آیا دوران سریع و خشن به پایان رسیده؟
پایان خط دومنیک و رفقا نزدیک است؟! طرفداران فرنچایز سریع و خشن (Fast & Furious) در روزهای گذشته با موجی از خبرهای غافلگیر کننده روبهرو شدند؛ جایی که وین دیزل، ستاره و تهیه کنندهی قدیمی این فرنچایز، در رویداد FuelFest روی صحنه رفت تا تازهترین خبرها دربارهی وضعیت فیلم یازدهم این مجموعه اکشن را به اطلاع طرفداران برساند.
مهمترین بخش از این خبرها – که شامل مشخص شدن تاریخ اکران در آوریل سال ۲۰۲۷ نیز میشد – این بود که پس از سالها اجرای بدلکاریهای دیوانهوار و اغراقآمیز، فرنچایز سریع و خشن با داستانی که آن را به ریشههای مسابقات خیابانیاش بازمیگرداند، به پایان خواهد رسید.
اما بزرگترین بمب خبری بازگشت شخصیت برایان اوکانر (با بازی پل واکر فقید) بود. اگرچه دیزل ادعا کرد که اینها سه شرطی هستند که او و کمپانی یونیورسال بر سر آن توافق کردهاند، اما این تصمیمات کمتر شبیه به «بازگشت به اصول» و بیشتر شبیه به نشانهای است که ثابت میکند این فرنچایز بالاخره کاملا از ریل خارج شده و احتمالا مسیر ناکجاآباد را در پیش گرفته است.
بازگرداندن «برایان اوکانر» پایان احساسی «سریع و خشن 7» (Furious 7) را از بین میبرد

بزرگترین و دردسرسازترین مشکل در مورد «سریع و خشن ۱۱» بیتردید باید بازگشت برایان اوکانر باشد. همه میدانیم که پل واکر، ستارهی محبوب این مجموعه، در سال ۲۰۱۳ طی یک سانحهی رانندگی جان خود را از دست داد؛ اتفاقی که نه تنها جامعهی سینما، بلکه میلیونها طرفدار را در سراسر جهان شوکه کرد.
در واکنش به این حادثه، سازندگان تصمیم گرفتند با احترام کامل به میراث او، شخصیت برایان را در قسمت هفتم فرنچایز سریع و خشن بازنشسته کنند. در پایان آن فیلم، وقتی برایان میفهمد همسرش میا (با بازی جوردانا بروستر) بار دیگر باردار است، تصمیم میگیرد از دنیای پرخطر ماموریتها فاصله بگیرد و فقط روی خانوادهاش تمرکز کند. تمهیدی که یک خداحافظی عاطفی کامل را برای او رقم زد و یکی از احساسیترین و به یاد ماندنیترین سکانسهای کل فرنچایز را به طرفداران هدیه داد.
در این سکانس به شدت احساسی که در یک تقاطع – و جدا شدن مسیرها – به پایان میرسد، دام و برایان در جادهای زیبا در کنار هم رانندگی میکنند و قبل از اینکه مسیرهایشان از هم جدا شود، خاطرات مشترک خود را مرور میکنند. به لطف فلشبکها به فیلمهای قبلی و پخش ترانهی معروف «دوباره میبینمت» (See You Again)، در پسزمینه (که متنش دربارهی خداحافظی و امید به دیدار دوباره است)، این پایانی بینقص برای داستان برایان بود. شخصیتی که همیشه در قلب فرنچایز سریع و خشن جای داشت.
از همه احساسیتر، نحوهی ساخت همین پایان بود: برادران پل واکر، کالب و کودی واکر، به عنوان بدلکارهای پل برای تکمیل روند تولید به پروژه پیوستند تا صحنههای باقی ماندهی برایان فیلمبرداری و کامل شود؛ اقدامی که اشک مخاطبان را سرازیر کرد و بر تم خانواده و خانواده دوستی در این مجموعه بیش از پیش تاکید ورزید.
با این حال، اعلام دیزل دوباره همان سؤال اجتنابناپذیر را مطرح میکند: برایان چگونه قرار است بازگردد؟ کودی واکر در طول رویداد FuelFest روی صحنه و در کنار دیزل حضور داشت و همین گمانهزنیها را پیرامون حضور مجدد او در مجموعه تقویت کرد. بنابراین به احتمال زیاد سازندگان به جای استفاده از میانبر سیجیآی (همانطور که سایر فرنچایزها استفاده کردهاند)، به دنبال «انتخاب بازیگر جدید» (Recasting) برای نقش برایان هستند.
اما چنین تصمیمی مسئلهی بزرگتری را نادیده میگیرد: حتی با وجود بازنشستگی برایان در قسمت هفتم، میا در فیلمهای بعدی همچنان در ماموریتها حضور دارد و به دام و تیمش کمک میکند. بازگرداندن برایان، نه تنها این منطق داستانی را بیاثر میکند ، بلکه بار عاطفی پایان «سریع و خشن 7» را هم از بین میبرد. در آن فیلم، میا پس از اطلاع از بارداری دومش خواهان بازنشستگی برایان بود و بخش بزرگی از داستان به کشمکش درونی برایان برای انتخاب بین بازگشت به سبک زندگی پرخطر با دام یا پذیرش نقش پدری اختصاص داشت.
در نتیجه، بازگرداندن برایان فقط برای کامل کردن چرخهی داستانی، اشتباهی است که میتواند پایان بینقص او در فرنچایز سریع و خشن را خدشهدار کند. سریع و خشن 11 اگر واقعا میخواهد میراث مجموعه را حفظ کند، نباید احساسیترین لحظهی کل فرنچایز را قربانی نوستالژی کند.
برای «سریع و خشن» دیگر خیلی دیر شده تا به ریشهها بازگردد

اظهارات وین دیزل مبنی بر بازگرداندن فرنچایز سریع و خشن به ریشههایش، شاید برای طرفدارانی که دلشان برای روزهای سادهتر و مسابقات خیابانی تنگ شده، یا حتی برای برخی از ستارگان مجموعه (مانند جوردانا بروستر که ابراز امیدواری کرده بود «سریع و خشن ۱۱» به ریشهها بازگردد) عالی به نظر برسد، اما این دیدگاه یک واقعیت کلیدی را نادیده میگیرد: فرنچایز سریع و خشن دقیقا به این خاطر به جایگاه کنونی خود رسیده که همواره کارهایی فراتر از تصور انجام داده و مرزهای تخیل و امکان را روی پرده سینما جابجا کرده است.
از کشیدن یک گاو صندوق زرهی غولپیکر در خیابانهای پایتخت برزیل، ریودوژانیرو، در «سریع ۵» (Fast 5) گرفته تا هدایت یک زیردریایی در «سرنوشت خشن» (The Fate of the Furious) و حتی تحقق وعدهی قدیمی فرستادن ماشین به فضا در «سریع و خشن 9» (F9)؛ این «نمایش عظیم» (Massive Spectacle) همان چیزی است که فرنچایز سریع و خشن را به یک غول گیشه تبدیل کرده است. در نتیجه بازگشت صرف به مسابقات خیابانی، باید با خلق اثری همراه باشد که بتواند با آن اوجهای دیوانهوار رقابت کند و این تقریبا غیرممکن به نظر میرسد.
پایانبندی «سریع و خشن 10» (Fast X) نیز، یکی از پرمخاطرهترین لحظات در کل مجموعه را رقم زد. دام، در تقابل با جدیدترین آنتاگونیست فرنچایز، دانته رِیِس (جیسون موموآ)، به همراه پسرش «برایان کوچک» روی پلی مملو از مواد منفجره گیر افتاده است. این نه تنها یک «کلیف هنگر» (cliff hanger) شوکه کننده بود، بلکه منجر به بازگشت دو چهره اصلی شد: ژیزل یاشار (گل گدوت) که پس از «سریع و خشن 6» (Fast & Furious 6) مرده فرض میشد، و لوک هابز (با بازی دواین جانسون) که بازگشتش پس از سالها درگیری و اختلاف با دیزل، خود به اندازهی کافی غیرمنتظره بود.
در چنین شرایطی دیگر نمیتوان ساده و بیمقدمه به مسابقات خیابانی برگشت، آن هم بعد از فیلمی که سطح خطر و هیجان را به شکلی چنین افراطی و دیوانهوار بالا برده است. اضافه کردن دوبارهی برایان آن هم پس از بازگرداندن هابز کمی زیادهروی به نظر میرسد و میتواند کفهی ترازوی روایت را کاملا از تعادل خارج کند. وین دیزل شاید بخواهد قسمت یازدهم فرنچایز سریع و خشن را با پایانی باشکوه به اتمام برساند، اما «شرطهایی» که او تعیین کرده ممکن است در عمل باعث شوند این مجموعه، درست پیش از پایان راه، از جادهی اصلی منحرف شود.
شناسنامهی فرنچایز «سریع و خشن» (Fast & Furious)
- نام اصلی: The Fast and the Furious
- ژانر: اکشن، تعقیب و گریز، جنایی، هیجانانگیز
- سال آغاز: ۲۰۰۱
- خالق: گری اسکات تامپسون
- استودیوی تولید کننده: یونیورسال پیکچرز (Universal Pictures)
- تعداد فیلمها: ۱۱ فیلم اصلی + چند اسپینآف (از جمله Hobbs & Shaw)
- شخصیتهای کلیدی: دومینیک تورتو، برایان اوکانر، لتی اورتیز، میا تورتو، لوک هابز، دکارد شاو
- بازیگران شاخص: وین دیزل، پل واکر، میشل رودریگز، دواین جانسون، جیسون استاتهام، تایریس گیبسون، لوداکریس
- میزان فروش کل: بیش از ۷ میلیارد دلار در گیشهی جهانی
- محور اصلی داستان: خانواده، وفاداری، سرعت و… شکستن قوانین فیزیک!
منبع: collider




