نمادین‌ترین خون‌آشام‌های سینما: از ادوارد کالن تا دراکولا

خون‌آشام‌ها تاریخی طولانی در هالیوود دارند. چه موجوداتی نامیرا در قالب خدایان باشند، که روی زمین رابطه‌ای پیچیده با اخلاقایات دارند و چه تجسم عجیب شرارت؛ خون‌آشام‌ها به مخاطبان فرصتی می‌دهند تا با میرا بودن خود، ارزش‌ها و همچنین احساساتی مانند طرد شدن و اهریمنی شدن مبارزه کنند. در طول دهه‌ها، بسیاری از خون‌آشام‌ها پرده‌های سینما و صفحه‌های تلویزیون را جذابیت بخشیده‌اند، برخی با استقبال زیادی همراه بوده‌، در حالیکه برخی دیگر با نفرت مواجه شده‌اند. با این‌حال، این شخصیت‌ها درک معاصر خون‌آشام‌ها را در ژانرهایی مانند وحشت و عاشقانه شکل داده‌اند و طیف وسیعی از کهن‌الگوها را برای درک و ساختارشکنی به مخاطب ارایه کرده‌اند.

جری دندریج – شب وحشت (Fright Night)

جری دندریج از نمادین‌ترین خون‌آشام‌های سینما

فیلم شب وحشت، یک پسر جوان به نام چارلی بروستر را دنبال می‌کند، که توسط آنتونی یلچین در این بازسازی به‌تصویر کشیده شده‌است. این پسر جوان یک زندگی عادی دارد تا اینکه، سروکله همسایه مرموزی به نام جری دندریج در محله پیدا شده و به‌نوعی حضور خود را به ساکنین نشان می‌دهد. دوست چارلی که اد نام دارد سعی می‌کند او را متقاعد کند، که جری یک همسایه معمولی نیست. چارلی در ابتدا به هیچ‌چیز شک نمی‌کند، و این باعث آسیب دیدن بهترین دوستش اد می‌شود. با این‌حال، وقتی اد ناپدید می‌شود، چارلی از رد شدید شک و تردید‌های اد پشیمان می‌شود، با توجه به اینکه دوستش نه‌تنها درست می‌گوید، بلکه در خطر جدی هم قرار دارد. هم نسخه اصلی و هم بازسازی فیلم شب وحشت نقدهای مثبتی به دست آورده و در باکس‌آفیس عملکرد خوبی از خود نشان داده‌ و رکوردهایی را به‌عنوان فیلم ترسناک در زمان اکران شکسته‌است. جری دندریج که در ابتدا توسط کریس ساراندون و سپس کالین فرل به تصویر کشیده‌شد، بحث‌های مختلفی را درباره خون‌آشام‌ نمادین و نقشش در این فرنچایز، به راه انداخته‌است. ساراندون و فارل نه‌تنها در ارایه شرورهای کاریزماتیک و در عین‌حال واقعا ترسناک به تماشاگران نزدیک می‌شوند، بلکه تفسیری دیگر از وقایع فیلم را هم به مخاطبان ارایه می‌دهند. در فیلم شب وحشت باورهای ماندگاری که در افسانه‌های ماوراء‌طبیعی وجود دارد، کلیشه‌هایی که هم درباره خون‌آشام‌های خیالی و هم افراد عجیب‌وغریب در زندگی واقعی وجود دارد و شیطان‌سازی آن‌ها، منجر به شکل‌گیری داستان‌های جذابی شده‌است، که بیگانه بودن و کنار آمدن با انزوا را به پیچیده‌ترین شکل ممکن تعریف می‌کند. جری از تعامل با اد و خدمتکار شخصی‌اش بیلی استفاده کرده، و نشان می‌دهد که چگونه یک شخصیت ترسناک بزرگ می‌تواند به مخاطبان نادیده‌گرفته‌شده هم احساس آرامش دهد.

آکاشا – ملکه نفرین‌شده (Queen of the Damned)

آکاشا

با وجود اکران جنجالی و نقدهای متوسط، فیلم ملکه نفرین‌شده توانسته‌است، داستانی قابل‌توجه از تکرار رمان‌های آن رایس باقی بماند. داستان این فیلم به شهرت لستات د. لیونکورت با بازی استوارت تاونزند به‌عنوان یک ستاره راک می‌پردازد. فیلم در نیواورلیان می‌گذرد و شخصیتی شرور و در عین‌حال کاریزماتیک را نشان می‌دهد، که با چهره دلهره‌آور دیگری ملاقات می‌کند. آکاشا با بازی نمادین خود از اواخر دهه 90، به‌عنوان مادر طلایی تمام خون‌آشام‌ها ظاهر می‌شود و حداقل می‌توان گفت لستات را مجذوب خود می‌کند. آکاشا نمادی از قدرت است. آکاشا به‌عنوان ملکه نفرین‌شده جذابیت زیادی میان علاقمندان دنیای خون‌آشام‌ها دارد. علاوه‌بر این، مانند بسیاری از فرنچایزهای فانتزی، تعداد خون‌آشام‌های سیاه و قهوه‌ای کمی وجود دارد، که تا این اندازه محبوب باشد. چیزی که آکاشا را بسیار به‌یادماندنی می‌کند، شخصیت قدرتمند، زیرکی و فرماندهی او بر خون‌آشام‌ها از طریق خشونت یا صمیمیت است. او در فیلم ملکه نفرین‌شده نقش یک ملکه قدرتمند را بازی می‌کند و علیرغم استقبال عجیب از فیلم، نقش او از آکاشا همچنان به یادگار مانده‌است.

ایو – تنها عاشقان زنده ماندند (Only Lovers Left Alive)

ایو از نمادین‌ترین خون‌آشام‌های سینما

فیلم تنها عاشقان زنده ماندند، یک زوج متشکل از آدام با بازی تام هیدلستون و ایو با بازی تیلدا سویینتون را در یک داستان ترسناک عاشقانه و بسیار جذاب دنبال می‌کند. داستان فیلم قضاوت‌های جالب خود را درباره این زوج، عشق و هدف از زندگی دارد. فیلم تنها عاشقان زنده ماندند که در دوران ویکتوریا آغاز می‌شود، نشان می‌دهد که این دو برای به دست آوردن خون و سفرهای مربوط به سلامت روان خود، به دیگران تکیه می‌کنند. این فیلم که در سال 2013 اکران شد، نقدهای بسیار مثبتی را به‌لطف برداشت تازه‌اش از داستان‌های خون‌آشامی دریافت کرد. تنها عاشقان زنده ماندند اثر درخشان جیم جارموش بزرگ، در حقیقت کالبدشکافی فرهنگی و فریبنده یکی از نمادین‌ترین خون‌آشام‌های سینما است. در حالیکه سویینتون و هیدلستون به‌طور همزمان در این فیلم باشکوه ظاهر می‌شوند، اولی موفق می‌شود برجسته‌تر باشد. ایو هم اما در نوع خود منحصربه‌فرد است و به عنوان یک شخصیت مادرانه نشان داده می‌شود. با این‌حال، همانطور که فیلم بررسی می‌کند، ایو به‌عنوان یک شخصیت با رویکرد چندوجهی‌اش برای کمک به درمان آدام، اشتیاق او به یادگیری درباره‌ی دنیای اطرافش، و راه‌حل نهایی‌اش به رشته‌های ترسی که از ابتدای داستان دنبال می‌کردند، ماندگار می‌شود. این فیلم موفق شد برای دریافت نخل طلا در جشنوارهٔ کن ۲۰۱۳ نامزد شود.

ادوارد کالن – گرگ‌ومیش (Twilight)

ادوارد کالن

گرگ‌ومیش، اقتباسی از فرنچایز معروف استفانی مایر، موجی در جهان راه انداخت و تبدیل به پرفروش‌ترین فیلم خون‌آشامی تمام تاریخ سینما شد. این مجموعه درباره دختر جوانی به‌نام بلا سوان با بازی کریستن استوارت است و داستان عاشقانه‌اش با تازه‌واردی به نام ادوارد کالن با بازی رابرت پتینسون را دنبال می‌کند. پس از آشنایی بلا با اصل‌ونسب ادوارد، و همچنین یافتن پاسخ سوالاتش، زندگی بلا بین خطرات و اشتیاق، روندی هیجان‌انگیز دارد. در اولین اقتباس از فیلم، بازی رابرت پتینسون از ادوارد او را به سطح دیگری از شهرت رساند و کهن‌الگوی خون‌آشام در حال رشد و در عین‌حال شرافتمندی را دوباره به نسل جدید معرفی کرد. ادوارد بین رابطه جنجالی و در عین حال جذابش با بلا تا استفاده از قدرت‌هایش، در مرکز جنجال‌های زیادی قرار دارد. با این‌وجود، کالن همچنان به‌عنوان یک شخصیت تاثیرگذار باقی می‌ماند. این شخصیت با بازی رابرت پتینسون که بر خون‌آشام‌های تلویزیونی بعد از خود هم تاثیر گذاشته‌، درعین‌حال به‌عنوان پایه‌ای قدرتمند برای حرفه درخشان این بازیگر هم عمل کرده‌است.

لستات دی لیونکورت – مصاحبه با خون‌آشام (Interview with the Vampire)

لستات دی لیونکورت از نمادین‌ترین خون‌آشام‌های سینما

لستات دی. لیونکورت، خون‌آشامی است که واقعا عبارت هزار زندگی را زندگی کرد را، تعریف می‌کند. این خون‌آشام نمادین در رمان‌های معروف آن رایس معرفی و به‌عنوان یک شخصیت سرکش و وحشی توصیف شد، که زندگی لویی دو پونت دولاک را در همان لحظه‌ای که ملاقاتش کرد، برای همیشه تغییر داد. در یک نگاه، داستان او با خشونت بی‌امان تعریف می‌شود، که با پوزخندی گسترده روی صورتش، وحشت را به کسانی که با آنها در تماس است، منتقل می‌کند. با پیشروی داستان، پیچیدگی‌های لستات به اوج می‌رسد و طرفداران را با یک شخصیت آزاردهنده و در عین حال جالب برای کشف کردن مواجه می‌کند. لستات دی لیونکورت یک شخصیت کاریزماتیک و پر حاشیه ارایه می‌دهد، که توسط تام کروز و افراد دیگری به نمایش درآمده‌است. ازطرفی لستات یک خون‌آشام پرکار باقی می‌ماند و همواره در ادبیات و سینما اقتباس می‌شود. در داستان‌های این شخصیت نه‌تنها تغییرات اخلاقی لستات بررسی می‌شود، بلکه به درک خود او هم می‌پردازند. داستان لستات از آنجاییکه شخصیت منحصربه‌فردی دارد کاملا متفاوت است و گاهی حتی کاریزمای او باعث می‌شود که نتواند ارتباط واقعی را از غیرواقعی تشخیص دهد. داستان لستات ترکیبی جالب از پتانسیل‌ها و وحشی‌گری‌هایی را که طرفداران خون‌آشام‌ها دوست دارند، نشان می‌دهد. به هر حال یکی از نمادین‌ترین خون‌آشام‌های سینما همین لستات دی. لیونکورت است.

آیکون فیلم مصاحبه با خون آشام: روزنگاری خون اشام Interview with the Vampire: The Vampire Chronicles
فیلم

مصاحبه با خون آشام: روزنگاری خون اشام

Interview with the Vampire: The Vampire Chronicles

تماشای فیلم مصاحبه با خون آشام

بلید – تیغه (Blade)

بلید

یکی از کمیک‌های قدیمی مارول که موفقیت‌های زیادی را به همراه داشت، تیغه است. شخصیت نمادین بلید در فیلم تیغه درواقع مردی به نام اریک بروکس با بازی وسلی اسنایپس و نوعی خون‌آشام است، که باید انتقام مادرش را از شکارچیان انسان بگیرد. بلید که به توانایی‌های یک خون‌آشام و انسان مجهز شده و در عین‌حال تشنه خون است، از قدرت خود به‌عنوان یک دمفیر به نفع خود استفاده می‌کند و تهاجم‌های زیادی را خنثی می‌کند. بلید از طریق رویارویی و اتحادش با گروهی از خون‌آشام‌های قدرتمند، برای جلوگیری از نسل‌کشی در سراسر جهان، به‌عنوان یک شخصیت محبوب ظاهر می‌شود. او در کنار پلنگ سیاه به‌عنوان ابرقهرمانان سیاه‌پوست هم، به مبارزات خود ادامه می‌دهد. بلید نگاهی پیچیده به خون‌آشام بودن دارد. خاستگاه بلید به رابطه پیچیده او با خون‌آشام‌ها کمک می‌کند. سه‌گانه تیغه پر از خشم آگاهانه نسبت به آسیبی است، که به گونه‌های متفاوت وارد می‌شود. این مجموعه فیلم‌ها محبوبیت زیادی در میان مخاطبان سینما و به‌خصوص طرفداران زیرژانر خون‌آشام دارد. خود شخصیت بلید هم به‌عنوان یک دمفیر که از پدری خون‌آشام و مادری انسان به‌وجود آمده‌است، این پتانسیل را دارد که مرزها را از نظر انتظاراتی که از یک خون‌آشام می‌رود، جابه‌جا کند. با توجه به علاقه مداوم به این شخصیت، بلید به‌عنوان یکی از نقش‌های برجسته وسلی اسنایپس شناخته‌شده‌ است.

لوسی وستنرا – دراکولای برام استوکر (Bram Stoker’s Dracula)

لوسی وستنرا از نمادین‌ترین خون‌آشام‌های سینما

لوسی وستنرا با بازی سیدی فراست در اثر معروف فرانسیس فورد. کاپولا یعنی دراکولای برام استوکر برای اولین بار به‌عنوان زنی مشتاق و پرحاشیه معرفی شد. در سرتاسر فیلم، نظرات او به‌طرز لذت‌بخشی ملموس است، اما همچنین به مخاطبان سرنخ‌هایی درباره انتظارات زنان، ازدواج و تمایلات جنسی در قرن نوزدهم ارایه می‌دهد. هنگامی که دراکولا با بازی گری اولدمن به او حمله می‌کند و متعاقبا تبدیل به خون‌آشام می‌شود، قبل از اینکه ون هلسینگ با بازی آنتونی هاپکینز و سه معشوقه‌اش او را دستگیر کنند، در مدت زمانی بسیار کوتاه شهر را به وحشت می‌اندازد. لوسی وستنرا درحقیقت نقدی ارزشمند از ایده‌آل‌های ویکتوریا است. این دو که در ابتدا به‌عنوان بهترین دوست مینا موری با بازی وینونا رایدر معرفی می‌شوند، هر دو به‌عنوان زنان بی‌گناه و ایده‌آل ویکتوریایی تلقی می‌شوند. با این‌حال، این تصور از لوسی در برابر جنسیت‌زدگی توسط مردان مختلف محافظت نمی‌کند. هنگامیکه او برگردانده می‌شود، تصویر فرشته ویکتوریایی او از بین می‌رود. او به دلیل حملاتی که انجام می‌دهد، یک تهدید است، اما موقعیت او به‌عنوان یک زن مرده و قدرتمند را نمی‌توان با محدودیت‌های فیزیکی یا اجتماعی مهار کرد. نقش جدید او به عنوان یک شکارچی بسیار جدی‌تر از نیازهای انسانی‌اش برای میل و سازگاری تلقی می‌شود. در حالیکه بیشتر دراکولای برام استوکر حول‌محور خود شخصیت اصلی می‌چرخد، لوسی او را به‌عنوان یک خون‌آشام متقاعدکننده نشان می‌دهد. تماشاگران پس از تماشای فیلم، مطمئنا از اجرای فراست و عملکرد او لذت خواهندبرد. به هر حال لوسی وستنرا یکی از نمادین‌ترین خون‌آشام‌های تاریخ سینما محسوب می‌شود و در نوع خود بسیار متفاوت است.

کنت اورلوک – نوسفراتو، سمفونی وحشت (Nosferatu: A Symphony of Horror)

کنت اورلوک

کنت اورلوک ممکن است به بزرگی دراکولا نباشد، اما او موفق می‌شود میراثی را برای خود بسازد. در نوسفراتو به‌عنوان یک اقتباس غیررسمی از دراکولا، شخصیت‌ها کمی تغییر کرده‌اند تا از اتهامات نقض حق انتشار جلوگیری شود و فضایی برای آزمایش بیشتر با فرض قبلی باقی بماند. کنت اورلوک با بازی مکس شرک که در فیلم نوسفراتو ظاهر می‌شود، بومی ترانسیلوانیا است و قدرت‌هایش را از خود شیاطین گرفته‌است. اورلوک در تعقیب زن جوانی به نام الن با بازی گرتا شرودر، وحشت و نابودی را برای مردم محلی به وجود می‌آورد. او یک تهدید بزرگ برای زندگی است. بر اساس داستان و ویژگی‌های دراکولا، اورلوک ممکن است یکی از شناخته‌شده‌ترین، اگر نگوییم شناخته‌شده‌ترین‌ خون‌آشام‌ها در تاریخ سینما باشد. اورلوک با ویژگی‌های اغراق‌آمیز و میل شدید به الن، به‌طور مشابه به‌عنوان شیطانی بزرگ که استانداردهای معمولی اجتماعی را تهدید می‌کند، قرار می‌گیرد که بیشتر شخصیت‌ها به آن علاقه دارند. از راه طاعون یا خشونت، اورلوک ویرانی را در پی خود به‌جا می‌گذارد. بدون چشم‌پوشی از شنیع بودن خود، حضور و اعمال او بسیاری از باورهای ناپسند را که عموما مردم دهه 1830 ویسبورگ داشتند، روشن می‌کند. کنت اورلوک یکی از نمادین‌ترین خون‌آشام‌های تاریخ سینما و ادبیات است.

کنت دراکولا – دراکولا (Dracula)

کنت دراکولا از نمادین‌ترین خون‌آشام‌های سینما

دراکولا مترادف با خون‌آشام است، و نباید این حقیقت را فراموش کرد. کنت دراکولای شرور که توسط بازیگران زیادی مانند بلا لوگوسی و گری اولدمن به‌تصویر کشیده شده‌است، به‌عنوان یک نجیب‌زاده ترانسیلوانیایی معرفی می‌شود، که قلعه او در کوه‌های کارپات به‌عنوان پناهگاهی برای وکیل انگلیسی جاناتان هارکر عمل می‌کند. با جلو رفتن روند داستان، نیت دراکولا مشخص می‌شود و به زودی او حلقه دوستان هارکر را خراب می‌کند، برخی را فاسد می‌کند و برخی را با قدرت مافوق بشری و توطیه‌های دقیق خود آزار می‌دهد. کنت دراکولا یک بررسی شرورانه و در عین‌حال تحریک‌کننده از خودبیگانگی و بیگانه‌هراسی است. در بررسی اورلوک، بسیاری دراکولا را به‌عنوان نمونه‌ای از دیگری خوانده‌اند، یک نیروی مخالف که به‌عنوان تهدیدی برای ارزش‌های غربی عمل می‌کند. جدای از اینکه او به‌عنوان یک شرور تهدیدآمیز با تسلط مشروع ترسناک بر کسانی که تحت‌سلطه او هستند به خوبی نوشته شده‌است، شکاف بین او و هارکرها همچنین به‌عنوان ایده ناآگاهانه برخورد فرهنگ‌ها بین دو امپراتوری متخاصم خوانده می‌شود. اغوای دراکولا نه‌تنها اتحادیه هارکر را مختل می‌کند، بلکه ریاکاری نهفته در جامعه ویکتوریا را هم آشکار می‌کند. خلقت، اهریمن‌سازی و شخصیت‌پردازی دراکولا به‌عنوان ابزاری برای ایجاد ترس از خطر و نابودی، منحرف کردن توجه از گذشته و حال که توسط قدرت‌های امپراتوری غربی شکل گرفته‌است، عمل می‌کند. دراکولا می‌تواند یک شرور متعارف و متقاعدکننده باشد. در عین‌حال این شخصیت بحث‌های زیادی درباره بیگانگی و رفتار متناقض انسان‌ها برانگیخته و در نتیجه جایگاه خود را به‌عنوان نمادین‌ترین خون‌آشام در سینما و در کل رسانه‌ها ثابت کرده‌است.

منبع: movieweb

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
تماشای رایگان ×