10 فیلم اکشن مدرن با کمترین استفاده از جلوههای ویژه کامپیوتری
اصالت اکشن در عصر دیجیتال
امروزه استفاده از جلوههای ویژه کامپیوتری (CGI) یا هوش مصنوعی در فرآیند فیلمسازی تمامی ژانرها به امری عادی و حتی جداییناپذیر تبدیل شده است. با این حال، فیلمهای اکشن جزو اولین پیشگامانی بودند که آغوش خود را به روی این فناوریهای نوظهور گشودند. با فکر کردن به دوران اولیهی ورود جلوههای ویژهی کامپیوتری به دنیای هنر هفتم و ادغام خام و پیشدستانهی آن با آثار سینمایی بلافاصله فیلمهایی مثل «بازگشت مومیایی» (The Mummy Returns)، «مورتال کامبت: نابودی» (Mortal Kombat: Annihilation) و «فرار از لسآنجلس» (Escape from L.A.) با آن جلوههای بصری زمخت و عجیب و غریب به یاد میآیند. (چهرهی دواین جانسون در فیلم اول خاطرتان هست؟!). بدیهی است که با پیشرفت تکنولوژی، این افکتها منسجمتر و بینقصتر شدهاند، تا جایی که در اکثر صحنهها به سختی قابل تشخیص هستند؛ البته اگر سبیل هنری کویل در فیلم «لیگ عدالت» (Justice League) و حذف ناشیانهی آن را فاکتور بگیریم!
اگرچه هالیوود به شکلی گسترده استفاده از جلوههای ویژه را پذیرفته است اما انتخاب آگاهانهی برخی فیلمسازان برای عدم استفاده از CGI یا AI، حرف مهمی برای گفتن دارد. البته نباید فراموش کنیم بسیاری از این فیلمها همچنان در مرحلهی تدوین از «رتوشهای دیجیتال» بهره میبرند (امری که در سینمای امروز اجتناب از آن تقریبا غیرممکن است). با تمام اینها 10 فیلم اکشن فوقالعادهای که در این لیست به شما معرفی میکنیم، تصمیم گرفتند بار اصلی ایجاد هیجان و درگیری را بر دوش جلوههای ویژهی میدانی و بدلکاریهای واقعی بگذارند. فیلمهایی که بدون اتکا به جلوههای ویژهی کامپیوتری (CGI) سینمای اکشن را به خالصترین و هیجانانگیزترین فرم خود بازگرداندند.
10. مد مکس: جادهی خشم (Mad Max: Fury Road)

- کارگردان: جرج میلر
- بازیگران اصلی: تام هاردی (مکس راکاتانسکی)، شارلیز ترون (فیوریوسا)، نیکولاس هولت (ناکس)، هیو کیز-بیرن (ایمورتان جو)، رزی هانتینگتون وایتلی (اسپلندید)، زوئی کراویتز (تُست)
- تاریخ اکران: ۲۰۱۵
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۷ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۸.۱ از ۱۰
چهارمین فیلم از فرنچایز محبوب «مد مکس» به کارگردانی جرج میلر برداشتی جدید، جذاب و دوست داشتنی از این شخصیت سرگردان افسانهای در دنیایی پساآخرالزمانی ارائه داد که در آن آب و بنزین ارزشمندترین کالاها به شمار میآیند. این فیلم با بازی تام هاردی در نقش مکس و معرفی شخصیت درخشان و به یاد ماندنی فیوریوسا، هم به نوستالژی قسمتهای کلاسیک وفادار میماند و هم با گسترش آن، دنیایی جدید و بسیار وسیعتر را خلق میکند.
بخش بزرگی از جذابیت مسحور کنندهی «مد مکس: جادهی خشم»، به دلیل استفادهی وسواسگونه از جلوههای ویژهی میدانی و بدلکاریهای واقعی برای جان بخشیدن به صحنههای اکشن است. به ویژه صحنهی طولانی و نفسگیر تعقیب و گریز در دل صحرا که با حضور ۱۵۰ خودروی سفارشیساز و بیش از ۲۰۰ بدلکار حرفهای طراحی و اجرا شد. CGI در این فیلم حضوری حداقلی دارد و استفاده از آن، عمدتا به کارهایی مثل حذف تجهیزات ایمنی از کادر، ترکیب آسمان و «صیقل دادن» جزئیات انفجارها محدود میشود. اما ماندگارترین لحظات فیلم، از جمله حرکات خطرناک بدلکارانی که روی تیرهای بلند در حال حرکت، معلق بودند (Pole Cats) یا نوازندهی گیتار شعلهافکن (Doof)، همگی با استفاده از بدلکاریهای واقعی و بدون کمک جلوههای ویژهی کامپیوتری اجرا شدهاند. این سکانس ویژه همان جاییست که سینمای اکشن، در خالصترین و فیزیکیترین شکلش ابراز وجود میکند.
9. مرز سهگانه (Triple Frontier)

- کارگردان: جی. سی. چاندور
- بازیگران اصلی: بن افلک (تام «ردفلای» دیویس)، اسکار آیزاک (سانتیاگو «پوپ» گارسیا)، چارلی هونام (ویلیام «آیرونهد» میلر)، گرت هدلند (بن میلر)، پدرو پاسکال (فرانسیسکو «کتفیش» مورالس)، آدریا آرجونا (یووانا)
- تاریخ انتشار: ۲۰۱۹ (پخش از نتفلیکس)
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۷۰ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۶.۴ از ۱۰
فیلم «مرز سهگانه» به دلیل داستانسرایی پرتنش و جذاب خود که با یک تیم بازیگری پرستاره و تراز اول شامل بن افلک، اسکار آیزاک، چارلی هونام، گرت هدلند و پدرو پاسکال همراهی میشد، حسابی سر زبانها افتاد و مورد تحسین قرار گرفت. این فیلم که ماجراهای آن در آمریکای جنوبی اتفاق میافتد، روایتگر داستانی انفجاری و درگیر کننده از سرقتی ناموفق از یک کارتل مواد مخدر است. سرقتی که همه چیز در آن به یکباره از کنترل خارج میشود و در نهایت به نبردی ناامیدانه برای بقا میانجامد. هر چند خود داستان «مرز سهگانه» به قدر کافی درگیر کننده است، اما این سکانسهای اکشن فیلم هستند که به دلیل وفاداری به واقعیت، نظرات مثبت بسیاری از سوی منتقدان و تماشاگران دریافت کردند.
در «مرز سهگانه» بدلکاریهای سنگین، فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی و جلوههای ویژهی میدانی حرف اول را میزنند. در واقع اینها هستند که در مرکز طراحی اکشنها قرار دارند، نه CGI؛ انتخابی که البته همیشه آسان نیست و به محدودیتهای بازیگران هم بستگی دارد. با این حال، اگرچه برای صحنههای خطرناکتر از بدلکاران حرفهای استفاده شد، اما تمام بازیگران اصلی، از جمله بن افلک، تحت آموزشهای سخت نظامی قرار گرفتند تا حرکات و تاکتیکهای استفاده شده توسط آنها بدون نیاز به CGI، کاملا طبیعی به نظر برسد و حس واقعگرایی صحنه حفظ شود. یکی از درخشانترین سکانسهای فیلم، یعنی صحنهی سقوط هلیکوپتر، نه با جلوههای ویژهی کامپیوتری، بلکه با استفاده از یک دکل مکانیکی غولپیکر (Rig)، انفجارهای کنترل شده و هماهنگی دقیق بدلکاران اجرا شد تا مخاطب استرس و خطر را با تمام وجود حس کند. صحنهای که نشان میدهد اکشنِ موثر، لزوما از دل پیکسلها بیرون نمیآید.
8. یورش: رستگاری (The Raid: Redemption)

- کارگردان: گارث اونس
- بازیگران اصلی: ایکو اوویس (راما)، جو تسلیم (سرگرد جاکا)، رای سااتپی (تاما ریادی)، یایان روهیان (مد داگ)، دونی آلامشیا (اندی)، پییر گرونو (ستوان واهیو)
- تاریخ اکران: ۲۰۱۱
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۷ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۸.۱ از ۱۰
گاه به گاه فیلمی بینالمللی از راه میرسد که بیاعتنا به مرز زبان، تجربهای کاملا جهانشمول ارائه میدهد که همه عاشقش میشوند. «یورش: رستگاری» گارث اونس دقیقا از همین دست آثار است؛ اثری بیادعا که علیرغم ایدهی بسیار سادهاش – مردی که در یک ساختمان گرفتار شده و باید برای خروج بجنگد – اجرایی چنان برقآسا و نفسگیر دارد که این سادگی نه تنها باعث ضعف نیست، بلکه به اصلیترین نقطه قوت فیلم بدل میشود. اصلا همین اتکای «یورش: رستگاری» به اکشن پرفشار و مهارت خیره کنندهی بازیگران رزمیکارش آن را به تجربهای فراموش نشدنی بدل کرد و موچب شد که به موفقیتی عظیم دست پیدا کند.
به عنوان یکی از بهترین فیلمهای رزمی دههی ۲۰۱۰، این فیلم مخاطبان را برای نخستین بار با هنر رزمی بومی کشور اندونزی، «پنچاک سیلات»، آشنا کرد؛ سبکی که بر مبارزات نزدیک، شکستن مفاصل و ضربات سریع تمرکز دارد. برای به تصویر کشیدن این هنر رزمی با تمام خشونت افسار گسیختهاش، اونس به جای تکیه بر تدوینهای سریع و گیج کننده، روی طراحی مبارزات و شیوههای منحصربهفرد فیلمبرداری تمرکز کرد تا بیش از یک ساعت هرج و مرج کاملا مهندسی شده را به تصویر بکشد.
برای حفظ انسجام اکشن، تیم سازنده از تجهیزات و سازههای فیلمبرداری خاصی استفاده کردند تا دوربین بتواند به شکلی روان و بدون وقفه، ایکو اوویس را در راهروهای مملو از بدنهای نقش بر زمینشده همراهی کند. در این فیلم، تنها پاشش خون و جرقهی شلیک اسلحهها در مرحلهی پس از تولید با جلوههای ویژهی کامپیوتری بهبود داده شدهاند و هدف اصلی همواره ارائهی تجربهای تا حد ممکن بیواسطه و واقعی بوده است؛ رویکردی که میراث این فیلم را تثبیت کرد و تاثیر عمیقی بر ژانر اکشن (حتی فیلمهایی مثل جان ویک) گذاشت.
7. بیبی راننده (Baby Driver)

- کارگردان: ادگار رایت
- بازیگران اصلی: انسل الگورت (بیبی)، کوین اسپیسی (داک)، لیلی جیمز (دبورا)، جان هم (بادی)، ایزا گونزالس (دارلینگ)، جیمی فاکس (بتس)
- تاریخ اکران: ۲۰۱۷
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۲ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۶ از ۱۰
فیلم «بیبی راننده» ادگار رایت، با ارائهی ترکیبی بینقص از موسیقی، اکشن و کمدی، مخاطبان را وارد دنیای شخصیتی به نام «بیبی» میکند؛ جوانی که ریتم زندگیاش را با موسیقی تنظیم میکند و از آن برای غرق شدن در جریان حرکت و رهایی از سر و صدای دنیای بیرون، حین انجام فرارهای خطرناک و پرسرعت بهره میگیرد. در حالی که فیلم برای صحنههای اکشن نفسگیرش که به طور بینظیری با موسیقی متنش تکمیل میشد مورد تحسین قرار گرفت، نکتهای که اغلب نادیده گرفته میشود، اصرار شدید ادگار رایت بر استفاده از جلوههای ویژهی میدانی به جای CGI است.
برای «بیبی راننده»، ادگار رایت مصمم بود که تمام بدلکاریهای اتومبیلرانی را به صورت واقعی و در مقابل دوربین اجرا کند؛ یعنی استفاده از خودروهای واقعی و قوانین فیزیک، بدون کمک پردهی سبز یا جلوههای ویژهی کامپیوتری. برای رسیدن به هماهنگی کامل با موسیقی، تمام قطعات موسیقی پیش از فیلمبرداری انتخاب شده بودند تا نحوهی فیلمبرداری هر سکانس را دیکته کنند. در حقیقت ریتم و ضرباهنگ آنها تعیین میکرد که هر صحنه چگونه طراحی و اجرا شود. این دقت وسواسگونه باعث شد تا «بیبی راننده» در نهایت نامزد دریافت سه جایزهی اسکار برای تدوین، صداگذاری و تدوین صدا شود.
6. ۱۳ آدمکش (13Assassins)

- کارگردان: تاکاشی میکه
- بازیگران اصلی: کوجی یاکوشو (شینزامون شیما)، تاکایوکی یامادا (شینروکورو)، یوسوکه ایسیا (کویاتا)، گورو ایناگاکی (ارباب ناریتسوگو)، ماساچیکا ایچیمورا (هانبی)، میکوجیرو هیرا (سر دوی)
- تاریخ اکران: ۲۰۱۰
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۵ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۵ از ۱۰
هرچند نام تاکاشی میکه برای مخاطب عام هنر هفتم چندان آشنا نیست، اما برای دنبال کنندگان جدی سینما، به ویژه دوستداران سینمای آسیای شرقی، او سالهاست که به عنوان فیلمسازی نامتعارف و محبوب شناخته میشود؛ کارگردانی که از آزمودن ژانرهای گوناگون ابایی ندارد و اغلب رگههایی از اغراق و جنونِ عامدانه را به آثارش تزریق میکند. داستان فیلم «۱۳ آدمکش» در نگاه اول ساده به نظر میرسد: گروهی از جنگجویان ماموریت مییابند تا یک ارباب جنگ فاسد و ظالم را به قتل برسانند. اما این درام تاریخی- اکشن آرامش قبل از طوفانیست که در پردهی آخر خود به ابعادی حماسی میرسد و با حدود ۴۵ دقیقه نبردِ بیوقفه، تماشاگر را در میانهی آشوبی نفسگیر رها میکند.
آنچه نقطهی اوج فیلم را حتی چشمگیرتر میکند، این است که چقدر بر جلوههای ویژهی میدانی به جای استفاده از CGI تمرکز دارد. تاکید میکه بر استفاده جلوههای میدانی است؛ آن هم از سوی کارگردانی که معمولا در استفاده از جلوههای ویژهی کامپیوتری اصلا محافظهکار نیست. برای خلق این سکانس طولانی، میکه از تعداد زیادی بازیگر، لوکیشنهای عظیم، مواد منفجره و انبوهی از تجهیزات فیزیکی استفاده کرد تا خشونت، خونریزی و هرج و مرج را به شکلی عینی و ملموس به تصویر بکشد. شاید به نظر برسد میکه در پی اثبات نکتهای یا حتی ثبت رکوردی بوده است یا حتی قصد داشته قدرت خود را در کارگردانی اکشنِ سنتی به رخ بکشد اما این ذرهای از عظمت و فراموش نشدنی بودن لحظات پایانی فیلم نمیکاهد؛ به ویژه وقتی بدانیم که تمام آن صحنههای ماندگار و نمایش باشکوه پایانی، واقعی هستند و تنها کاربرد CGI در «۱۳ آدمکش» پنهانکردن تجهیزات ایمنی از کادر بوده است.
5. مردی از ناکجاآباد (The Man from Nowhere)

- کارگردان: لی جونگ-بام
- بازیگران اصلی: وون بین (چا تائه-سیک)، کیم سه-رون (جونگ سو-می)، کیم هی-وون (مان-سوک)، کیم سونگ-اوه (جونگ-سوک)، کیم تائه-هون (کیم چی-گون)، تانایونگ وانگتراکول (رامروان)
- تاریخ اکران: ۲۰۱۰
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۰ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۷ از ۱۰
«مردی از ناکجاآباد» بدون شک از آن دسته فیلمهاییست که شاید در هیاهوی اکران بلاکباسترهای هالیوودی کمتر به چشم آمده باشد، اما این تریلر کرهای برای طرفداران جدی سینما، یک جواهر واقعی است. داستان فیلم لی جونگ-بام دربارهی «چا تائه-سیک»، صاحب گوشهگیر یک امانتفروشی با گذشتهای مرموز است که وقتی با بیعدالتی و دزدیده شدن دخترک همسایهاش روبرو میشود، به یک ماشین کشتار بیرحم تبدیل میگردد. این داستان انتقام، به شدت پالاینده و رضایتبخش است، اما چیزی که فیلم را به محبوبیت جهانی رساند، سکانسهای اکشن ناب آن بود.
مبارزه با چاقو، تعقیب و گریزهای ماشینی و تیراندازی؛ یک طرفدار اکشن دیگر چه میخواهد؟ نکتهی متمایز این است که این صحنهها با یک داستان رستگاری عاطفی پشتیبانی میشوند. با این حال، حرف ما دربارهی اکشن است و آنچه اکشن فیلم را واقعا درخشان میکند، استفاده از تکنیکهای فیلمبرداری و طراحی مبارزهای است که هرگز مخاطب را از فضای واقعی خارج نمیکند. «مردی از ناکجاآباد» واقعا خشن و خونآلود است و به جای تکیه بر جلوههای ویژهی کامپیوتری، از جلوههای ویژهی میدانی (مانند کیسههای خون) برای نمایش برخورد گلولهها و خونریزی زخمها استفاده کرده تا تجربهای خشن، ملموس و واقعی ارائه دهد. صحنهی نهایی مبارزه با چاقوی فیلم هم یکی از بهترینها در تاریخ سینماست که نباید از دست بدهید.
4. حسابدار (The Accountant)

- کارگردان: گاوین اوکانر
- بازیگران اصلی: بن افلک (کریستین ولف)، آنا کندریک (دانا کامینگز)، جی. کی. سیمونز (ری کینگ)، جان برنتال (براکستون)، سینتیا آدای-رابینسون (مریبث مدینا)، جان لیسگو (لامار بلکبرن)
- تاریخ اکران: ۲۰۱۶
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۵۳ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۳ از ۱۰
فیلم «حسابدار» با ارائه ترکیبی از اکشن، تعلیق و درام، در مقایسه با «مرز سهگانه» حال و هوایی متفاوت دارد، اما همچنان کاملا شایستهی حضور در این جمع است. افلک در اینجا نقش حسابداری بیدست و پا را بازی میکند که روزها برای یک سازمان مشکوک کار میکند و شبها به قاتلی آموزش دیده بدل میشود. نقشی دوگانه که یکی از بهترین و متفاوتترین اجراهای کارنامهی افلک تا به امروز است.
بخش بزرگی از جذابیت «حسابدار» در تعادل میان ژانرهای مختلف به کار رفته در آن نهفته است، اما وقتی نوبت به اکشن میرسد، همه چیز انفجاری، خشن و کاملا متکی بر جلوههای ویژهی میدانی و بدلکاری پیش میرود. افلک بار دیگر تحت آموزشهای شدید رزمی قرار گرفت تا بتواند صحنههای مبارزهی تن به تن و تیراندازی را خودش اجرا کند. در کنار این، فیلمبرداری دقیق، طراحی بدلکاریها و استفادهی حساب شده از جلوههای میدانی باعث شده تا مخاطب کاملا در فضای فیلم غرق شود و آن را باور کند. البته امتیاز ویژهی «حسابدار» برای حضور در این فهرست، دنبالهی آن است؛ چرا که «حسابدار ۲» (The Accountant 2) با تکرار همان فرمول قسمت اول و حفظ ویژگیهای آشنا، ابعاد اکشن و بدلکاریهای واقعی را به سطح بزرگتری ارتقا داد و به یک فیلم اکشن محبوبتر تبدیل شد.
3. تاپ گان: ماوریک (Top Gun: Maverick)

- کارگردان: جوزف کوزینسکی
- بازیگران اصلی: تام کروز (پیت «ماوریک» میشل)، مایلز تلر (بردلی «روستر» بردشاو)، جنیفر کانلی (پنی بنجامین)، جان هم (بو «سایکلون» سیمپسون)، گلن پاول (هنگمن)، وال کیلمر (تام «آیسمن» کازانسکی)
- تاریخ اکران: ۲۰۲۲
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۶ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۸.۲ از ۱۰
در دنیای امروز سینما، معدود بازیگرانی هستند که نامشان به تنهایی ضامن موفقیت یک فیلم در گیشه باشد و تام کروز بیتردید یکی از همان معدود چهرههاست؛ ستارهای که نامش نه فقط به یک پروژه اعتبار میبخشد، بلکه تضمین میکند مخاطبان برای دیدنش صف خواهند کشید. «تاپ گان: ماوریک» با سرمایهگزاری روی همین فرمول، گیشهها را فتح کرد و همچنان یکی از محبوبترین عناوین پلتفرمهای استریم فیلم و سریال به شمار میرود.
بخشی از قدرت ستارگی تام کروز، تضمین اکشن نابیست که قرار است با او به فیلم(ها) بیاید؛ به ویژه با تاکیدی که بر استفاده از جلوههای ویژهی میدانی و انجام بدلکاریها توسط خودش دارد (همان چیزی که سری «ماموریت غیرممکن» را تا این حد محبوب کرده است). در اینجا نیز ، از جلوههای ویژهی کامپیوتری CGI به روشی استاندارد برای بهبود برخی جنبهها در مرحلهی پس از تولید استفاده شد، اما ستون فقرات فیلم یعنی بدلکاریهای هوایی، کاملا واقعی بود. بازیگران واقعا در کابین جتهای جنگنده قرار میگرفتند و دوربینهای تخصصی و بسیار پیشرفته (که اختصاصا برای این پروژه طراحی شدند) برای ثبت این تجربهی بصری خیره کننده، درون و بیرون هواپیماها تعبیه شده بودند تا ریاکشن ناشی از فشار جی (G-force) وارد بر چهرهی بازیگران کاملا طبیعی باشد. تجربهای اصیل و ملموس از پرواز و اکشن هوایی که عملا تماشاگر را به درون کابین خلبان میکشاند.
2. شوالیهی تاریکی (The Dark Knight)

- کارگردان: کریستوفر نولان
- بازیگران اصلی: کریستین بیل (بروس وین / بتمن)، هیث لجر (جوکر)، آرون اکهارت (هاروی دنت)، مایکل کین (آلفرد)، گری اولدمن (جیمز گوردون)، مورگان فریمن (لوسیوس فاکس)
- تاریخ اکران: ۲۰۰۸
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۴ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۹ از ۱۰ (رتبه ۳ برترین فیلمهای تاریخ)
به یاد دارید که در ابتدای این مطلب گفتیم ژانر ابرقهرمانی مدرن بدون CGI اساسا قابل تصور نیست؟ خب، اینجا یک استثنای بزرگ وجود دارد. جذابیت همیشگی بتمن در همین قهرمانیِ «سطح خیابان» اوست؛ قهرمانی که نه به جلوههای ویژهی پرزرق و برق، بلکه به کشمکشهای درونی بروس وین و رویاروییاش با ضدقهرمانهایی متکی است که با همهی تاریکی و شرارتشان در نهایت انسانهایی معیوباند. بتمن در فیلمهای عظیمتری مثل «لیگ عدالت» هم حضور داشته، اما در «شوالیهی تاریکی» است که اکشن فیلم تا حد ممکن بدون اتکا به جلوههای ویژهی کامپیوتری CGI شکل میگیرد.
کریستوفر نولان مدتهاست بر این باور است که تماشاگر تفاوت میان اکشنِ واقعی و اکشنی که صرفا با فناوری ساخته شده را به خوبی حس میکند. به همین دلیل، او تقریبا تمام صحنههای اکشن «شوالیهی تاریکی» را بر پایهی جلوههای ویژهی میدانی و بدلکاریهای واقعی بنا کرد. صحنهی واژگون شدن کامیون ۱۸ چرخ در وسط خیابانهای شیکاگو کاملاً واقعی است. انفجار عظیم بیمارستان یک انفجار واقعی در یک ساختمان واقعی است. موتور سیکلت «بتپاد» هم یک وسیلهی نقلیهی کاملا مهندسی شده بود که واقعا حرکت میکرد. همین وسواس در جزئیات و تمرکز بر واقعگراییست که «شوالیهی تاریکی» را به یکی از محبوبترین و پختهترین فیلمهای ابرقهرمانی تاریخ تبدیل کرده است.
1. جنگاوری (Warfare)

- کارگردان: الکس گارلند و ری مندوزا
- بازیگران اصلی: چارلز ملتون (جیک)، کوسمو جارویس (الیوت میلر)، جوزف کوئین (سم)، ویل پولتر (اریک)، کیت کانر (تامی)
- تاریخ اکران: ۲۰۲۵
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۴ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۸.۴ از ۱۰
«جنگاوری» با این پیشفرض ساخته شد که وحشیگری موجود در جنگ را از دل یک تجربهی دست اول به پردهی سینما منتقل کند؛ بازآفرینیِ سناریویی واقعی که ری مندوزا، عضو سابق «یگان ویژهی نیروی دریایی آمریکا» (Navy SEAL)، خود آن را از سر گذرانده است. این فیلم که به صورت «زمان واقعی» (Real-time) روایت میشود، عملیات یک گروهان نیروهای ویژه در رمادی عراق را به تصویر میکشد؛ ماموریتی که به بنبست میخورد و سربازان پس از محاصره در خانهای کوچک، باید برای بقا و فرار بجنگند. «جنگاوری» که عمدهی دقایق آن بدون دیالوگ پیش میرود یا بهتر بگوییم، فاقد سخنرانیهای معمول به سبک هالیوود است به عنوان یکی از واقعگرایانهترین تصویرهای سینمایی از جنگ مورد تحسین قرار گرفته است.
بازیگران «جنگاوری» دورههای آموزشی فشردهای را پشت سر گذاشتند تا نظم و انضباط و رفتار میدانی یک نیروی تفنگدار ویژهی نیروی دریایی ایالات متحده را به درستی بازآفرینی کنند. دکورها و ابزار صحنه نیز با دقتی وسواسگونه طراحی و ساخته شدهاند تا حس اصالت تقویت شود. با چنین رویکردی، حذف تقریبا کامل CGI خود به یکی از ارکان فیلم بدل شده است: هر صحنه با برنامهریزی دقیق و با تکیه بر جلوههای ویژهی میدانی، مواد آتشزا، شلیک واقعی و مهارتهایی که از آموزش نیروهای ویژه برگرفته شده، اجرا میشود. اصلاحات دیجیتال آنقدر حداقلی است که حتی آتش و دود شلیکها تنها تقویت شدهاند، نه جایگزین. در اینجا خبری از ابرقهرمانبازی نیست؛ فقط تلاش چند جوان برای زنده ماندن در میان غبار و خون است که تماما با جلوههای ویژهی میدانی خلق شده است.
به نظر شما سینمای اکشن با هوش مصنوعی هیجانانگیزتر میشود یا هنوز هم تماشای یک بدلکاری واقعی، لذت دیگری دارد؟ کدام فیلم اکشن بدون CGI جای خالیاش در این لیست حس میشود؟




