بهترین فیلمهای استنلی کوبریک که باید تماشا کنید
استنلی کوبریک، یکی از تأثیرگذارترین و بهترین کارگردانان تاریخ سینما، در تاریخ ۷ مارس ۲۰۰۱ درگذشت. استنلی کوبریک در طول ۴۰ سال فعالیت هنری خود، تنها ۱۴ فیلم ساخت، اما هر کدام از این فیلمها به نوعی شاهکار محسوب میشوند و تأثیر عمیقی بر سینمای جهان گذاشتند.
او در تمام ژانرهای مهم سینما فیلم ساخت، از فیلمهای جنگی و علمی تخیلی گرفته تا فیلمهای جنایی و درام. همچنین در زمینههای مختلف تکنیکی از جمله فیلمبرداری، تدوین و موسیقی نیز تبحر داشت. کوبریک به عنوان یک کارگردان وسواسی و گزیدهکار شناخته میشود. در این مقاله به سراغ معرفی برترین آثار استنلی کوبریک میرویم.
۱۰. اسپارتاکوس (Spartacus)

استنلی کوبریک، یکی از تأثیرگذارترین کارگردانان تاریخ سینما، در پنجمین فیلم خود، به سراغ داستان مردی اساطیری به نام اسپارتاکوس رفت. اسپارتاکوس، یک برده یونانی بود که پس از ۱۳ سال بردگی در معادن لیبی، توسط اربابی خریداری میشود تا تبدیل به یک گلادیاتور شود. او پس از گلادیاتور شدن، دست به شورش میزند و علیه حکومت دیکتاتوری روم قیام میکند. کوبریک میتوانست مانند بسیاری از کارگردانان دیگر که به سراغ فیلمهای حماسی رفتهاند، از ترس بودجهی فراوان، فیلم خود را بدون ریسک پیش ببرد. اما او کوبریک بود و چنین ترسهایی در دلش راه نمییافت. کوبریک در هرجایی و هرزمانی به دنبال تجربههای جدید بوده و همواره چیزهایی به سینما اضافه کرده است که برای سالها به عنوان میراث او باقی ماندهاند.
کوبریک برای ساخت اسپارتاکوس، از بهترین بازیگران، فیلمبرداران، موسیقیدانان و فیلمنامهنویسان زمان خود استفاده کرد. او با بودجهای بالغ بر ۱۲ میلیون دلار، یکی از بزرگترین و پرهزینهترین فیلمهای آن زمان را ساخت. فیلم اسپارتاکوس با فروش ۶۰ میلیون دلاری در گیشه، به موفقیت تجاری بزرگی دست یافت.
۹. کشتن (The Killing)

استنلی کوبریک، یکی از تأثیرگذارترین کارگردانان تاریخ سینما، در سومین فیلم خود، به سراغ ژانر نوآر رفت. او با ساخت این فیلم، نام خود را سر زبانها انداخت. داستان فیلم دربارهی گروهی از تبهکاران است که قسمت نگهداری از پولهای شرطبندیشدهی یک پیست اسبدوانی را سرقت میکنند. این سرقت با شکست مواجه میشود و گروه تبهکاران مجبور میشوند با پلیس درگیر شوند.
۸. غلاف تمامفلزی (Full Metal Jacket)

استنلی کوبریک، یکی از تأثیرگذارترین کارگردانان تاریخ سینما، همواره به مسائل اجتماعی و سیاسی روزگار خود توجه داشت. او در فیلمهای خود، به موضوعاتی مانند خشونت، جنگ، و ماهیت انسان میپرداخت. کوبریک در سال ۱۹۸۷، پس از ساخت فیلم دکتر استرنجلاو، به سراغ ساخت فیلمی دربارهی جنگ ویتنام رفت. او در فیلم غلاف تمام فلزی، به انتقادی تند و بیرحمانه از جنگ و تأثیرات آن بر انسانها پرداخت. داستان فیلم غلاف تمام فلزی، در دو بخش روایت میشود. بخش اول، داستان گروهی از سربازان آمریکایی را در دورهی آموزشی روایت میکند. بخش دوم، داستان گروهی از سربازان آمریکایی را در جنگ ویتنام روایت میکند.
۷. دکتر استرنجلاو (Dr. Strangelove)

استنلی کوبریک در سال ۱۹۶۴، با ساخت فیلم دکتر استرنجلاو دنیای سینما را شگفتزده کرد. این فیلم یک کمدی سیاه گزنده و جسورانه است که به موضوع جنگ سرد و خطرات هستهای میپردازد. کوبریک، در این فیلم، با استفاده از طنز سیاه و هجو، نگاهی انتقادی به دنیای سیاست و قدرت دارد. داستان فیلم دکتر استرنجلاو، دربارهی یک ژنرال دیوانهی آمریکایی است که به اشتباه دستور حمله هستهای به شوروی را صادر میکند. این حمله، باعث میشود تا جنگ جهانی سوم آغاز شود.
این فیلم، از بازیگران توانمندی مانند پیتر سلرز و جورج سی. اسکات استفاده میکند تا شخصیتهای فیلم را به شکلی باورپذیر و تأثیرگذار به تصویر بکشد. دکتر استرنجلاو، پس از اکران، با واکنشهای متفاوتی روبرو شد. برخی از منتقدان، این فیلم را ستایش کردند و آن را یکی از بهترین فیلمهای کمدی سیاه تاریخ سینما دانستند. برخی دیگر نیز، این فیلم را بیش از حد خشونتآمیز و تند دانستند.
۶. چشمان کاملا بسته (Eyes Wide Shut)

استنلی کوبریک در سال ۱۹۹۹ با ساخت فیلم چشمان تمام بسته، آخرین اثر خود را به سینما هدیه کرد. این فیلم، یک درام رمزآلود و فلسفی است که به موضوع خشونت و انتقام میپردازد. داستان فیلم چشمان تمام بسته، دربارهی یک زوج ثروتمند است که در یک هتل لوکس در لاس وگاس اقامت میکنند. این زوج، تصمیم میگیرند تا با استخدام یک گروه بازیگر، یک شب پر از ماجراجویی را تجربه کنند اما این ماجراجویی، به زودی تبدیل به یک کابوس میشود.
۵. بری لیندون (Barry Lyndon)

بری لیندون یک درام تاریخی و جنگی است که به موضوع جاهطلبی، فساد و سیاست میپردازد. داستان فیلم بری لیندون، دربارهی مردی جوان از طبقهی پایین جامعه است که با خوششانسی و زیرکی، توانسته است به مقامات بالایی در ارتش بریتانیا دست یابد. اما این جاهطلبی، او را به مسیری میکشاند که سرانجام، منجر به سقوط او میشود.
۴. راههای افتخار (Paths of Glory)

داستان فیلم راههای افتخار، دربارهی گروهی از سربازان فرانسوی است که در جنگ جهانی اول میجنگند. این سربازان، در طول جنگ، با قساوتها و بیرحمیهای جنگ مواجه میشوند و به تدریج، از جنگ و ارتش، متنفر میشوند.
راههای افتخار، تأثیر عمیقی بر سینما گذاشت و خیلی زود به یکی از فیلمهای کلاسیک سینما تبدیل و الهامبخش بسیاری از فیلمسازان دیگر شد.
۳. درخشش (The Shining)

درخشش، دربارهی خانوادهی تورنس است. جک تورنس، نویسندهای که با مشکلی در الکلمصرفکردن دستوپنجه نرم میکند، برای کارکردن روی داستان جدیدش، همراه با همسر و پسرش، به هتلی در کوهستان میرود تا در فصل زمستان وظیفهی نگهداری از آن را برعهده بگیرد. اما با شروع زمستان، روحهای خبیث هتل، جک را تسخیر میکنند و او را به سوی خشونت و جنون میکشانند.
۲. پرتقال کوکی (A Clockwork Orange)

در فیلم پرتقال کوکی، استنلی کوبریک، جامعهی مدرن را به تصویر میکشد که در آن، همهی افراد، بهنوعی، مسئول خشونت و بیاخلاقی هستند. الکس، شخصیت اصلی فیلم، در ابتدا، بهعنوان یک فرد شرور بهتصویر کشیده میشود. او و دوستانش، با خشونت و بیرحمی، به دیگران آسیب میرسانند. اما بهتدریج، مشخص میشود که الکس، تنها یک محصول جامعهای است که خود، خشونتپرور است. الکس، در ابتدا، توسط والدینش، که نماد جامعهی مدرن هستند، رها میشود. او سپس، توسط گروهی از نوجوانان، که نماد آیندهی جامعه هستند، جذب میشود. این گروه، الکس را به خشونت و بیاخلاقی تشویق میکند. در نهایت، الکس، توسط جامعهی مدرن، مجازات میشود. او با استفاده از روش شرطیسازی، به یک انسان بیاحساس تبدیل میشود. اما این مجازات، تنها باعث میشود که الکس، از جامعهی مدرن، متنفرتر شود. کوبریک، در پایان فیلم، نشان میدهد که جامعهی مدرن، قادر به اصلاح افراد نیست.
۱. ۲۰۰۱: ادیسه فضایی (۲۰۰۱: A Space Odyssey)

ادیسهی فضایی، هشتمین فیلم استنلی کوبریک، به عقیدهی بسیاری از منتقدان، بهترین فیلم تاریخ سینما است. این فیلم، که در ژانر علمی-تخیلی ساخته شده است، داستان سفر سه فضانورد به سوی مشتری را روایت میکند. کوبریک، در ادیسهی فضایی، نگاهی پوچگرا به آیندهی بشریت دارد. او معتقد است که بشریت، به دست اختراعات خود، نابود خواهد شد. این نگاه، در صحنهی افتتاحیهی فیلم، بهخوبی به تصویر کشیده شده است. در این صحنه، انسانهای اولیه، تکه استخوانی را به هوا پرتاب میکنند. این استخوان، نمادی از پیشرفت فناوری است. اما در یک برش استادانه، استخوان تبدیل به یک سفینهی فضایی میشود. این سفینه، نمادی از تهدید فناوری برای بشریت است. ادیسهی فضایی، علاوه بر نگاه پوچگرایانهی خود، سرشار از زیبایی و شاعرانگی نیز هست.




