آشنایی با تاریخچه و ویژگیهای سبک بازی مترویدوانیا
چه تفاوتهایی بین بازیهای مترویدوانیا و پلتفرمر وجود دارد؟
سبک پلتفرمر (Platformer) یکی از سبکهای محبوب و کلاسیک بازیهای ویدیویی است که معمولاً شامل کنترل یک شخصیت است که باید از موانع و پلتفرمها عبور کند و به مقصد مشخصی برسد. این بازیها به طور معمول در محیطهای دو بعدی (2D) یا سه بعدی (3D) ساخته میشوند و گیمپلی آنها بر روی جابجایی از یک پلتفرم به پلتفرم دیگر تمرکز دارد. شخصیتها معمولاً دارای قابلیتهایی مانند: پرش، دویدن و در برخی موارد شنا هستند تا از موانع مختلف عبور کنند.
در بازیهای پلتفرمر، تعامل با محیط بسیار مهم است. پلتفرمها میتوانند به شکلهای مختلفی از سکوهای ثابت گرفته تا سکوهای متحرک یا حتی سکوهای تلهگذاریشده که باید از آنها با دقت عبور کرد ظاهر شوند. در برخی از بازیها، عناصر جدیدی مثل جمعآوری اشیاء، حل معماها یا مبارزه با دشمنان نیز به گیمپلی اضافه میشود. در حالی که بازیهای پلتفرمر بیشتر به جنبههای انعطافپذیر حرکت شخصیت و واکنش به دنیای بازی متمرکز هستند، گاهی طراحی مراحل، پیچیدهتر و استراتژیکتر میشود. از عناوین مشهور این سبک میتوان به بازیهایی همچون Super Mario, Sonic the Hedgehog, و Celeste اشاره کرد که هرکدام در زمان خود تأثیر مثبت زیادی بر این ژانر گذاشتهاند.
سبک مترویدوانیا (Metroidvania) زیرژانری از بازیهای پلتفرمر است که المانهای گیمپلی اکتشافی و ساختار مرحلهای غیرخطی را از دو سری بازی محبوب، متروید (Metroid) و کسلوانیا (Castlevania)، به ارث برده است. در این سبک، دنیای بازی به صورت یکپارچه و به هم پیوسته طراحی میشود و بازیکنان میتوانند آزادانه در آن به جستجو بپردازند و مناطق مختلف را کشف کنند.
یکی از ویژگیهای کلیدی مترویدوانیا، طراحی مراحل پیچیده و تودرتو است که اغلب شامل مسیرهای مخفی، میانبرها و اتاقهای پنهان میشود. بازیکنان برای پیشروی در بازی و دسترسی به مناطق جدید، باید تواناییها و آیتمهای خاصی را به دست آورند که به آنها اجازه میدهد موانع را پشت سر بگذارند و به نقاطی که قبلاً غیرقابل دسترس بودند، برسند.
برخلاف بازیهای پلتفرمر خطی که در آنها بازیکنان باید مسیری مشخص را دنبال کنند، مترویدوانیا بر اکتشاف و آزادی عمل تأکید دارد. بازیکنان میتوانند به دلخواه خود در دنیای بازی گردش کنند، رازها را کشف کنند و با دشمنان و چالشهای مختلف روبرو شوند. این سبک گیمپلی، حس ماجراجویی و کنجکاوی را در بازیکنان برمیانگیزد و آنها را به کشف تمام گوشه و کنار دنیای بازی تشویق میکند.
بازیهای مترویدوانیا معمولاً دارای داستان جذاب و شخصیتهای به یادماندنی هستند که به عمق و جذابیت بازی میافزایند. این بازیها همچنین از گرافیک دوبعدی زیبا و موسیقی متن حماسی بهره میبرند که تجربه بازی را برای بازیکنان لذتبخشتر میکنند.
یکی از ویژگیهای برجسته بازیهای مترویدوانیا، تمرکز بر تواناییهای شخصیت و ارتقای آنها است. در این سبک، بازیکن معمولاً با شخصیتی شروع میکند که تواناییهای اولیهی محدودی دارد. با پیشروی در بازی، شکست دادن دشمنان و تکمیل مراحل خاص، بازیکن میتواند تواناییهای جدیدی مانند پرشهای بلندتر، امکان تیراندازی از زوایای گوناگون یا قابلیت عبور از موانع خاص را کسب کند. این تواناییها به بازیکن اجازه میدهند تا به مناطقی دسترسی پیدا کند که پیش از این غیرقابل دسترس بودند و به این ترتیب، بازی به صورت تدریجی و با الگویی منظم طراحی میشود.
بازیهای مترویدوانیا معمولاً دنیای وسیعی دارند که شامل انواع مختلف دشمنان، معماها و مخفیکاریها میشود. علاوه بر این، یکی از جذابیتهای این سبک، وجود دنیای پیچیده و پرجزئیات است که بازیکن را به کاوش بیشتر ترغیب میکند. بازیهای مترویدوانیا اغلب به دلیل طراحی هوشمندانه و اکتشافات جذاب خود، طرفداران بسیاری دارند. از عناوین معروف این سبک میتوان به Super Metroid ،Castlevania: Symphony of the Night و Hollow Knight اشاره کرد که هر کدام نقش مهمی در توسعهی این سبک ایفا کردهاند.
مشخصههای بازیهای مترویدوانیا
-
گسترش نقشه بازی: در اغلب مواقع، بازیهای مترویدوانیا نقشه های فوق العاده بزرگی دارند که در همان بخش های ابتدایی بازی، ممکن است که به بزرگی آن پی نبریم، اما هرچقدر که بیشتر به تجربه بازی می پردازیم، به مکان های بیشتری می رسیم که موجب گسترش نقشه می شود. به عنوان نمونه، بسته بودن درب و نداشتن مهارت برای گذر از یک بخش از بازی، شما را مجبور می کند تا به سایر بخش های بازی سفر کنید تا مهارت یا کلید موردنظر را پیدا کنید و حتی برای شکست دادن یک باس، قدرتمندتر شوید.
-
بازی درباره اکتشاف است: بازیهای مترویدوانیا بازیکن را مجبور میکنند تا برای یافتن یک شیء خاص، دنیای بازی را جستجو کند و از آن شیء برای پیشرفت در بازی استفاده کند. این کار نیازمند جستجو و سفر در مناطقی است که معمولاً بازیکن از آنها عبور نمیکند، و این باعث میشود بازی عمق بیشتری داشته باشد. از اینرو، چه به دنبال داستان بازی باشید یا قصد پیدا کردن یک آیتم خاص و کاربردی را داشته باشید، باید در دنیای پر چزئیات بازیهای مترویدوانیا به کاوش بپردازید.
-
داستان و طراحی مراحل با هم هماهنگ هستند: از آنجا که هر بازی مترویدوانیا مانند یک معما است و معلوم نیست که پشت هر درب بسته، چه چیزی انتظار ما را می کشد، پس یک داستان یکپارچه لازم است تا بازیکن را به ادامه بازی ترغیب کند و به لذت بازی اضافه می کند.
-
کاوش و آزمایش: بازیهای مترویدوانیا مناطق پنهانی دارند که به آسانی قابل دسترسی نیستند. بعضی از بازیهای مترویدوانیا مانند: Blasphmous مملو از راه مخفی های مختلفی هستند که به راحتی قابل یافتن نیستند و با مراجعه به نقشه های موجود در اینترنت متوجه می شوید که نه تنها بعضی از راه مخفی های بازی را پیدا نکرده اید، بلکه بخشی از داستان بازی نیز به واسطه کامل نشدن نقشه، از قلم افتاده اند.
-
ظاهر رترو؛ سنت بازیهای مترویدوانیا: با اینکه پیدایش بازی های پیکسل آرت به چند دهه گذشته بر می گردد، اما همچنان یکی از زیباترین بخش های بازی های ویدیویی است که در بازیهای مترویدوانیا نیز دیده می شود. بازی هایی مانند: Blasphemous و Axiom Verge از آن دسته بازیهای مترویدوانیا هستند که هر دو نسخه آنها با گرافیک پیکسل آرت ساخته شدند و توانستند به موفقیت دستیابند.
شناخته شدهترین بازیهای مترویدوانیا
1. Castlevania: Symphony of the Night
Symphony of the Night یکی از اولین بازیهای مترویدوانیا شناخته میشود و در آن بازیکن به عنوان آلکارد، پسر دراکولا، باید در قلعهای عظیم به جستجو بپردازد تا پدر خود را شکست دهد. ویژگیهای اصلی این بازی، شامل گیمپلی اکتشافی، جمعآوری آیتمها، مبارزات پیچیده و استفاده از تواناییهای مختلف است. این بازی با طراحی فوقالعاده و موسیقی جذاب خود، یکی از بهترین بازیهای تاریخ محسوب میشود و تأثیر زیادی بر ژانر مترویدوانیا گذاشتهاند.
2. Shantae
این بازی ابتدا به عنوان یک بازی پلتفرمر برای Game Boy Color منتشر شد و به سرعت طرفداران زیادی پیدا کرد. شانتای یک جن است که باید در جزیرهای پر از معما و دشمنان مختلف، قدرتهای جدیدی کسب کند و دنیای خود را نجات دهد. بازی شانتای به خاطر گرافیک پیکسل آرت، و طراحی مراحل خلاقانه شناخته میشود. این سری بازی همچنان ادامه دارد و نسخههای جدید آن برای نینتندو سوئیچ منتشر شده است.
3. Blasphemous
Blasphemous یک بازی ویدئویی در سبک اکشن-پلتفرمر و مترویدوانیا است که توسط استودیوی The Game Kitchen توسعه یافته و در سال ۲۰۱۹ توسط شرکت Team17 منتشر شد. این بازی با الهام از اساطیر مذهبی، هنر گوتیک و داستانهای تاریک، بازیکن را در دنیایی مملو از خشونت و شگفتی قرار می دهد. بازیکنان در نقش شخصیتی به نام The Penitent One قرار میگیرند؛ یک شوالیهی نفرینشده که در سرزمینی به نام Cvstodia گرفتار شده است.
گیمپلی Blasphemous ترکیبی از مبارزات سخت و پیچیده، کاوش در محیطهای مختلف و روایت داستانی عمیق و پر شاخ و برگ است. بازیکنان باید با استفاده از شمشیر مقدس خود، دشمنان بیرحم، موجودات شیطانی و باسهای قدرتمند را شکست دهند. همچنین بازی دارای سیستم پیشرفت شخصیت، ارتقای مهارتها و جستجوی آیتمهای ویژهای است که به بازیکن کمک میکند تا در دنیای بیرحم Cvstodia زنده بماند.
یکی از ویژگیهای برجستهی بازی، طراحی هنری آن است که به سبک پیکسل آرت و با جزئیات خیرهکنندهای ساخته شده است. الهامات مذهبی، مجسمههای مرموز و فضاهای تاریک، فضایی وهمآلود و سنگین ایجاد کردهاند که با داستان بازی کاملاً همخوانی دارد. موسیقی و صداگذاری نیز به ایجاد حس تعلیق و درگیری احساسی در بازی کمک شایانی میکنند.
Blasphemous به دلیل گیمپلی چالشبرانگیز، طراحی هنری منحصربهفرد و داستان سرایی عمیق، مورد تحسین منتقدان و بازیکنان قرار گرفته است. موفقیت این بازی باعث شد که دنبالهی آن، یعنی Blasphemous 2 نیز در سال ۲۰۲۳ منتشر شود.
4. Dust: An Elysian Tail
در این بازی دو بعدی، بازیکن در نقش Dust، شخصیت اصلی بازی که حافظهاش را از دست داده است، قرار میگیرد و باید به همراه یک شمشیر زنده به نام Ahrah و نگهبان آن به نام Fidget، برای نجات دنیای بازی در مقابل دشمنان مختلف مبارزه کند. گرافیک زیبا، سیستم مبارزات متنوع و داستان گیرا، از ویژگیهای برجسته این بازی است که در نهایت مورد استقبال قرار گرفت.
5. Guacamelee
این بازی یک عنوان مترویدوانیایی است که بر اساس فولکلور مکزیکی ساخته شده است. در این بازی، بازیکن به عنوان یک کشاورز به نام Juan Aguacate نقش آفرینی می کند که به یک قهرمان تبدیل میشود و باید دنیای موجودات جادویی را نجات دهد. بازی ترکیبی از المان های پلتفرمر و مبارزات است و سبک خاص مبارزه بهویژه بر اساس کشتیگیری لوشا لیبره (Lucha Libre) لذت تجربه بازی را افزایش می دهد. استفاده از اِلِمانهای فرهنگ مکزیکی، موسیقی پرانرژی و طراحی جذاب باعث محبوبیت این بازی شدند.
6. Ori and the Blind Forest
Ori and the Blind Forest یک بازی پلتفرمر دو بعدی است که توسط استودیو Moon Studios توسعه یافت و در سال 2015 منتشر شد. این بازی به سرعت به یکی از تحسینشدهترین عناوین در صنعت بازیهای ویدئویی تبدیل شد و به دلیل گرافیک زیبا، موسیقی منحصربفرد و گیمپلی جذابش شناخته میشود.
داستان بازی حول شخصیت Ori، یک روح کوچک سفید رنگ، و همراه وفادارش Naru روایت می شود. پس از وقوع یک تراژدی بزرگ که منجر به نابودی جنگل Nibel میشود، Ori باید برای احیای جنگل و نجات آن از نابودی، به یک سف خطرناک و پر از چالش برود. در طول مسیر، او با موجودات مختلف روبهرو میشود، مهارت های جدیدی کسب می کند و باید معماهای پیچیدهای را نیز حل کند.
گیمپلی بازی ترکیبی از عناصری است که در بازی های مشابه به این سبک دیده می شود. همچنین، بازی دارای سیستم ارتقای شخصیت است که به شما این امکان را میدهد تا تواناییهای جدیدی برای Ori کسب کنید. این ویژگیها به شما کمک میکنند تا به مناطقی که پیشتر به آنها دسترسی نداشتید، برسید و چالشهای دشوارتر را پشت سر بگذارید.
7. Axiom Verge
Axiom Verge یک بازی مترویدوانیا دو بعدی است که توسط استودیو Thomas Happ Games توسعه یافت و منتشر شد. این بازی الهامگرفته از آثار کلاسیک قدیمی برای کنسولهای 8 و 16 بیتی است و المانهای حیاتی بازیهای مترویدوانیا را در دل خود جای داده است.
در Axiom Verge، شما در نقش Trace نقشآفرینی میکنید؛ یک دانشمند که در یک دنیای بیگانه به نام Sudra بیدار میشود. او باید راهی برای فرار از این دنیا پیدا کند و در طول مسیر با موجودات خطرناک و محیطهای پیچیده روبهرو شود. بازی از گیمپلی مترویدوانیایی پیروی میکند و به این معنی است که شما در یک دنیای وسیع و به هم پیوسته کاوش میکنید، وارد مکان های جدید می شوید و قدرتهای جدید را به دست میآورید.
یکی از ویژگیهای برجسته بازی، طراحی منحصر به فرد محیط و سلاحها است که به خوبی حس بازیهای کلاسیک را بازسازی میکند. همچنین، بازی دارای داستان پیچیده و اسرارآمیز است که به تدریج در طول مراحل آشکار میشود. یکی از نقاط ضعف بازی، بزرگ بودن بیش از حد نقشه بازی، ضعف در ذخیره داده و نبود Fast Travel است.
8. Hollow Knight
یکی از بهترین بازیهای مترویدوانیا در دهه اخیر که توانست این ژانر را دوباره به روزهای اوج بازگرداند، Hollow Knight است. این بازی در دنیای زیرزمینی به نام Hallownest روایت می شود؛ جایی که حشرهها در آن زندگی میکنند و بازیکن به عنوان یک شوالیه کوچک به کاوش میپردازد و در مبارزات چالشبرانگیز شرکت میکند. بازی بدون هیچگونه توضیح خاصی شروع میشود و بازیکن باید با استفاده از کشف دنیای اطراف خود و حل معماها، پیشرفت کند. با اینکه این بازی در روایت داستان خود، کمی درونگرا است و رازآلود وار عمل میکند، اما کسب اطلاعات دربارهی جزئیات این بازی میتواند لذت تجربه بازی را افزایش دهد.
9. Dead Cells
Dead Cells یک بازی ترکیبی از مترویدوانیا و ژانر روگلایک است که در آن بازیکن باید از مکانی به نام “The Prison” فرار کند. در این بازی، شما به عنوان یک موجود بینام و بیچهره نقشآفرینی میکنید که از یک بدن به بدن دیگر منتقل میشود تا بهطور تصادفی، در دنیای بازی پیشرفت کند. این بازی با ترکیب مبارزات سریع و پویا، سیستم ارتقا و تغییرات تصادفی در مراحل، یک تجربه جذاب و چالش برانگیز است.
10. Dandara
Dandara یک بازی پلتفرمر دو بعدی با گرافیک زیبا و داستانی فانتزی است که توسط استودیو Long Hat House توسعه یافته است. در این بازی، شما در نقش Dandara، یک زن قهرمان با قدرتهای ویژه، به نبرد با نیروهای شَر در دنیای فانتزی Salt میپردازید. گیمپلی بازی منحصر به فرد است؛ بازیکنها میتوانند به جای حرکت مستقیم، در نقاط مختلف محیط به صورت عمودی و افقی بپرند و از دیوارها بالا بروند که یک چالش تاکتیکی جالب ایجاد میکند. دنیای بازی پر از معماها، دشمنان مختلف و محیطهای خطرناک است که به شدت به مهارت و استراتژی نیاز دارند.
11. Bloodstained: Ritual of the Night
این بازی توسط Koji Igarashi که قبلاً بر روی سری Castlevania کار کرده بود، تولید شد. Bloodstained داستانی مشابه به بازیهای کلاسیک Castlevania را دنبال میکند و در آن بازیکن در نقش Miriam، یک زن مبتلا به نفرین که در دنیای پر از شیاطین و موجودات جادویی قرار دارد، مبارزه میکند. گیمپلی این بازی به شدت بر پایه المانهای موجود در بازی های مترویدوانیا استوار است و بازی شامل مراحل پیچیده، جمعآوری آیتمها و مبارزات بر پایه مهارت میشود. Bloodstained از جانب منتقدان بسیار تحسین شد و موفقیتهای زیادی به دست آورد.
منبع: The Gamer