۱۰ همراه برتر در فیلمهای اکشن: از مکسدیوانه تا ترمیناتور
همراهان فیلمها معمولاً آنطور که شایستهشان است مورد توجه قرار نمیگیرند. یک همراه وفادار زمانی که قهرمان به او نیاز دارد حاضر است. این شخصیتها در نگاه اول فرعی به نظر میرسند، اما بسیاری از فیلمها نقش همراه را به بخشی جداییناپذیر از داستان تبدیل میکنند. این موضوع بهویژه در ژانر اکشن بیش از هر جای دیگری خودنمایی میکند.
همراهان قهرمانان اکشن در قالبهای متنوعی ظاهر میشوند؛ از سایبورگها گرفته تا نظامیان، هابیتها و حتی کودکان. این شخصیتها با تکیه بر مهارتهای خاص خود، دشمنان مشترک را فریب میدهند، از آنها باهوشتر عمل میکنند یا مستقیماً وارد نبرد میشوند. در ادامه مقاله بهترین همراهان در فیلمهای اکشن را بررسی میکنیم.
هپی هوگان – دنیای سینمایی مارول

دنیای سینمایی مارول (MCU) مملو از شخصیتهای فرعی جذاب است، اما بهسختی میتوان همراهی را بالاتر از هپی هوگان قرار داد. هپی هوگان بهعنوان دستیار دو قهرمان بزرگ این دنیا، یعنی آیرون من و اسپایدرمن، جایگاه ویژهای در دنیای سینمایی مارول دارد. او کار خود را بهعنوان محافظ شخصی تونی استارک آغاز کرد و پس از تبدیل شدن استارک به آیرون من، به سرپرست امنیت صنایع استارک تبدیل شد. بعدها نیز مسئولیت نظارت بر پیتر پارکر به او سپرده شد و در نهایت، به دوست، متحد و حتی شریک عاطفی عمه می تبدیل شد.
شخصیت هپی با بازی درخشان با بازی جان فاورو در طول سالها دچار تحول قابلتوجهی شد؛ تحولی که بخش زیادی از آن به رابطهاش با پیتر پارکر بازمیگردد. ایفای نقش بهعنوان پل ارتباطی میان پیتر و تونی، جنبهای دوستداشتنیتر از این شخصیت خشک و جدی را آشکار میکند. او کم کم به یکی از اجزای ثابت MCU تبدیل شد. هپی هوگان یکی از قابلاعتمادترین و مؤثرترین همراهان قهرمانان MCU بوده است.
جیم گوردون – سهگانه شوالیه تاریکی

سهگانه شوالیه تاریکی، نگاه دنیا به بتمن را تغییر داد و الگویی تازه برای فیلمهای ابرقهرمانی دیسی ساخت. کریستوفر نولان در این سهگانه، کریستین بیل را در نقش بروس وینِ جوان معرفی کرد. در طول این سه فیلم، بتمن با دشمنان نمادین بسیاری روبهرو میشود و در عین حال متحدانی ارزشمند به دست میآورد. آلفرد و لوسیوس فاکس نقش مهمی در تحول شخصیت بتمن دارند، اما بیتردید جیمز گوردون بهترین همراه بتمن در این سهگانه است.
گوردون افسر پلیسی است که همیشه در کنار بتمن میایستد و از طریق ارتباطاتش در اداره پلیس گاتهام به او کمک میکند. او در طول داستان از یک افسر ساده به کمیسر پلیس ارتقا مییابد؛ آن هم به لطف پافشاریاش بر انجام کار درست. گوردون اولین کسی است که به نیت خیر بتمن ایمان میآورد و اولین پلیسی است که او را در تحقیقات رسمی درگیر میکند. گوردون در کمیکها شخصیتی محبوب بود، اما در فیلمهای لایو-اکشن پیش از سهگانه نولان، استفاده چندانی از او نشده بود.
هیت گرل – Kick-Ass

فیلم کیکاس به کارگردانی متیو وان، داستان نوجوانی را روایت میکند که تصمیم میگیرد به یک نگهبان نقابدار خیابانی تبدیل شود. این فیلم با بازی آرون تیلور-جانسون، نیکلاس کیج و کلویی گریس مورتز ساخته شد. دو شخصیت آخر، تیمی پدر-دختری هستند که پس از مرگ همسر و مادر خانواده، وارد دنیای مبارزه با جرم و جنایت میشوند. آنها با همکاری کیکاس تلاش میکنند فرانک دیآمیکو و پسرش رد میست را شکست دهند. این فیلم که بر اساس کمیکی به همین نام ساخته شده، بهخاطر نگاه سیاهکمدی و ضدقهرمانانهاش به ژانر ابرقهرمانی، بازخوردهای مثبتی دریافت کرد.
هیتگرل با بازی کلویی گریس مورتز، برداشتی جسورانه و متفاوت از همراهان کلاسیکی مثل رابین است. او هم مصمم و فوقالعاده ماهر است و هم بهشدت خشن. انگیزههایش شفاف و قابل درکاند. تحت آموزش پدرش، به یک مبارز حرفهای تبدیل شده و در مقایسه با کیکاس، آمادگی بسیار بیشتری برای مقابله با تبهکاران دارد. با وجود اینکه نام فیلمها کیکاس است، این هیتگرل بود که عملاً فیلم را در اختیار گرفت.
دکتر جان واتسون – Sherlock Holmes

شرلوک هولمزِ گای ریچی، اقتباسی موفق از داستانهای کلاسیک آرتور کانن دویل بود. این فیلم با جلوههای بصری چشمگیر، نسخهای جوانتر از کارآگاه افسانهای با بازی رابرت داونی جونیور را در کنار جان واتسون (جود لا) و ایرن آدلر (ریچل مکآدامز) به تصویر میکشد. دوستی هولمز و واتسون پس از ازدواج واتسون و تصمیم او برای ترک خانه خیابان بیکر به چالش کشیده میشود. خیلی زود، این دو درگیر پروندههای پیچیده لرد بلکوود و نقشههای شوم پروفسور موریارتی، میشوند.
برخلاف تصویر کلیشهای همراهان دستوپاچلفتی، نسخه جود لا از واتسون شخصیتی جوان و مبارز ارائه میدهد. او کهنهسربازی است که بهتازگی از جنگ بازگشته، تیراندازی ماهر است و همیشه شمشیری فولادی را در عصایش پنهان دارد. واتسون تقریباً بهاندازه هولمز در استنباط سریع است، اما در روابط اجتماعی و بیرون کشیدن دوستش از درگیریهای لفظی عملکرد بهتری دارد. رابطه این دو شبیه زوجی قدیمی است که مدام با هم جر و بحث میکنند، اما عمیقاً مراقب یکدیگرند.
تی-۸۰۰ – ترمیناتور ۲: روز داوری

ترمیناتور ۲: روز داوری، به نویسندگی و کارگردانی جیمز کامرون، ادامهای افسانهای بر فیلم ترمیناتور محصول ۱۹۸۴ است. در این فیلم، یک ترمیناتور بازبرنامهریزیشده با مدل T-800 (با بازی آرنولد شوارتزنگر) برای محافظت از جان کانر جوان به گذشته فرستاده میشود و باید با مدل پیشرفتهتر و مرگبارتر T-1000 مقابله کند. جان کانر نه قدرتهای ویژهای دارد و نه مانند مادرش سارا کانر آموزش نظامی دیده، اما نقشی کلیدی در پیشبرد داستان ایفا میکند؛ از متقاعد کردن مادرش برای اعتماد به ترمیناتور گرفته تا کمک به سازگار شدن این ماشین قاتل با دنیای انسانها. همین تغییر رویکرد نسبت به فیلم اول، باعث شد ترمیناتور ۲ به یکی از بهترین دنبالههای تاریخ سینما تبدیل شود.
تبدیل دشمن اصلی فیلم اول به محافظ بشریت در قسمت دوم، حرکتی هوشمندانه و جسورانه بود. اگرچه T-800 از نظر ظاهری همان ترمیناتور آشناست، اما نوع مأموریتش او را به شخصیتی کاملاً متفاوت تبدیل میکند. سارا کانر با دیدن کابوس زندهای که زمانی قصد کشتن او و پسرش را داشت، بهسختی میتواند به این همراه جدید اعتماد کند. تضاد میان یک سایبورگ عظیمالجثه و یک پسر نوجوان، لحظات کمدی درخشانی میسازد و در عین حال، بستر مناسبی برای صحنههای احساسی فیلم فراهم میکند.
مکس راکاتانسکی – Mad Max: Fury Road

مد مکس: جاده خشم با موفقیت فرنچایزی را احیا کرد که از اواسط دهه ۸۰ میلادی به خواب رفته بود. این شاهکار اکشن-بصری، با بازی تام هاردی در نقش مکس و شارلیز ترون در نقش ایمپراتور فیوریوسا، داستان شورش علیه حاکم مستبدی به نام ایمورتن جو را روایت میکند. فیوریوسا با ربودن گروهی از زنان زندانی، برای یافتن سرزمین مادریاش راهی سفری مرگبار میشود. این فیلم به کارگردانی جورج میلر، در کنار مد مکس ۲، بهعنوان یکی از برترین فیلمهای اکشن تاریخ شناخته میشود.
با وجود عنوان فیلم، قهرمان اصلی داستان بهطور قابلبحث فیوریوسا است. مکس یک سرگردان بیاعتماد و زندانی فراری است که بهتدریج تبدیل به همراه او میشود. مهارتهای بقا و جنگی مکس نقش مهمی در عبور از نبردهای جادهای فیلم دارند. تام هاردی، پس از مل گیبسون، جان تازهای به این شخصیت بخشید و واقعگرایی خشنتری به دنیای مد مکس آورد. مکس در پایان فیلم، پس از کمک به پیروزی فیوریوسا، دوباره راه خود را جدا میکند. جاده خشم نشان داد که حتی «شخصیت اصلی» هم میتواند در نقش همراه بدرخشد و اجازه دهد دیگران مرکز توجه باشند.
شورت راند – Indiana Jones and the Temple of Doom

ایندیانا جونز و معبد مرگ، به کارگردانی استیون اسپیلبرگ، دومین فیلم از این فرنچایز محبوب است و بهعنوان پیشدرآمدی بر فیلم اول عمل میکند. هریسون فورد بار دیگر در نقش ایندیانا جونز ظاهر میشود و در کنار او کیت کپشاو و کی هوی کوان در نقش شورت راند حضور دارند. داستان فیلم، ایندی را به هند تحت استعمار بریتانیا میبرد؛ جایی که او برای نجات کودکان ربودهشده توسط فرقهای مرموز وارد ماجرایی تاریک و پرخطر میشود. اگرچه این قسمت همواره محبوبترین فیلم مجموعه نبوده، اما بهخاطر اکشن خلاقانه و فضای متفاوتش مورد تحسین قرار گرفته است.
شورت راند پسربچهای یتیم و خیاباندیده است که ایندی را در ماجراجوییهایش همراهی میکند. او باهوش، سریع و جسور است و چندین بار جونز را از موقعیتهای مرگبار نجات میدهد؛ حتی اگر اولین برخوردشان با یک جیببری کوچک آغاز شده باشد. ایندی بهجای تحویل دادن او، شورت راند را زیر بالوپر خود میگیرد و رابطهای شکل میگیرد که رگههایی از پیوند پدر-پسری در آن دیده میشود. با توجه به سن کم شخصیت، رفتار او بیش از هر چیز دوستداشتنی و صادقانه است و همین ویژگی، شورت راند را به یکی از بهیادماندنیترین همراهان ایندیانا جونز تبدیل میکند.
گوس – Top Gun

تاپ گان یکی از نمادینترین فیلمهای دهه ۸۰ است که تام کروز را در اوج جوانیاش به نمایش میگذارد. فیلم به کارگردانی تونی اسکات، داستان پیت «ماوریک» میچل، خلبان بااستعداد اما قانونگریز نیروی دریایی آمریکا را دنبال میکند که وارد مدرسه نخبگان پرواز میشود. گوس، با بازی آنتونی ادواردز، افسر رادار و همراه وفادار ماوریک است. فیلم موفق به دریافت اسکار بهترین ترانه اصلی شد و نامزد چند جایزه دیگر در بخشهای فنی نیز بود.
گوس نمونه کامل یک همراه قابل اعتماد است. او نهتنها نقش حیاتی در مأموریتهای هوایی ماوریک دارد، بلکه دوست صمیمیای است که تا پای جان کنار قهرمان میایستد. فداکاری نهایی او، تأثیری ماندگار بر شخصیت ماوریک میگذارد و زمینهساز روایت احساسی تاپ گان: ماوریک میشود. محبوبیت گوس بهحدی است که حتی نام گربهمانند بیگانه کاپیتان مارول در MCU نیز از او الهام گرفته شده؛ نشانهای از ماندگاری این همراه در فرهنگ عامه.
چوباکا – فرنچایز Star Wars

جنگ ستارگان: امیدی تازه در سال ۱۹۷۷ آغازگر یکی از بزرگترین فرنچایزهای تاریخ سینما بود. این فیلم مخاطبان را با نیرو، نبرد میان امپراتوری و شورشیان، دارث ویدر و البته هان سولو و همراه وفادارش چوباکا آشنا کرد. در این حماسه فضایی، لوک اسکایواکر برای نابودی امپراتوری راهی سفری سرنوشتساز میشود و جهان جنگ ستارگان از همان ابتدا قلب تماشاگران را تسخیر میکند.
هان سولو بدون چوباکا قابل تصور نیست. او از سگ جورج لوکاس الهام گرفته شده و خیلی زود به یکی از نمادهای فرنچایز تبدیل شد. چوباکا جنگجویی قدرتمند است که بارها هان را از دردسرهایی که خودش به وجود آورده نجات میدهد. تعامل بامزه میان غرغرهای ووکیوار او و ترجمههای هان، یکی از شوخطبعانهترین عناصر مجموعه است. چوباکا آنقدر محبوب شد که پس از درگذشت میهیو، جوناس سوتامو با احترام این نقش را ادامه داد و آن را برای نسلهای جدید زنده نگه داشت.
سموایز گمجی – سهگانه ارباب حلقهها

سهگانه ارباب حلقهها یکی از ماندگارترین آثار تاریخ سینما و ادبیات است. داستان فرودو بگینز که مأمور نابودی حلقه یگانه میشود، سفری حماسی و طاقتفرساست. اگرچه اتحادیه حلقه پر از قهرمانان بزرگ است، اما قابلاعتمادترین همراه فرودو، دوست وفادارش سموایز گمجی با بازی شان آستین است.
شان آستین روح و عمق خاصی به شخصیت سم میبخشد؛ شخصیتی که در نهایت بهاندازه خود فرودو اهمیت پیدا میکند. سم بارها در طول داستان ثابت میکند که ستون اصلی این سفر است. او حتی زمانی که بهناحق از سوی فرودو طرد میشود، بازمیگردد تا جان دوستش را نجات دهد، فرودو را بر دوش میکشد و تا دامنه کوه دوم همراهیاش میکند. سم یکی از معدود شخصیتهایی است که حلقه را بدون تسلیم شدن به وسوسههایش حمل میکند و در نهایت آن را داوطلبانه پس میدهد. شاید فرودو افتخار نابودی حلقه را به نام خود ثبت کند، اما بدون سم، این مأموریت هرگز به سرانجام نمیرسید.




