بهترین انیمیشنهای هالووینی؛ از پارانورمن تا کورالاین
چیزی به هالووین نمانده و وقت آن است که برای یک ماراتن تماشای فیلمهای ترسناک برنامهریزی کنیم! بیشتر مردم در این شب فقط سراغ فیلمهای لایو اکشن و دلهرهآور میروند اما باید بگویم دنیای عظیمی از انیمیشنهای هالووینی ترسناک و تماشایی در انتظار شماست. برخی از این آثار مخصوص کودکانند و برخی دیگر، کابوسهایی مخصوص بزرگسالان. بعضی با انیمیشن دستساز و نقاشیهای ظریف، بعضی به کمک انیمیشن کامپیوتری و تعدادی هم با جادوی استاپموشن شکل گرفتهاند.
در بعضی از این آثار قهرمانان محبوب کارتونها با نیمهشبهای مرموز روبهرو میشوند و در برخی دیگر، ردی از جنون و قتل در تاریکی به چشم میخورد. وقت آن است که چراغها را خاموش کنید، پاپکورن را آماده کنید و وارد دنیایی شوید که در آن حتی نقاشیها هم کابوس میبینند. پانزده فیلمی که در ادامه نام میبریم طیف کاملی از ترسهای شیطنتآمیز تا وحشتهای خونآلود را در بر میگیرند. داستانهایی را میبینیم که از شوخطبعی و طنز سیاه آغاز میشوند و گاه تا عمق تاریکترین کابوسها پیش میروند.
به بیان ساده در این فهرست برای هر سلیقهای چیزی پیدا میشود تا ثابت کند انیمیشن هم میتواند عطش هالووینیِ روحتان را بهخوبی سیراب کند. البته درست مثل هر فیلم ترسناک دیگری، تماشایشان محدود به هالووین نیست و هر زمان از سال که سراغشان بروید، ضربان قلبتان را تندتر میکنند و لبخندی از هیجان بر چهرهتان مینشانند. در ادامه با بهترین انیمیشنهای هالووینی آشنا میشوید که تجربهای ترسناک، هیجانانگیز و فراموشنشدنی برایتان رقم میزنند.
15. نُه (9)
- محصول: 2009
- کارگردان: شین آکر
- صداپیشهها: الایجا وود، جان سی ریلی، جنیفر کانلی
- امتیاز راتن تومیتوز: 57 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7 از 10
دنیا به پایان رسیده است، یا دستکم دیگر آنطور که ما میشناختیمش نیست. اما در ویرانههای زمین، او از خواب برمیخیزد؛ شماره ۹، عروسکی دستدوز و کوچک که ناگهان خود را در جهانی مییابد که دیگر هیچ نشانی از حیات ندارد. اما چه بر سر انسانها آمده است؟ مقصر همان هوش مصنوعی است که انسانها با نیتی پاک برای برقراری صلح ساختند، نه نابودی. اما آنچه بهدستِ بشر آفریده شد تا نجاتش دهد، به بزرگترین اشتباهش بدل شد و حالا در سکوتی پساآخرالزمانی تنها نخ امیدی که باقی مانده، در دستان همین عروسک کوچک است.
از همین خلاصه داستان میتوان فهمید که انیمیشن نُه ساختهی شین اکر، از آن انیمیشنهای معمولی مخصوص کودکان نیست اما در عین حال، تنها برای بزرگسالان هم ساخته نشده است. فیلم بر محور نه شخصیت متفاوت و عروسکهایی دستساز و زنده میچرخد که هر یک نمادی از بخشی از روح انساناند. در حالی که هشتتای دیگر ترجیح میدهند در پناهگاههای تاریکشان از چنگال ماشینهای مرگبار پنهان بمانند، این شماره ۹ با صدای الایجا وود است که پیشنهاد میدهد بهجای فرار، مبارزه کنند.
پیامی درخشان و انگیزهبخش برای تمام سنین و یادآوریِ این حقیقت که حتی در تاریکترین دوران، شجاعت و امید میتواند از دل پارچه و نخ، قهرمان بیافریند. شاید در جهانی که امروز میشناسیم این پیام از همیشه واقعیتر و ضروریتر باشد. البته دلیل حضور این فیلم در فهرست ما کاملا روشن است چون فضایی وهمآلود و دلهرهآوار در سراسر آن موج میزند. انیمیشن رایانهای بینقص و دقیق فیلم، به جهانی استیمپانکی و متروک جان میبخشد که با تصاویری شبحگونه از آخرین روزهای بشر، حس ترسی خاموش و خزنده را در ذهن بیننده بیدار میکند.
موجودات مکانیکی و تهدیدآمیز فیلم شاید بیروح باشند، اما در عوض خشونتی کور و بیامان دارند که هر حضورشان روی پرده، همچون ضربهای فلزی بر اعصاب بیننده فرود میآید. در جهانی که از انسان تهی شده، این ماشینها یادآور این حقیقتاند که گاهی هیولایی که میسازیم، از خودِ ما میتواند ترسناکتر باشد.
14. آلوین و سمورچهها گرگینه میبینند (Alvin and the Chipmunks Meet the Wolfman)
- محصول: 2000
- کارگردان: کتی کاستیلو
- صداپیشهها: راس باغداساریان جونیور، الیزابت دیلی، ددی گودمن
- امتیاز راتن تومیتوز: 71 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 6.5 از 10
آلوین شبها خواب راحتی ندارد. کابوسهایش پر از موجود گرگنمای وحشی است که در دل جنگل تعقیبش میکند. اما دوستانش ماجرا را چندان جدی نمیگیرند و همه میگویند این فقط نتیجهی عشق بیش از حد او به فیلمهای ترسناک است. اما حقیقت خیلی زود دندان تیزش را نشان میدهد و با ورود همسایهی جدیدی به محله که مردی مرموز به نام لارنس تالبوت است نشانههایی عجیب ظاهر میشود.
مرد به موجودی خزدار و غران با نگاهی خونآلود تبدیل میشود. بهزودی آلوین میفهمد کابوسهایش فقط خیال نبودهاند، بلکه هشداری بودهاند از چیزی که دارد از میان سایهها به سوی او میآید. الوین و سمورچهها گرگینه میبینند برخلاف فضای تیره و آخرالزمانی فیلم قبلی با لحنی شاد و ماجراجویانه، ترس را به دل محلهای معمولی و حومهنشین میآورد که هیجان، فریاد و خنده همگی در یک شب مهتابی با هم ترکیب میشوند.
این فیلم دنبالهای است بر اثر محبوب سال پیشش یعنی الوین و سمورچهها فرانکنشتاین را میبینند (Alvin and the Chipmunks Meet Frankenstein) و هر دو اثری هستند که با شوخطبعی و خلاقیت، به هیولاهای کلاسیک دنیای یونیورسال ادای احترام میکنند. در واقع این ماجراجوییهای موزیکال یادآور همان ترکیب درخشان ترس و کمدی است که پیشتر در آثار جاودانهی اَبوت و کاستلو دیده بودیم که وحشت، نه تنها نمیترساند، بلکه میتواند خندهدار هم باشد.
سازندگان فیلم بهخوبی به دنیای فیلم تسلط دارند و همین آگاهی باعث میشود داستانشان برای تماشاگران بزرگتر هم لایههای سرگرمکننده داشته باشد. فیلم با هوشمندی، رگههایی از دکتر جکیل و آقای هاید (Dr. Jekyll & Mr. Hyde) را در دل روایت خود جا میدهد و به خطرات پنهان کردن چهرهی واقعیمان و نبرد میان بخشهای روشن و تاریک وجود انسان اشارهای ظریف میکند.
البته قرار نیست این انیمیشن، تحلیلی فلسفی از دوگانگی درون باشد، اما برای دوستداران ژانر وحشت، همین اشارههای کوچک به مفاهیم کلاسیک، جذاب و دلنشین است. در نهایت، کودکان نیز از ترسهای ملایم و دگرگونیهای بامزهاش لذت خواهند برد و میبینند که حتی وحشت هم میتواند لباسی از موسیقی و شوخی به تن کند.
13. کورالاین (Coraline)
- محصول: 2009
- کارگردان: هنری سیلیک
- صداپیشهها: داکوتا فانینگ، تری هچر، جنیفر ساندرز
- امتیاز راتن تومیتوز: 91 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7.8 از 10
دختری به نام کورالاین همراه با والدینش به خانهای جدید در مناطق روستایی واقع در اورگان نقل مکان میکند، اما خیلی زود متوجه چیزی عجیب در دیوارهای خانه میشود. یک دروازه به بُعدی دیگر پیدا میکند که در نگاه اول همه چیز درون آن دلنشین و جذاب به نظر میرسد، اما سایهای تاریک و دلهرهآور در پشت این زیبایی پنهان شده است. آنچه در ظاهر شگفتانگیز و دوستداشتنی جلوه میکند، کمکم به کابوسی میماند که تنها شجاعت و کنجکاوی کورالین میتواند آن را کشف کند.
این فیلم اولین اثر از پنج انیمیشن استاپموشن در این فهرست و خود گواهی است بر قدرت و تاثیرگذاری این هنر. استاپموشن از شخصیتها، صحنهها و ابزارهای واقعی استفاده میکند و همین ویژگیها، تجربهای ملموستر و واقعیتر نسبت به انیمیشنهای رایج ایجاد میکند. این رویکرد لمسی و فیزیکی، به ترسهای داستان وزن و عمق غیرقابل اجتناب میبخشد و آنجا که دخترکی جوان درمییابد که همهچیز در دنیای ظاهرا کاملش، آنطور که به نظر میرسد، خوب نیست به تاثیر این ژانر بیشتر پی میبریم.
کارگردان هنری سلیک و هنرمندان استودیو لایکا در کورالاین دنیایی سرشار از تصاویر ترسناک (دکمههایی به جای چشم!)، هیولاهای خوفناک (وای آن عنکبوت!) و عناصر مناسب هالووین مانند ارواح، دستهای جداشده و کودکان مرده خلق کردهاند. اما در کنار این ترسها، پیامها و تمهای مهمی هم در دل داستان نهفتهاند. ریتم فیلم شاید برای کودکان کمی کند باشد، اما نوجوانان قطعا از وحشت دلنشین و شبیه قصههای پریان آن لذت خواهند برد.
12. خدای دیوانه (Mad God)
- محصول: 2022
- کارگردان: فیل تیپت
- صداپیشهها: الکس کاکس، نیکیتا رومن، آنتونی رویویوار
- امتیاز راتن تومیتوز: 92 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 6.8 از 10
یک قاتل حرفهای با هدفی مشخص و یک بمب، خود را به اعماق جهنمی زنده میاندازد. او به مقصدش میرسد، اما پیروزی آنطور که تصور میکرد، شکل نمیگیرد. این داستان، ترس و تنش را با هر قدم در دل تاریکی بالا میبرد و نشان میدهد که حتی در مواجهه با شیاطین، واقعیت همیشه همان چیزی نیست که انتظار داریم. فیل تیپت، استاد انیمیشن استاپموشن و جلوههای ویژه، که پشت آثار ماندگاری در فرهنگ عامه مانند جنگ ستارگان (Star Wars)، پلیس آهنی (Robocop)، پارک ژوراسیک (Jurassic Park) و غیره ایستاده، این بار با خدای دیوانه وارد قلمرویی تاریک و نیهیلیستی میشود.
فیلم، فهرستی بیرحمانه از صحنههایی از موجوداتی که زجر میکشند و به طرز وحشیانهای کشته میشوند، بدون اینکه هیچ فرصتی برای نجات یا امید داشته باشند ارائه میدهد. راه فراری از این جهنم وجود ندارد، اما با این حال، سفر بصری آن چنان خیرهکننده و مسحورکننده است که بیننده را در تاریکی خود غرق میکند و تجربهای فراموشنشدنی از وحشت ناب ارائه میدهد. در کارهای استاپموشن تیپت، زیبایی غیرقابل انکاری نهفته است و بخش زیادی از آن را خودش طی سه دهه ساخته است اما بهترین واژه برای توصیف فیلم، دو کلمه است؛ تاریک و یاسآور.
خدای دیوانه را میتوان بهعنوان یک داستان مستقل دید، اما همزمان نقدی آشکار بر جهان گوشتخوار و تکراری ما نیز ارائه میدهد؛ درد، مرگ، درد، مرگ و تنها خدایان دیوانه و بیرحم قادر بودهاند چیزی شبیه به زندگی را در قالب چنین چرخهای تصور کنند که رنج و قساوت، قانون نانوشتهی حاکم بر هستی است.
11. خانهی هیولا (Monster House)
- محصول: 2006
- کارگردان: گیل کنان
- صداپیشهها: میچل موسو، سم لرنر، اسپنیر لاک
- امتیاز راتن تومیتوز: 75 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 6.7 از 10
هر محله یک خانه دارد که هیچکس جرات نمیکند در هالووین (یا حتی روزهای عادی) به آن نزدیک شود چون صاحبش همیشه با بچهها لجبازی میکند و رفتاری خصمانه دارد. اما گاهی مشکل نه صاحب خانه بلکه خودِ خانه است که باید از آن حذر کرد. فضایی که در ظاهر معمولی به نظر میرسد، ممکن است رازها و ترسهای مرموزی در دلش پنهان کرده و آماده باشد برای آنکه شجاعترین بازدیدکنندگان را غافلگیر کند.
خانهی هیولا بیشتر به کودکان میپردازد و به همین دلیل در فهرست بهترین انیمیشنهای هالووینی کودکانه جای گرفته است، اما در مقایسه با بسیاری از آثار همردهاش و به لطف برخی صحنهها و شوخیهای تاریک نزدیکتر به خط میان ترسناک و کمدی حرکت میکند. خانهای که در این فیلم میبینیم زنده است و توسط روح عصبانی زنی که در میکسر سیمانی در زیرزمین جان باخته، تسخیر شده است. این خانه حتی قبل از آنکه کسی بتواند جلویش را بگیرد، چند نفر را با در ورودی بزرگ و دنداندارش میبلعد. در کنار شوخیها و داستان کودکانه، صحنههایی واقعا ترسناک نیز وجود دارد که قلب تماشاگران را به تپش میاندازد.
انیمیشن کامپیوتری با موشن کپچر ترکیب شده است و گرچه این روش گاهی باعث ایجاد حس ترسناک و مصنوعی میشود اما در اینجا کاملا کار میکند و شخصیتها را زنده و واقعی جلوه میدهد. این بچهها باورپذیر هستند که درگیر شوخیها و ترسهای خود میشوند و خانهی هیولا نیز نقطهی مشترکی برای ماجراجویی آنها فراهم میکند. با پسزمینهای غیرمنتظره و همدلانه، داستان ترکیبی از ترس، سرگرمی و قلبی مهربان به دست میآورد و تجربهای جذاب و هیجانانگیز برای تماشاگران ایجاد میکند.
10. کابوس پیش از کریسمس (The Nightmare Before Christmas)
- محصول: 1993
- کارگردان: هنری سیلیک
- صداپیشهها: دنی الفمن، کریس ساراندون، کاترین اوهارا
- امتیاز راتن تومیتوز: 95 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7.9 از 10
جک اسکلینگتون پادشاه هالووین و فرمانروای بیچون و چرای شهر هالووین است، اما وقتی با بابا نوئل و شادیهای رنگارنگ شهر کریسمس آشنا میشود، تصمیم میگیرد تغییر بزرگی ایجاد کند. این ملاقات با دنیایی متفاوت، جرقهای میزند که باعث میشود جک رویاها و سنتهای خود را زیر سوال ببرد و مسیر تازهای را دنبال کند.
بحث درباره اینکه آیا جانسخت (Die Hard) یک فیلم کریسمسی است یا نه، دیگر قدیمی شده است. امروزه بچههای خوشذوقتر دارند سر این دعوا میکنند که کابوس پیش از کریسمس باید به هالووین تعلق داشته باشد یا کریسمس. البته که اسم کریسمس در عنوانش آمده، اما روح واقعی فیلم پر از ترسهای باشکوه، موجودات عجیب و لباسهای فانتزی است که همه فریاد میزنند: هالووین! این فیلم وحشت و هیجان تعطیلات را با تمام وجود تحسین و یادآوری میکند که ترس گاهی فقط برای لذت بردن است.
با اینکه فیلم سرگرمکننده است، برخی آهنگها جذاباند و تمهای مهمی هم در دل آن نهفته است، هنری سلیک بله، این هم یکی دیگر از فیلمهای سلیک است و نه ساختهی تیم برتون همچنین صحنههایی بهشدت ترسناک و تصاویر حسی و بازیگوشانه ارائه میدهد (برخی الهامگرفته از فیلمهای کلاسیک ترسناک). اوگی بوگی، ضدقهرمان فیلم، شاید یک خواننده و رقصنده فوقالعاده باشد، اما در واقع کیسهی کنفی پر شده با حشرات است. این ترکیب، سوخت کابوس خالص است و حتی تماشاگران شجاع را هم به لرزه درمیآورد.
9. پارانورمن (Paranorman)
- محصول: 2012
- کارگردان: سم فل
- صداپیشهها: کیسی افلک، تمپست بلدسو، جف گارلین
- امتیاز راتن تومیتوز: 89 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7 از 10
نورمن پسری است با رازی بزرگ که در شهری کوچک زندگی میکند، اما این شهر، داستانی حتی بزرگتر دارد. او میتواند با مردگان صحبت کند و به لطف نفرینی که قرنها قدمت دارد، قرار است شهری که میشناسیم را زیر و رو کند، زیرا مردگان از گورهایشان برخاستهاند. نورمن باید با قدرت عجیبش روبهرو شود و تصمیم بگیرد پیش از آنکه همه چیز از کنترل خارج شود چگونه از شهر و کسانی که دوستشان دارد محافظت کند.
دومین فیلم بلند استودیو لایکا حس و حال یک ماجراجویی را با جادوی استاپموشن زنده میکند و گروهی از بچهها را نشان میدهد که باهم متحد میشوند تا شهرشان را از تهدیدی ترسناک نجات دهند. فیلم هم طنزآمیز و پر از احساس است و بچهها بیش از یک کاریکاتور ساده هستند. آنها با قلدری، نفرینها، احساس گناه نسلی و مردگان متحرک دست و پنجه نرم میکنند. عنصر خانواده همیشه در فیلمهای آمبلین پررنگ است و اینجا هم صدق میکند، بهویژه زمانی که مردگان شروع به برخاستن میکنند و بچهها باید با شجاعت و همدلی از همدیگر و شهرشان محافظت کنند.
فیلم پارانورمن حتی به نوعی به جورج رومرو ادای احترام میکند، چرا که داستان زامبیاش را با نقد اجتماعی و عمق انسانی پیوند میدهد. ما صحنههایی بزرگ و کوچک از جادوگران و هجوم زامبیها تا بیعدالتیهای متعصبانه و ناشی از ترس میبینیم و تمام اینها با هم در هماهنگی با داستان شیرین و طنزآمیز بلوغ شخصیتها قرار میگیرند. البته نمیتوان از بازی با کلمات عنوان فیلم هم گذشت، چیزی که این روزها کمتر در هنر دیده میشود و باید برای آن احترام قائل شد.
8. آبی تمامعیار (Perfect Blue)
- محصول: 1998
- کارگردان: ساتوشی کن
- صداپیشهها: جونکو ایوائو، ریکا ماتسوموتو، شیهو نیاما
- امتیاز راتن تومیتوز: 84 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 8 از 10
یک ستاره سابق پاپ که حالا به بازیگری روی آورده، خود را در معرض تهدید یک طرفدار دیوانه مییابد اما شاید این بزرگترین مشکلی نباشد که با آن روبروست. یک سری قتل آغاز میشود و هر قربانی به نوعی با او ارتباط دارد. کمکم شک و وحشت او شدت میگیرد و به این فکر میافتد که شاید خودش قاتل باشد. این داستان، با ترکیب تنش روانی و وحشت واقعی بیننده را در مارپیچی از شک و ترس گرفتار میکند.
میتوانستیم تمام این فهرست را با انیمههای ژاپنی مملو از هیولا، شیاطین، روانیها و کابوسهای ترسناک پر کنیم اما به سه اثر بسنده کردیم (دو اثر دیگر را در ادامه خواهید دید). آبی تمامعیار ساخته ساتوشی کن یک تریلر روانشناختی تاریک است که مستقیم به اعماق ذهن یک زن میرود و به خاطر سبک روایتش میتوان آن را در کنار آثار کارگردانهایی مانند دیوید لینچ و دارن آرونوفسکی قرار داد. این فیلم با ترکیب وحشت و روانشناسی، تجربهای نفسگیر و گیجکننده ارائه میدهد که تماشاگر را تا انتهای داستان در هراس و شک ذهنی نگه میدارد.
این داستان تیز و پیچیده، قهرمانش را در مسیر دشواری قرار میدهد که هیچ تضمینی برای زنده بیرون آمدنش وجود ندارد. فیلم ذهن شما را به اندازه شخصیت اصلی به آشوب میکشد، اما ساتوشی کن با مهارت، عنصر هیجان و تعلیق را هم در کنار آن میگنجاند و یک روایت پرتنش با پایانی هیجانانگیز و نفسگیر خلق میکند. آبی تمامعیار کاملا با دههای که پر از تریلرهای اروتیک مثل غریزهی اصلی (Basic Instinct) و رنگ شب (Color of Night) بود همخوانی دارد و همزمان ترس روانشناختی را تا حد امکان بالا میبرد و تجربهای خلق میکند که ذهن و قلب تماشاگر را به چالش میکشد.
7. اسکوبیدو در جزیرهی زامبی (Scooby-Doo on Zombie Island)
- محصول: 1998
- کارگردان: جیم ایتستروم، کازومی فوکوشیما، هیروشی اویاما
- صداپیشهها: اسکات اینز، فرانک واکر، مری کی برگمن
- امتیاز راتن تومیتوز: 89 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7.7 از 10
گروه شرکت مرموز شامل دفی، فرد، شگی، ولما و اسکوبیدو پس از مدتی از هم جدا میشوند، چون معتقدند تهدیدهای واقعی فراطبیعی وجود ندارند. اما یک سال بعد، دوباره گرد هم میآیند و متوجه میشوند که شاید، فقط شاید، این تهدیدها واقعا وجود دارند. این بازگشت، ترکیبی از ماجراجویی، رمز و راز و کمی ترس است که هم طرفداران قدیمی را راضی میکند و هم تجربهای تازه برای تماشاگران جدید ارائه میدهد.
تمام جذابیت کارتونهای اسکوبیدو همیشه این بوده که هیولاها و ارواحی که با آنها مواجه میشوند، در واقع افراد طمعکار در لباس مبدل بودند. اما اسکوبیدو در جزیره زامبی این فرض را تغییر میدهد و میگوید گاهی تهدیدهای فراطبیعی واقعی هستند. زامبیها، مراسمهای وودو و حتی گربهسانهای انساننما! در این قسمت پیدا میشوند. این ماجراجویی حسابی سرگرمکننده است، بهخصوص برای طرفداران کارتون اصلی، چون گروه تمام مراحل متداول را طی میکند و هنوز فکر میکند که پشت پرده، یک توسعهدهندهی املاک با ماسک منتظرشان است. اما واقعیت خیلی وحشتناکتر است!
فیلم این انتظار را به شکلی بینظیر و خلاقانه برآورده میکند و حس ترس بیشتری نسبت به سریال اصلی ایجاد میکند. مثلا وقتی فرد ماسک زامبی را برمیدارد و متوجه میشود سر موجود زنده از بدنش جدا میشود بینظیر است. با حضور صداپیشگان باتجربه ژانر مثل ادریان باربو و مارک همیل، تجربهای سرگرمکننده برای تمام سنین شکل میگیرد و بهراحتی میتواند یک همتای عالی برای ماجراجویی الوین و سمورکها باشد که در ابتدا معرفی کردیم.
6. ایستگاه سئول (Seoul Station)
- محصول: 2016
- کارگردان: یان سنگ هو
- صداپیشهها: ریو سیانگ ریانگ، شیم یون کیانگ، لی جوون
- امتیاز راتن تومیتوز: 100 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 6.1 از 10
یک نوجوان که از وضعیت بدی فرار میکند و یک پدر ناامید که در تعقیب اوست، ناگهان خود را درگیر مشکلی بزرگتر از خودشان مییابند که آغاز یک همهگیری خشونتآمیز شبیه زامبیهاست. این داستان، ترس و بقا را با روابط انسانی در هم میآمیزد و نشان میدهد که وقتی جهان به آشوب کشیده میشود، انسانها چگونه باید با ترس، از دست دادن و مسئولیت کنار بیایند.
انیمیشن ایستگاه سئول به کارگردانی یان سنگ هو، پیشدرآمدی است بر نسخهی لایو اکشن قطار بوسان (Train to Busan) و بدون شک یکی از ترسناکترین انیمیشنهای هالووینی فهرست ماست. با این هشدار، فیلم یک نبرد سخت و بیرحمانه برای بقا را در برابر شانسهای فزاینده و تقریبا غیرقابل عبور به تصویر میکشد. تعداد مبتلایان هر لحظه افزایش مییابد و خشونت به تدریج با درگیریهای واقعی و ناراحتکننده انسانی نیز ترکیب میشود و تجربهای تاریک، دلخراش و پرتنش برای تماشاگر رقم میزند.
فیلمهای انیمیشنی یان بهویژه دیدگاهی تاریک و بدبینانه نسبت به انسانیت ارائه میدهند و ایستگاه سئول هم از این قاعده مستثنی نیست. ممکن است مبتلایان، مرگبارترین موجودات روی صفحه باشند، اما بیرحمترین نیستند. این بار، فشار احساسی و روانی به همان اندازهی خونریزی و ویرانی فیزیکی وحشتآور است، زیرا ما را به یاد میآورد که گاهی از کابوسها بیدار نمیشویم و واقعیت هم میتواند هولناک باشد.
5. دی شکارچی خونآشام: تشنهی خون (Vampire Hunter D: Bloodlust)
- محصول: 2001
- کارگردان: یوشیاکی کاواجیری
- صداپیشهها: جان رافتر لی، امی شینوهارا، مت مککنیز
- امتیاز راتن تومیتوز: 70 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7.7 از 10
زنی توسط یک خونآشام ربوده میشود و خانوادهاش که از بدترین اتفاقی که پیش روست میترسند، تصمیم میگیرند یک نیم انسان، نیم خونآشام معروف به نام دی را برای نجات زنده یا مردهی او استخدام کنند. این آغاز ماجرایی است پر از خون، هیجان و خطر که در آن خطوط میان زندگی و مرگ، انسانیت و هیولا بودن به شکل جذابی محو میشوند.
دی شکارچی خونآشام: تشنهی خون دنبالهای است بر انیمهی سال 1985 به نام دی شکارچی خونآشام، اما داستانی مستقل و جداگانه ارائه میدهد و نیاز به دیدن نسخهی اول ندارد. این فیلم در همهی جنبهها نسبت به نسخهی قبلی بهبود یافته است از سبک انیمیشن و روایت داستان تا گسترهی وسیع و پرجمعیتی که به بهترین شکل احساس میشود. رشتههای پسزمینه بهطور هوشمندانه در طول داستان تنیده شدهاند، بدون اینکه قصهی اصلی را مختل کنند و حتی تازهواردها به ماجراجوییهای این شخصیت افسانهای هم از تماشای آن هیجانزده و راضی خواهند شد.
خونآشامها تهدید اصلیاند، اما فیلم دنیایی از موجودات و افسانهها را میکاود که انرژی و کنجکاوی تماشاگر را تا پایان زنده نگه میدارد. گرگینهها، تغییرشکلدهندگان، جهشیافتهها، پناهگاههای کابوسواری که در فضا شناورند، جنگجویان مقاومت و کنتس کارمیلا باثوری همه در دل داستان حضور دارند و آن را به سفری پرهیجان و غرق در خون، خشونت و هراس بدل میکنند. این یک ماجراجویی گوتیکِ اکشن و آمیزهای از ژانرها است که بیپروا مرزها را میشکند و هیجانی چشمنواز و پرشکوه عرضه میکند.
4. مسافر خشونت (Violence Voyager)
- محصول: 2018
- کارگردان: یوجیکا
- صداپیشهها: ساکی فوجیتا، کلن گاف، نائو هانای
- امتیاز راتن تومیتوز: –
- امتیاز IMDb به فیلم: 6.7 از 10
دو دوست برای جشن پایان مدرسه، راهی سفری کوهستانی میشوند اما ماجراجوییای که در انتظارشان است، هیچ شباهتی به رویایی که در سر داشتند ندارد. هیولاها، رباتها، مایعات عجیب و مشمئزکننده و موجوداتی فراتر از تصور همگی در کمینند تا این سفر بیخطر را به کابوسی فراموشنشدنی بدل کنند. اول از همه باید گفت که مسافر خشونت چندان پایبند به مفهوم سنتی انیمیشن نیست.
این فیلم با سبکی ساخته شده که به آن گِکیمِیشن میگویند. به جای فریمهای متوالی که تصاویر را زنده میکنند، شخصیتهای بریده از کاغذ در برابر پسزمینهای نقاشیشده حرکت داده میشوند چیزی شبیه عروسکهای کاغذی، اما با لنزی که از آنها یک روایت کامل میسازد. و نکته دوم؟ این فیلم واقعا عجیب، دیوانهوار، و بهطرز بیمارگونهای منحرف است. آنچه در آغاز همچون ماجرایی سرگرمکننده و کودکانه به نظر میرسد و بازی چند بچه در نقش قهرمانانی که در برابر هجوم بیگانگان ایستادهاند را نشان میدهد، بهتدریج به نبردی هولناک برای بقا تبدیل میشود.
کودکانی که یکییکی جهش مییابند، ذوب میشوند و بیرحمانه کشته میشوند. پشت این وحشت، دانشمندی دیوانه ایستاده است که هم یادآور جنایات واقعی دوران جنگ است و هم ادای دِینی به آثار ابتدایی مجموعه خوکچه هندی (Guinea Pig) در سینمای ژاپن. صحنههایی در فیلم با محوریت کودکان رخ میدهد که هرگز در فیلمهای لایو اکشن نمیبینی (و راستش، نباید هم ببینی) تضاد میان معصومیت عروسکهای کاغذی و صحنهآراییهای خونآلودِ تئاترگونه، فضایی کابوسوار و ناپایدار میسازد و جهانی در مرز جنون و بیرحمی نشان میدهد. عجیب آنکه با تمام این وحشت و آشفتگی، فیلم به شکلی بیمارگونه سرگرمکننده است مثل تماشای کابوسی که نمیتوانی از آن چشم برداری.
3. والاس و گرومیت: نفرین موجود خرگوشنما (Wallace & Gromit: The Curse of the Were-Rabbit)
- محصول: 2005
- کارگردان: استیو باکس، نیک پارک
- صداپیشهها: پیتر سالیس، هلنا بونهام کارتر، رالف فاینس
- امتیاز راتن تومیتوز: 95 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7.5 از 10
در آستانهی برگزاری مسابقهی سالانهی سبزیهای غولپیکر در یک شهر کوچک، ماجرایی مرموز آغاز میشود و کسی یا شاید چیزی شبها بعد از نیمهشب، سراغ محصولات مردم میرود و آنها را میبلعد! والاس و گرومیت مامور حل این پروندهاند، اما این بار تنها نیستند و گروهی دیگر نیز در تعقیب آن هیولا هستند نه برای دستگیریاش، بلکه برای کشتنش، پیش از آنکه دوباره حمله کند. یک ماجراجویی بامزه و پرتعلیق، جایی میان طنز انگلیسی و وحشت کلاسیک!
آخرین اثر استاپموشنی فهرست ما، کار خالقان فرار مرغی (Chicken Run) است و ترکیبی از تخیل، طنز، ترسهای بامزه و اکشن را در کنار هم مینشاند. فیلم والاس و گرومیت: نفرین موجود خرگوشنما با نگاهی شوخطبعانه به دنیای هیولاهای کلاسیک یونیورسال، داستان موجودی شبزی و تهدیدگر را روایت میکند که روزها به طرز بامزهای مهربان و دست و پا چلفتی است و البته، طرفداران والاس و گرومیت احتمالا از همان ابتدا حدس میزنند چه کسی نفرین شده تا شبها به خوردن سبزیجات وسوسه شود! یک ماجراجویی جذاب و خوشساخت با شوخطبعی انگلیسی و حالوهوای گوتیکِ ملایم، هم دلگرمکننده است و هم پرهیجان.
گفتوگوها سریع، بامزه و پر از بازیهای زبانی و شوخیهایی هستند که هم با سبزیجات سروکار دارند و هم با عناصر وحشت و اصطلاحات خلاقانه. در کنار آن، لحظات دیدنی و کمدی فیزیکی مثل زمین خوردن و شلوغکاری، ریتم فیلم را سرزنده و خندهدار نگه میدارد. عناصر ترسناک فیلم سبک و فانتزیاند، اما برای بچهها و بزرگترهایی که به فیلمهای ترسناک کلاسیک علاقه دارند، تجربهای شیرین و سرگرمکننده میسازند. گزینهای ایدهآل برای هالووین، مخصوص همهی سنین و البته بچهها را هم تشویق میکند تا سبزیجاتشان را بخورند!
2. تپهی خرگوشها (Watership Down)
- محصول: 1978
- کارگردان: مارتین روزن، جان هابلی
- صداپیشهها: جان هرت، ریچارد برایرز، مایکل گراهام کاکس
- امتیاز راتن تومیتوز: 81 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 7.5 از 10
یک کلونی از خرگوشها به خاطر تجاوز انسانها به حریم خانه و زندگیشان از لانهی خود رانده میشوند و این آغاز سفری پرخطر برای یافتن خانهای تازه است. اما در این مسیر، خطر در هر گوشهای کمین کرده است؛ از شکارچیان بیرحم تا طبیعت بیامان. روایتی حماسی و تلخ از بقا، امید و شجاعت در جهانی که حتی کوچکترین موجودات هم برای زندگی باید بجنگند. دربارهی اینکه آیا تپهی خرگوشها مناسب کودکان هست یا نه، نظرها بسیار متفاوت است چه برسد به اینکه اصلا برای آنها ساخته شده باشد.
با این حال، میتوان گفت دنیای سرگرمی کودکانه در گذر زمان بیش از حد نرم، شیرین و سادهپسند شده است. اما این اثر درخشانِ دههی 70 هیچکدام از آنها نیست. در عوض، داستانی سخت، غمانگیز و گاه ترسناک از بقا و حماسهای در دل دنیای خرگوشهایی روایت میکند که گاهی بامزه و دوستداشتنیاند و گاهی بیرحم و خونخوار. فیلمی که نشان میدهد حتی در میان چمنزارها و زیر آسمان آرام، مرگ و ترس هم بخشی از طبیعت است.
فیلم صحنههایی کابوسوار و کاملا واقعی دارد. مثل خرگوشهایی که توسط شکارچیان کشته میشوند، در دام انسانها گرفتار میشوند و حتی با اعضای تهاجمی گونهی خود وارد نبرد میگردند. این روایت داستانی دربارهی از دست دادن و پایداری است که بهطرز ماهرانهای بین وحشت و انسانیت تعادل برقرار میکند و استعارهای از شرارتها و مهربانیهای انسان را با ضربههای احساسی و لحظاتی گرم و صمیمی به تماشاگر منتقل میکند. اگر به انیمیشن تپهی خرگوشها علاقه داشتید، کارتون طاعون سگها (The Plague Dogs) را هم ببینید که اقتباسی دیگر از رمان ریچارد آدامز ساختهی همان فیلمسازان است که هم در فهرست بهترین فیلمهای دربارهی سگها و هم در فهرست ترسناکترین انیمیشنها جای دارد.
1. شهر شیطانی (Wicked City)
- محصول: 1987
- کارگردان: یوشیاکی کاواجیری
- صداپیشهها: یوساکو یارا، توشیکا فوجیتا، ایچیرو ناگای
- امتیاز راتن تومیتوز: 66 از 100
- امتیاز IMDb به فیلم: 6.7 از 10
میان انسانها و شیاطین پیمانی شکننده برقرار است، اما انقضای آن به پایان نزدیک میشود. اکنون دو نفر، یکی از هر طرف این مرز تاریک، در رقابتی نفسگیر با زمان و شرارت برای بازگرداندن دوباره صلح قرار گرفتهاند. داستانی پرتنش، جایی که وفاداری، شجاعت و مرزهای اخلاقی در برابر تهدیدی فراطبیعی آزموده میشوند.
اگرچه برخی از انیمیشنهای هالووینی که در این فهرست نام بردیم برای کودکان کاملا نامناسباند، هیچکدام به پای شهر شیطانی اثر یوشیاکی کوواجیری نمیرسند. خشونت و خونریزی فراوان است، اما چون این انیمهی اواخر دههی 80 است، صحنههایی از خشونت جنسی نسبتا صریح با موجودات انساننما هم در آن دیده میشود. فیلم خشن و اغراقآمیز است، با انیمیشنی تیز و رنگارنگ که تمام جزئیات را برجسته میکند، اما این خشونتها و صحنهها بخشی جداییناپذیر از روایت تماتیک و دنیای داستان هستند، نه صرفا برای شوکه کردن تماشاگر.
شیاطین تنها جنبهی خشونت را در رابطهی جنسی میشناسند، اما وقتی داستان با سرعتی سرسامآور و در مسیر منزجرکننده پیش میرود، اهمیت عشقی واقعی و کامل به شکلی ناگهانی برجسته میشود. این عشق برای بقا هم انسانها و هم شیاطین حیاتی است و هرچند رسیدن به آن با صحنههای خشونت و وحشتآور همراه است، نتیجهی نهایی نشاندهندهی قدرت عشق عاطفی و جسمی است. با این حال، این به معنای نرم شدن فیلم در نیمهی دوم نیست و تخلفات وحشتناک و صحنههای تکاندهنده همچنان فراوان و بیرحمانهاند.
منبع: slashfilm




















سلام من نیکاهستم به نظر من کابوسپیش از کریسمس و کورالین و عروس مرده از همه بهتر هستند