۵ پرنسس مورد انتقاد دیزنی که واقعا قدرتمند هستند
در سالهای اخیر، دیزنی به بهانه ایجاد الگوهای منفی برای دختران موردانتقاد قرار گرفتهاست، زیرا بسیاری از پرنسسهای دیزنی حتی با وجود ویژگیهای تحسینبرانگیزشان، اغلب تحتتاثیر یک مرد نجات مییابند، یا هدایت میشوند. قشرهای مختلف معتقدند که این شخصیتها، الگوی نامناسبی برای دخترها هستند و باید از رسانهها حذف شوند. برای مثال درباره شخصیتهای زنی مانند سفیدبرفی و سیندرلا گفته میشود، که مطیع سرنوشت خود بوده و یا منتظر ماندند تا شاهزاده یا مردی از راه برسد و آنها را نجات دهد. درواقع خیلی از افراد معتقدند که زنان کلاسیک دیزنی، به مخاطبان دختر یاد میدهد منفعل باشند و همواره منتظر یک شخص دیگر که نجاتشان دهد.
خوشبختانه ویژگیهای شخصیتهای زن انیمیشنهای دیزنی در طول سالها دستخوش تغییرات زیادی شدهاست. حالا قهرمانان زن این کمپانی، اغلب شاهزادهخانمهایی هستند، که مفاهیم متفاوتی از زنانگی را از طریق رفتار، لباس و علایق خود به نمایش میگذارند. قهرمانان امروزی دیزنی بهلطف شخصیتهای متفاوت، رفتارهای گاهی خارج از محدودیت و کنترل، و اراده قوی و تمایل به انجام آنچه درست است، شناخته میشوند. بسیاری از این شخصیتها هنوز جنبههایی از زنانگی مرسوم، مانند پوشیدن لباس زنانه و نشان دادن مهربانی واقعی به اطرافیان خود را حفظ کردهاند. اما چیزی که حالا متفاوت است، تاکید بر تکیه زنان بر عقل و اراده خود است، و از کهنالگوی معمولی شاهزادهخانمهای دیزنی دور میشود. اما درست است که این شاهزادهخانمهای معاصر دیزنی الگوهای کاملا برجستهای هستند، اما مخاطبان مدرن باید درباره نادیده گرفتن شخصیتهای قدیمی تجدیدنظر کنند. وفادار بودن به خود با در آغوش کشیدن زنانگی، جزء لاینفک به فعلیت رساندن هویت هر زنی است و چیزی است، که باید حتی یک شاهزادهخانم که میتواند شمشیر به دست بگیرد، آن را باور داشتهباشد.
در اینجا ۵ شخصیت زن فیلمهای دیزنی را بررسی میکنیم، که با اینکه اخیرا موردانتقاد گرفتهاند، قویتر از آنچه که تصور میکنید، هستند.
5. جاسمین – علاءالدین (Aladdin)
جاسمین در انیمیشن علاءالدین بارها میگوید که یک شخصیت مستقل است. او همیشه از خودش دفاع میکند، در حالیکه هیچکس دیگری این کار را نمیکند.
داستان علاالدین با جعفر وزیر سلطنتی شهر خیالی آگرابا شروع میشود. او بهدنبال چراغی است که در غار عجایب پنهان است. مشکل اینجاست که تنها یک شخص میتواند وارد این غار شود. این شخص همان علاءالدین است، یک کودک خیابانی در آگرابا. ازطرفی شاهدخت جاسمین وجود دارد. قوانین آگرابا او را مجبور میکند به جای ازدواج با کسی که دوست دارد، با یک شاهزاده ازدواج کند. به همین دلیل او از قصر فرار میکند و علاءالدین و ابو، میمونش را میبیند که او را از یک موقعیت نامطلوب نجات میدهند. اما در این موقعیت خود علاءالدین گرفتار میشود و جاسمین برای آزادی او باید تلاش کند.
جاسمین که شاهزادهخانم آگرابا است، به تمام امکاناتی که هر کسی آرزو دارد، دسترسی دارد و گاهیاوقات آنها را بدیهی میداند. غریبه بودن او با نحوه زندگی مردم در روستای بیرون از قلعه، چیزی است که او و علاءالدین را به ملاقات یکدیگر سوق میدهد. این ملاقات به او نشان میدهد که در طول عمرش، چقدر در رفاه بودهاست. اما جاسمین بهجای شکایت یا ابراز ترحم نمایشی به مردمش، بهسرعت با محیط جدید سازگار میشود و در درون خود بهعنوان یک انسان و یک حاکم، اعتمادبهنفس بالایی از خود نشان میدهد. جاسمین حتی در قصرش عمیقا از خواستههایش برانگیخته میشود و از مطابقت با سنت خودداری میکند، حتی اگر این چیزی نیست که از او انتظار میرود. صحنه نمادینی که در آن جاسمین با علاءالدین، پدرش و جعفر حضور دارند و بحثی درباره ازدواج او جریان دارد، یکی از بهیادماندنیترین صحنههای او است. دیدن جاسمین که به خودش افتخار میکند و از نشان دادن چیزهایی که از آن لذت میبرد ابایی ندارد، علاوه بر اینکه ذهنش برای تجربههای جدید باز است، جذاب و تاثیرگذار است.
علاءالدین یک انیمیشن موزیکال کمدی ۹۰ دقیقهای به کارگردانی ران کلمنتس و جان ماسکر و محصول کشور ایالاتمتحده آمریکا است، که توسط والت دیزنی پیکچرز منتشر شدهاست. این فیلم که بر اساس داستانی به همین نام از هزار و یک شب است، سیویکمین پویانمایی دیزنی محسوب میشود. از صداپیشگان این اثر میتوان به اسکات وینگر، رابین ویلیامز، لیندا لارکین، جاناتان فریمن و فرانک ولکر اشاره کرد.
4. آریل – پریدریایی کوچک (The Little Mermaid)
آریل برخلاف چیزی که تصور میشود، توسط میلش به انسان بودن هدایت میشود. در حقیقت او فقط بهخاطر اریک نمیخواهد در میان انسانها زندگی کند، بلکه عاشق انسان بودن است.
داستان فیلم پریدریایی کوچولو درباره پرنسس آریل است. آریل یک شاهدخت از نوع پریدریایی است، که حالا ۱۶ سال دارد. او علاقه زیادی به انسانها و دنیای آنها دارد. بزرگترین رویای آریل تبدیل شدن به یک انسان است. حتی آریل عاشق شاهزادهای از نوع انسان میشود، که اریک نام دارد. در نهایت آریل به آرزویش میرسد و تبدیل به انسان میشود، اما در ازای این موقعیت او باید بهایی بپردازد.
رایجترین انتقاد از پریدریایی کوچک تصمیم آریل برای ترک خانوادهاش برای همراهی با اریک است، مردی که با دیدن او عاشقش میشود و واقعا شناختی از او ندارند. با اینحال، چیزی که درباره آریل فراموششده، شیفتگی او به انسانها و دنیای انسانها است. او مدتها قبل از ملاقات با اریک در اقیانوس بهدنبال جایی فراتر از دریا میگشت، تا جاییکه پدرش میگوید که او را به دلیل چند بار بالا رفتن از سطح زمین سرزنش کردهاست. وقتی آریل آهنگ بخشی از جهان تو را میخواند، این بیانیه عشق نیست، بلکه بیانگر آرزوی بخشی از جهان آدمیان شدن است. اهمیت این آهنگ تا جایی است که، هاوارد اشمن، نویسنده و آهنگساز، با جفری کاتزنبرگ، مدیر سابق دیزنی، بر سر گذاشتن آن در فیلم اختلاف زیادی داشتند. زیرا مخاطبان آزمایشی از آن استقبال نکردند. اشمن که سابقهای در تیاتر موزیکال دارد، توضیح میدهد که بودن این آهنگ در فیلم برای تکمیل شخصیتپردازی آریل بسیار مهم است و این لحظه جایی است، که مخاطبان متوجه میشوند که او واقعا از زندگی چه میخواهد. آریل بخش زیادی از فیلم را کاملا بدون صدا میگذراند، موقعیت دیگری که در آن شخصیت زن از استقلال خود محروم میشود. اما حتی با وجود این شکست، آریل مصمم است که محبت اریک را جلب کند، نه فقط به این دلیل که به او اهمیت میدهد، بلکه میداند که اینگونه به هدف واقعی خود یعنی انسان شدن دست مییابد. زمانی که آریل برای همیشه به یک انسان تبدیل میشود، بیشتر میخواهد از تحقق رویای خود لذت ببرد، تا اینکه همراه اریک باشد. اگرچه عشق این دو بسیار زیاد است، اما خوشبختی واقعی آریل از هویت جدید او ناشی میشود، هویتی که میتواند بابت آن به کسی که هست و زندگی که قرار است داشتهباشد، افتخار کند.
پریدریایی کوچوک یکی از انیمیشنهای دیزنی محصول سال ۱۹۸۹ است، که توسط والت دیزنی پیکچرز منتشر شدهاست. آهنگسازی این فیلم برعهده آلن منکن بودهاست و صداپیشگان آن جودی بنسون، کریستوفر دانیال بارنز، پت کرول، سامویل رایت، جیسون مارین، کنت مارس و بادی هکت هستند.
3. آرورا – زیبای خفته (Sleeping Beauty)
شخصیت و زندگی آرورا مانند هیچ شاهزادهخانم دیگری نیست. اما این موضوع که او دیالوگ زیادی ندارد، به این معنی نیست که آرورا منفعل است.
داستان انیمیشن زیبای خفته درباره پادشاهی است، که پس از سالها صاحب فرزند میشود. نام این دختر زیبا آرورا است. در جشن تولد آرورا، سه پری مهربان برای او آرزوهایی میکنند. پری اول برای او زیبایی و پری دوم صدای زیبا آرزو میکند. وقتی نوبت به پری سوم میرسد، جادوگری بدجنس از راه میرسد و آرزو میکند آرورا در جشن تولد شانزده سالگیاش، به دلیل برخورد انگشت اشارهاش با سوزن چرخ نخریسی از بین برود. پادشاه از این موقعیت ناراحت شده و از پری سوم میخواهد این آرزو را باطل کند. اما این پری نمیتواند جادوی جادوگر را باطل کند و فقط میتواند آن را تغییر دهد. بنابراین او آرزو میکند که آرورا به جای مرگ به خوابی عمیق فرود رود و تنها با بوسه عشق بیدار شود. با وجود اینکه فیلم به نام او نامگذاری شده است، آرورا فقط 18 خط دیالوگ در زیبای خفته دارد.
بسیاری از پرنسسهای دیزنی در طول زندگیشان با سختیهای زیادی روبرو میشوند، اما مخاطبان معمولا نمیدانند داستان آرورا چقدر تاریک و پیچیده است. او اساسا در طول زندگیاش استقلال ندارد، زیرا در لحظه تولد با شاهزاده فیلیپ نامزد میکند و بلافاصله توسط جادوگر نفرین میشود. حتی نفرین بر همه نزدیکان آرورا اثر میگذارد و او مجبور میشود بهعنوان یک شاهزادهخانم در کلبهای با پریها زندگی کند. اگرچه آنها به او اهمیت میدهند، اما در تمام زندگیاش به آرورا دروغ میگویند. حتی پریها نام او را تغییر میدهند، تا توجه دشمن را جلب نکنند. آرورا سعی میکند تا جاییکه میتواند به خودش وفادار باشد و روزهایش را در جنگل سر میکند و با تنها دوستانی که تا به حال شناخته است یعنی حیوانات جنگل وقت میگذراند. همانطور که آرورا به یک نوجوان تبدیل میشود، احساسات طبیعی و میل و اشتیاقی که هر نوجوانی دارد را، تجربه میکند. به همین دلیل است که او فورا جذب شاهزاده فیلیپ میشود، زیرا او تنها فرد دیگری است که در تمام طول زندگی با او در ارتباط بودهاست. و این بههیچ عنوان نشانه ضعف شخصیت آرورا نیست. طبیعت دوستداشتنی و احساسات شدید آرورا در هر صحنهای که او در آن حضور دارد، احساس میشود و به مخاطب اجازه میدهد با او همدردی کند. از میان همه شاهزادهخانمهای دیزنی، که بیشتر نوجوان هستند، آرورا بیشتر از همه شبیه به سن خود رفتار میکند، زیرا دردهای رشد را در کنار تهدیدی بیمارگونه که خارج از کنترل او به راه افتادهاست، هدایت میکند.
اقتباس انیمیشنی زیبای خفته در سال ۱۹۵۹ توسط والت دیزنی ساخته و منتشر شد. داستان این انیمیشن بر پایه کتابی به همین نام نوشته شارل پرو، نویسنده فرانسوی است. مری کاستا، بیل شرلی، النور آدلی، ورنا فلتون، باربارا لودی، باربارا جو آلن، تیلور هولمز و بیل تامپسون ازجمله صداپیشگان این اثر هستند.
2. سفید برفی – سفیدبرفی و هفت کوتوله (Snow White and the Seven Dwarfs)
سفیدبرفی نگرش مثبت خود را در مواجهه با ناملایمات زندگی حفظ میکند.
داستان سفیدبرفی و هفت کوتوله درباره دختری به نام سفیدبرفی است، که پدر و مادر خود را از دست دادهاست و مجبور است با ملکه بدجنس که یک نامادری وحشتناک است، زندگی کند. ملکه بدجنس همواره نگران این است که سفیدبرفی از خودش زیباتر باشد و هر روز از آینه جادویی خود این سوال را میپرسد، که چه کسی از همه زیباتر است. او سفیدبرفی را مجبور میکند بهعنوان خدمتکار برایش کار کند. درنهایت حسادت به ملکه غلبه کرده و قصد دارد سفیدبرفی را بکشد. اما او متوجه این موضوع شده و به جنگل فرار میکند و با هفت کوتوله آشنا میشود. سفیدبرفی خوشاخلاق و با اراده است.
سفیدبرفی بدونشک بیشترین واکنش منفی را نسبت به هر شاهزادهخانم دیگری دریافت میکند. صدای بلند، ظرافت و احساسات او اغلب آزاردهنده به نظر میرسد، اما مخاطبان متوجه نمیشوند که سفیدبرفی چقدر سرسخت است. این شخصیت زن دیزنی که تحت کنترل نامادری حسود خود زندگی میکند، مسیولیت انجام کارهای اطراف قلعه را بر عهده میگیرد و به جای یک لباس پرنسسی شیک، چیزی جز پارچههای کهنه بر تن نمیکند. اما او از طریق آواز خواندن و رویاپردازی، به خود انگیزه میدهد تا بتواند به راهش ادامه دهد، حتی با وجود شرایط وحشتناکش. هنگامی که ملکه بدجنس از شکارچی میخواهد که او را به جنگل ببرد و قلبش را از جا بکند، سفیدبرفی با ترس و سردرگمی مواجه است، اما موفق میشود جان خود را حفظ کند. او در جنگل رها میشود، زیرا میداند که با وجود نامادری بدجنسش نمیتواند به قلعه خود بازگردد. سفیدبرفی پس از یافتن آرامش در جمع موجودات جنگل، روح شکستناپذیر خود را به یاد میآورد و به خانه کوتولهها برخورد میکند. او نظافت میکند و غذا میپزد تا خانه هفت کوتوله را به یک خانه واقعی تبدیل کند و اینها فعالیتهایی هستند، که سفیدبرفی از آنها لذت میبرد و برای مقابله با استرس از آنها استفاده میکند. انجام دادن این کارها که بهطور سنتی به زنان نسبت داده میشود، برای سفیدبرفی نوعی مراقبت از خود است و او با مثبت بودنش نور را به زندگی کوتولهها میآورد.
سفیدبرفی و هفت کوتوله محصول سال ۱۹۳۷، بر اساس افسانه آلمانی ۱۸۱۲ توسط برادران گریم ساخته شدهاست. این اثر اولین فیلم بلند پویانمایی سنتی و نخستین پویانمایی بلند استودیوی والت دیزنی است. صداپیشگان این اثر عبارتنداز؛ آدریانا کاسلوتی، لوسیل لا لاورن، هری استاکول، روی اتول، بیلی گیلبرت، مورونی اولسن و اوتیس هارلن.
1. سیندرلا – سیندرلا (Cinderella)
سیندرلا زندگی خود را با مهربانی و پشتکار نجات میدهد، درحالیکه طرفداران اغلب زنانگی او را با ضعف اشتباه میگیرند.
داستان فیلم سیندرلا درباره سیندرلا دختری مهربان است، که همراه با نامادری و خواهرهای ناتنیاش آناستازیا و درزیلا زندگی میکند. این مادر و خواهرهای ناتنی رفتاری شیطانی با سیندرلا دارند و همیشه به او حسادت میکنند. اما در عوض از گنجشکها و موشها گرفته تا فرشتهها، سیندرلا را دوست دارند و به او کمک میکنند. تا اینکه قرار است جشنی برگذار شود و ملکه آینده انتخاب شود. سیندرلا که لباس مناسب این جشن را ندارد، از فرشته مهربان میخواهد به او کمک کند.
انگار از دست دادن پدر و مادرش به اندازه کافی ویرانکننده نیست، که سیندرلا توسط خانواده ناتنیاش مجبور به بردگی میشود و باید هر نیاز آنها را برآورده کند. اینکه مجبور باشیم همیشه برای دیگران فداکاری کنیم و هرگز فرصتی نداشتهباشیم که برای خودمان وقت بگذاریم، مصیبت وحشتناکی برای هر کسی خواهدبود، اما سیندرلا نسبت به کسانی که از او خوش شانستر هستند، مهربان و دغدغهمند است. بسیاری استدلال میکنند که سیندرلا باید خانواده ناتنی خود را ترک میکرد. به هر حال، مهربان بودن باید فرصتی برای ایجاد روابط معنادار با افراد سخاوتمندتر ایجاد کند. بازسازی نسخه لایواکشن سیندرلا در سال ۲۰۱۵ بهطور خلاصه به این موضوع در مکالمه سیندرلا و دوستی از دهکده پرداختهاست. دوستش از او میپرسد که چرا با خانواده ناتنیاش میماند و سیندرلا به او میگوید که قول دادهاست، خانهای را که زمانی او و خانوادهاش در آن شاد بودند، گرامی بدارد. این تعهد به حفظ خاطره خانواده زمانی برای سیندرلا بسیار مهم است، و اگرچه در فیلم اصلی محصول سال ۱۹۵۰ به آن اشاره نشدهاست، اما از طریق اقدامات او احساس میشود. سیندرلا نشان میدهد که چگونه امید به یک زندگی بهتر میتواند نیروی محرکی برای رسیدن به آن باشد. او هرگز یک بار هم به خانواده ناتنی خود ضربه نمیزند و در عوض در رویاهای خود آرامش مییابد، رویاهایی که به آرامی به واقعیت تبدیل میشوند.
سیندرلا یکی از آثار انیمیشنی دیزنی است که در سال ۱۹۵۰ منتشر شدهاست. داستان این فیلم برگرفته از داستان سیندرلا اثر شارل پرو میباشد. صداپیشگاه این اثر عبارتنداز؛ لاین وودز، النور آدلی، ورنا فلتون، رودا ویلیامز، جیمز مکدونالد، لوییس ون روتن، دان برکلی، مایک داگلس و لوسیو بلیس.
منبع: cbr