پرفروش ترین ها

پرفروش ترین ها

Best Sellers
پخش آنلاین
ژانر: کمدی
امتیاز IMDb: ۶.۲
زیرنویس: دارد
دوبله: ندارد
سال ساخت: ۲۰۲۱
مدت زمان: ۹۲ دقیقه
کشور: کانادا

نویسنده ای بداخلاق و بازنشسته با اکراه سفر آخر کتاب را برای کمک به یک ناشر جوان آغاز می کند.
تقریباً پنجاه سال پس از یک رمان موفق او "پاییز اتمی" هریس شاو پیرمردی بداخلاق است که مشروب می‌نوشد و سیگار می‌کشد و با گربه‌اش در وستچستر نیویورک تنها زندگی می‌کند. او در حال تلاش برای نوشتن رمان دیگری بر روی ماشین تحریر خود است، اما او مدام به اشتباه می اندازد و صفحات بد زیادی را بیرون می اندازد. او با تماس های تلفنی حواسش پرت می شود و در نهایت به هر کسی که زنگ می زند فحش می دهد. در نهایت، او تلفن را از پنجره به بیرون پرت می کند. لوسی استنبریج یک تجارت انتشاراتی را از پدرش جوزف به ارث برده است، اما آن کار خوب نیست. ریچل برای او نقد بدی درباره کتابی که شرکتش منتشر کرده و با هری پاتر مقایسه می‌کند، می‌خواند. لوسی چندان نگران نظر منتقد نیویورک تایمز نیست، زیرا جوانان تایمز را نمی خوانند. ریچل در یک ویدیوی آنلاین، دختر جوانی را به لوسی نشان می دهد که به کتاب حمله می کند. جک، که جوزف پسری را می‌دانست که هرگز نداشت، تلاش می‌کند شرکتی را بخرد که در حال تلاش است و قول می‌دهد که شرکت را به همان شکلی که هست حفظ کند. لوسی نمی‌خواهد بفروشد. لوسی و ریچل به چیزهایی که دارند نگاه می‌کنند تا ببینند آیا یکی از نویسندگان آنها می‌تواند شرکت را نجات دهد یا خیر. آنها چیزی برای مقایسه با درو دیویس، که نویسنده داغ در حال حاضر است، ندارند. در نهایت، آنها متوجه می شوند که طبق قراردادی که امضا کرده است، هریس شاو یک کتاب دیگر به شرکت بدهکار است. آنها نمی توانند با تلفن تماس بگیرند، بنابراین در نهایت با رانندگی از طریق برف به سمت وستچستر می روند. آیا هریس هنوز زنده است؟ لوسی و ریچل در نهایت موفق می شوند به هریس توضیح دهند که او یک کتاب به آنها بدهکار است. هریس با عصبانیت به آنها می گوید که پیر شده است و احتمالاً به آنها کمک نمی کند. زن ها می روند اما هریس یک دست نوشته را تکمیل کرده است. او در مورد اینکه آیا آن را بسوزاند یا نه بحث می کند، سپس تصمیم می گیرد پاکت نامه ای را بسوزاند. در حالی که لوسی آماده می شود تا اوراق را امضا کند تا شرکت خود را به جک بسپارد، غوغایی در بیرون به وجود می آید. هریس در تلاش است تا در خیابان راه برود، زیرا رانندگان مجبورند او را متوقف کنند یا او را طفره دهند، زیرا او آنها را نفرین می کند. او دست نوشته ای دارد که لوسی برای نجات شرکتش به آن نیاز دارد، "آینده است. این کتاب در مورد آخرین مرد و زن روی زمین است. لوسی از شر جک خلاص می شود و به هریس می گوید که باید چه کار کند. در قرارداد آمده است که هریس باید انجام دهد. برای تبلیغ کتاب به یک تور بروید، یا لوسی می تواند کلمات خود را ویرایش کند. هریس با عصبانیت اجازه نمی دهد که هیچ یک از کلماتش تغییر کند و او نمی خواهد تور را نیز برگزار کند. با این وجود، او باید به تور برود. با انتشار کتاب جدید، لوسی و هریس برای اولین بار ظاهر شدند اما هریس هیچ کاری برای کمک به فروش کتاب انجام نمی دهد. در واقع، با تماشای دیگران، او به طور فیزیکی به منتقد کتاب نیویورک تایمز هالپرن نولان حمله می کند که به کتاب اهمیت نمی دهد و هریس را دستگیر می کند. فروش کمی دارد. ساخته شده اند و به نظر می رسد که کتاب شکست خواهد خورد، یعنی همان سرنوشت برای شرکت. علاقه چندانی به حضور هریس وجود ندارد. علاوه بر این، دفعه بعد که جک پیشنهادی ارائه می دهد، حاضر است کمتر هزینه کند. بعداً، لوسی متوجه می‌شود که یک بار در بوستون مورد علاقه هریس بوده است و او می‌تواند با حضور در نوار موافقت کند. هریس قرار است از روی کتاب بخواند، اما در عوض چیزی توهین آمیز می گوید که مخاطب آن را دوست دارد. لوسی فکر می کند که باید برای علاقه مند کردن مخاطبان بیشتر تلاش کند. هیچ کس نمی خواهد کتاب را بخرد، اما یک نفر در مورد پیراهن می پرسد. وجود ندارد، اما لوسی پیراهن های چاپ شده دارد و به زودی تمام چیزی که می تواند بفروشد خواهد بود. لوسی ایده دیگری دریافت می کند. اگر هریس از کتاب نخواند، می‌تواند ویدیوهایی از مردم عادی که کلمات را می‌خوانند را به صورت آنلاین قرار دهد. در نهایت، کتاب در حال فروش است و لوسی و هریس شروع به سفر به یک سری مکان می کنند که در آن در متل های ارزان قیمت اقامت می کنند. ریچل کارها را در شرکت انتشارات اداره می کند، با لوسی در تماس است و یک بار نشان داده می شود که از گربه هریس مراقبت می کند. در صحنه‌ای بعد، لوسی گربه را با کالسکه به یکی از کتابفروشی‌ها می‌آورد. در متل با وان‌های شکل‌دار، لوسی و هریس با هم درگیر می‌شوند. هریس یک موفقیت بزرگ است و هر ظاهری باعث علاقه می‌شود. یک بیلبورد با عکس او و یک نقل قول توهین آمیز وجود دارد. در نهایت، هریس در "امشب" رزرو می شود. بعداً جودی و هریس با هم گفتگوی خوبی داشتند. هریس ازدواج کرده بود اما نگوید چرا دیگر نیست. آنها باید در راه توقف کنند. جودی در یک عمارت بزرگ توقف می کند و هریس قرار است در ماشین بماند که البته او هم می ماند. این عمارت در واقع یک خانه سالمندان است که جوزف در آن زندگی می کند. جوزف روی دیوار نوشت. در غیر این صورت، ذهنش تقریباً از بین رفته است. هریس که با یک ساکن اشتباه می شود، با دیدن آنچه که یوسف نوشته است بسیار عصبانی می شود. باردار است، و او پول ندارد تا کاری برای این وضعیت انجام دهد. نمایش تلویزیونی در اواخر شب هرگز اتفاق نمی افتد. شرکت نجات می یابد و درو دیویس حتی علاقه مند است از ناشر قدیمی خود به آنجا برود. هریس در حال قدم زدن زیر باران نشان داده می شود. وارد کتابفروشی می شود که کتاب هایش در آن نمایش داده شده است و آنها را آتش می زند. لوسی از هریس در بیمارستان بازدید می کند. سپس به خانه او می رود و راست می شود. اما وقتی زمان رفتن هریس به خانه فرا می رسد، به لوسی گفته می شود که مشکلات زیادی برای او وجود دارد که او خیلی بیشتر زنده نخواهد ماند. لوسی هریس را به خانه می برد و با کمک او شروع به مراقبت از او می کند. هریس توضیح می‌دهد که بچه‌اش خیلی زود پس از تولد مرد و الیزابت خیلی بیشتر دوام آورد. آنها خاکستر او را در مکان مورد علاقه اش در ملک پراکنده می کنند. اولسون به سمت در می آید. هریس پانزده سال قبل وام گرفته و 000 بدهکار است. دیگر تمدید نخواهد شد. لوسی حاضر نمی شود هریس را از جایی که بیشتر عمرش را گذرانده است بیرون کنند و تنها راهی که می تواند بدهی را بپردازد این است که به جک بفروشد. یک شب هریس به سمت ماشین تحریر خود می رود و شروع به تایپ می کند. پس از فروختن شرکت، شرکت را فروخته است. ، لوسی خاکستر بیشتری می پاشد. هرگز گفته نمی شود که هریس مرده است، اما لوسی نامه ای را که هریس به او نوشته بود، می یابد. یک کلید و راهنمایی برای یک تنه پر از نوشته های بیشتر هریس وجود دارد.