخدمت به نام تیانا را می‌بوسد و در نتیجه او هم به یک قورباغه تبدیل می‌شود. پس از آن، این دو نفر به اجبار باهم به جنگل فرار می‌کنند و در آنجا ماجراهای زیادی را از سر می‌گذرانند. اما در پایان این انیمیشن درخشان دیزنی، همه‌چیز درست می‌شود و دو شخصیت اصلی به آرزوهایشان رسیده‌اند. این فیلم مظهر رویایی است، که به حقیقت پیوسته است.

رسیدن به هدف برای هر کسی سخت است، اما برای یک زن جوان سخت‌کوش که ناگهان به قورباغه تبدیل می‌شود، می‌تواند ناامیدکننده باشد. درحقیقت او در طول ماجراجویی‌اش ناامید به‌نظر می‌رسد، درحالیکه باید یاد بگیرد که اجازه دهد عشق آنها را هدایت کند و هرگز از آنچه واقعا مهم است، دست نکشد. پس از ازدواج و تبدیل شدن به انسان، شاهزاده به قول خود عمل کرده و به تیانا کمک می‌کند تا رستورانش را راه بیندازد. آهنگ آغازین این بار توسط تیانا خوانده می‌شود و نشان می‌دهد که او در حال رقصیدن است و همه عزیزانش در کنارش هستند. آیا پایانی بهتر برای شکستن این مرزها می‌توان تصور کرد؟ این فیلم در مراسم اسکار نامزد دو جایزه بهترین انیمیشن و بهترین ترانه شد.

4. علاءالدین (Aladdin) 

علاءالدین دیزنی

علاءالدین یک انیمیشن موزیکال و کمدی اثر ران کلمنتس و جان ماسکر است، که بر اساس داستانی به همین نام از هزارویک شب ساخته شده‌است. داستان این فیلم درباره پسری خیابانی به نام علاء‌الدین است، که از یک قدرت جادویی بهره می‌برد. درحقیقت او تنها کسی است که می‌تواند وارد غار عجایب شده و چراغ جادویی شهر خیالی آگرابا را به دست آورد. به همین دلیل جعفر وزیر شهر به دنبال او است. ازطرفی جاسمین شاهدختی است که مجبور است با کسی ازدواج کند، که هیچ علاقه‌ای به او ندارد. به همین دلیل او فرار کرده و در این ماجراجویی با علا الدین برخورد می‌کند. علاءالدین یک پایان خوش برای هر کسی دارد و همه شخصیت‌ها دقیقا همان چیزی را که می‌خواهند به‌دست می‌آورند.

یادگیری درس‌های زندگی برای رشد هر قهرمان دیزنی ضروری است و پایان علاءالدین فرصت مناسبی را برای شخصیت اصلی فراهم می‌کند، تا اشتباهات خود را تشخیص دهد. در پایان‌بندی علاء‌الدین، جن برای تبدیل شدن دوباره به شاهزاده به علاء‌الدین برای ازدواج با جاسمین مطابق با قانون آگرابه، کمک می‌کند. علاءالدین به دوست جادویی‌اش آزادی می‌دهد و نشان می‌دهد که دوستی آنها چقدر قدرتمند است. سلطان با دیدن عشق واقعی علاءالدین به دخترش، قول می‌دهد که قانون باستانی را تغییر دهد، تا جاسمین بتواند با هر کسی که می‌خواهد ازدواج کند. علاءالدین دوباره روی فرش جادویی بر فراز آگرابه پرواز می‌کند و آسمان مراسم ازدواج آنها را روشن می‌کند و به یکی از تاثیرگذارترین سکانس‌های پایانی فیلم‌های دیزنی تبدیل می‌شود. این فیلم موفق به دریافت دو جایزه اسکار، دو جایزه گلدن‌گلوب و یک جایزه گرمی شد. صداپیشگان این انیمیشن زیبا عبارتنداز؛ اسکات وینگر، رابین ویلیامز، لیندا لارکین، جاناتان فریمن و فرانک ولکر. 

3. مولان (Mulan)

مولان

مولان یک انیمیشن موزیکال محصول سال ۱۹۹۸ است، که داستانش براساس یکی از اسطوره‌های قدیمی کشور چین نوشته شده‌است. کارگردانی این اثر را تونی بانکروفت و باری کوک برعهده داشته و ریتا هسیاو، فلیپ لازبنیک، کریس سندرز و ریموند سینگر با همکاری هم آن را نوشته‌اند. داستان این فیلم درباره دختری در زمان حکومت سلسله هان است. این دختر که مولان نام دارد، تحت شرایطی مجبور می‌شود در شکل یک مرد درآید. درحقیقت او به دلیل اینکه نمی‌خواهد پدر ناتوانش در جنگ شرکت کند، خودش داوطلب می‌شود. مولان در این جنگ شجاعت زیادی از خود نشان می‌دهد و ماجراهای مهیجی را پشت سر می‌گذارد. در پایان این فیلم، مولان بالاخره با خانواده‌اش متحد می‌شود. این سکانس آخر هم تاثیرگذار و هم خنده‌دار است. رابطه مولان با خانواده‌اش، به‌ویژه پدرش، دلیل تصمیم او برای تبدیل شدن به یک مرد و ورود به جنگ است. تصمیمی شجاعانه و مخاطره‌آمیز که در طول فیلم تبعات زیادی برایش دارد، اما او هرگز فراموش نمی‌کند که چه کسی است، حتی زمانی که گرفتار می‌شود و ارتش به او پشت می‌کند،

او با روحیه شکست‌ناپذیر و تعهد خود نسبت به انجام آنچه که درست است انگیزه دارد. پس از نجات چین از دست دشمن، او نشان امپراتور را دریافت می‌کند و شمشیری که می‌خواهد را به‌دست می‌آورد و او را برای پدرش می‌آورد، به این امید که سرانجام به او افتخار کند. وقتی پدرش شمشیر را کنار می‌اندازد و دستانش را دور مولان حلقه می‌کند و اعلام می‌کند که بزرگترین هدیه و افتخار او داشتن دختری مانند مولان است، بینندگان نمی‌توانند گریه نکنند. البته مادربزرگ او این لحظه دلگرم‌کننده را با کنایه‌ای درباره اینکه مولان چگونه باید مردی را از جنگ به خانه می‌آورد، نصفه می‌گذارد. این سکانس با بازپس‌گیری موشو به‌عنوان یک نگهبان مشخص می‌شود و در جشنی در میان اجداد مرده به اوج خود می‌رسد.این فیلم درخشان نامزد جایزه اسکار، گلدن‌گلوب و چندین جایزه دیگر شده‌است. 

2. پری‌دریایی کوچولو (The Little Mermaid)

پری‌دریایی کوچولو

پری‌دریایی کوچولو یک انیمیشن موزیکال محصول سال ۱۹۸۹ است، که براساس داستان پریان دانمارکی به همین نام اثر هانس کریستیان آندرسن در سال ۱۸۳۷ ساخته شده‌است. داستان این فیلم درباره یک شاهدخت از جنس پری‌دریایی است، که به‌شدت به دنیای انسان‌ها و انسان شدن علاقه دارد. این پری‌دریایی که آریل نام دارد، دوست دارد به انسان تبدیل شود، حتی اگر به قیمت از دست دادن بخشی از وجودش باشد. جالب اینجاست که آریل می‌تواند معماله‌ای ترتیب داده و به آروزی همیشگی‌اش برسد. این مسیر با ماجراهای مختلف همراه است. اما پایان پری‌دریایی کوچولو یک نمایش زیبا است، که در آن همه خوشحال هستند و به آرزوهایشان رسیده‌اند. به‌عنوان یکی از محبوب‌ترین موزیکال‌های دیزنی، پری‌دریایی کوچولو یک پایان‌بندی موزیکال الهام‌بخش دارد.

در پایان این فیلم زیبا، پادشاه تریتون متوجه می‌شود که چه چیزی آریل را خوشحال می‌کند و او را به یک انسان تبدیل می‌کند، تا بتواند برای همیشه با اریک باشد. این دو یک جشن عروسی رویایی در دریا دارند، که در آن عشق زیادی تنها در چند کلمه منتقل می‌شود. همچنین در حالیکه تریتون رنگین‌کمان خیره‌کننده‌ای را در آسمان ترسیم می‌کند و بر فراز کشتی در حال حرکت زیبایی می‌بخشد، یک گروه کر در پس‌زمینه، بخشی از موسیقی بخشی از دنیای تو را می‌خوانند. البته که دانستن اینکه آریل به اقیانوس برنمی‌گردد غم‌انگیز است و برخی از طرفداران فکر می‌کنند این اشتباه است که آریل خانواده‌اش را برای اریک پشت‌سر بگذارد، اما عشق بین او و خانواده‌اش ابدی است. این لحظه‌ای است که نشان می‌دهد آریل بالاخره تبدیل به آن چیزی می‌شود، که باید باشد، و برای بینندگان بسیار نشاط‌آور و دلنشین است. صداپیشگان این فیلم جودی بنسون، کریستوفر دانیال بارنز، پت کرول، سامویل رایت، جیسون مارین، کنت مارس و بادی هکت هستند.

1. شیر شاه (The Lion King)

شیر شاه دیزنی

انیمیشن درخشان و محبوب شیرشاه یکی از آثار حماسی و اورجینال کمپانی دیزنی است، که در سال 1994 ساخته شده‌است. درحقیقت این اثر اولین انیمیشن دیزنی است، که براساس یک داستان معروف یا افسانه‌ کلاسیک ساخته نشده‌است و داستان مستقل خود را دارد. هرچند که خالقین این اثر بیان کرده‌اند که شیرشاه را، با الهام از زندگی یوسف و موسی در انجیل، مجموعه نمایش هملت اثر شکسپیر و کارتون بامبی، انیمیشن دیزنی محصول سال ۱۹۴۲ ساخته‌اند. انیمیشن جریان‌ساز شیر شاه، دور زندگی را به‌زیبایی به تصویر می‌کشد و این مضمون اصلی آن است.

داستان شیرشاه ساده اما عمیق است. اما پایان‌بندی این اثر بسیار درخشان است. در سکانس پایانی این فیلم نشان داده می‌شود، که همه‌چیز آنطور که باید باشد پیش می‌رود. همانطور که سیمبا جایگاه خود را به‌عنوان پادشاه بعدی ادعا می‌کند، داستان کامل می‌شود و دقیقا همان جایی که شروع شده‌است، به پایان می‌رسد. سرزمین شیرشاه از یک زمین بایر به حالت طبیعی و سرسبز خود باز می‌گرددف که نشان‌دهنده بازسازی و تعادل طبیعت است. سیمبا و نالا توسط تیمون، پومبا و زازو، شخصیت‌های محوری در روایت اصلی و سفر شخصی سیمبا همراه می‌شوند. رافیکی در کنار آنها ظاهر می‌شود تا فرزندان جدید سیمبا و نالا را به دنیا بیاورد و اطمینان حاصل کند که این چرخه ادامه خواهدداشت. میراث شیر شاه داستان پر طنین آن از سرنوشت و همچنین هویت است، که به مخاطبان درباره خطرات فرار از آنچه واقعا هستند، هشدار می‌دهد. اگرچه یافتن خود در دنیا می‌تواند با زیان‌ها و سختی‌های زیادی همراه باشد، اما می‌تواند عشق و ارزش زیادی را در خود پرورش دهد، که دقیقا همان چیزی است که سیمبا در این صحنه پایانی متوجه می‌شود. سکانس پایانی شیرشاه یکی از تاثیرگذارترین پایان‌بندی‌های انیمیشن‌های دیزنی است، که تا مدت‌ها از یاد مخاطبان نمی‌رود. این انیمیشن موفق به دریافت جوایز زیادی شده‌است، که از آن میان می‌توان به جایزه بهترین موسیقی متن و بهترین ترانه اورجینال از شصت‌وهفتمین دوره جوایز اسکار و جایزه بهترین فیلم انیمیشن و بهترین ترانه اورجینال از پنجاه‌ودومین مراسم گلدن‌گلوب اشاره کرد. 

منبع: cbr

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
تماشای رایگان ×