10 بازی ویدیویی برای علاقهمندان قهوه
زندگی ما انسانها به قهوه گره خورده و بعضی مواقع، این نوشیدنی تلخ، اما متحول کننده میتواند ما را از گرفتاریهای روزمره و اتفاقاتی که پیرامون زندگیمان رخ میدهد دور کند تا شاید بتوانیم برای چند دقیقه یا چند ساعت روی اهدافمان تمرکز کنیم. ریشههای این دانه سیاه که در تمامی فرهنگهای دنیا رشد کرده و تنومند شده، به ابعاد مختلف زندگیمان هم رسوخ کرده، تا جاییکه نویسنده نامدار فرانسوی «انوره دوبالزاک» روزانه حدود 50 فنجان قهوه مینوشید تا بتواند داستانهایش را بنویسد و براساس گفتهاش، او نمیتوانست بدون قهوه، حتی یک کلمه بنویسد. اما حالا عصر سرگرمی به شکل شگرف شاهد تغییر و تحولات قابل توجهی است که سبک و سیاق زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده است. حالا، در دنیای مجازی و پشت مانیتورها، به نوشیدن قهوه میپردازیم تا شاید بتوانیم در دو دنیا به آرامش روحی دستیابیم.
نگرش بعضی از بازیسازها نسبت به بکارگیری خوراکیها و شخصیتها، حائز اهمیت است و نمیتوان از آنها چشم برداشت؛ سگهایی نمیتوان آنها را ناز کرد، سیبهایی که نمیتوان خورد و قهوههایی که نمیتوان نوشید از عواملی است که دکوری بودن اجزای بازی را به تصویر میکشد و ممکن است مخاطب را در همان وهله اول ناامید کند، اما این تصمیم هر عضو از یک گروه بازیسازی است که باید مورد احترام قرار بگیرد. در این مقاله مایکت، در صدد هستیم تا شما را با فهرستی از عناوین مطرح در دنیای بازیهای ویدیویی آشنا کنیم که در بعضی از آنها، قهوه یک عنصر مهم در بخش روایی بازی نقشآفرینی میکند و در مقابل، با اسامی روبرو میشوید که اگرچه انتظارات شما را بالا میبرند، اما قهوه در آنها، صرفا به یک شکل ساده و کمجزئیات خلاصه میشود.
Alan Wake 1/2

«سم لیک» نویسنده داستان دو بازی آلن ویک، علاقه بیچون و چرایی به قهوه دارد و این علاقه در بازیهای ساخته شده استودیو رمدی هم دیده میشود. داستان بازی آلن ویک که بر پایه رویارویی نویسنده با اتفاقات پیرامون کتابش پایهگذاری شده، مملو از بخشهایی است که به قهوه مرتبط است. به عنوان نمونه، در همان شهری که برای تعطیلات به ان وارد میشوید، یک کافه بزرگ قرار دارد که در ان قوه سرو میشود و با شخصیتهای مهمی از جمله بند آزگارد هم آشنا میشوید. علاوهبراین، در طول بازی هم، تعداد زیادی بالغ بر 100 فلاسک قهوه در اقصی نقاط بازی قرار گرفته است که تاثیری بر گیمپلی ندارند و بیشتر برای تکمیل اچیومنتهای بازی مورد استفاده واقع میشوند.
در نسخه دوم، کاربرد قهوه بیشتر از ان چیزی است که تصور میکنیم و از یک آیتم معمولی، به یک آویز جادویی تبدیل میشود که میتواند بازیکن را از شر آسیبهای مهلک نجات دهد؛ به شکلی که اگر ضربه کشندهای به آلن ویک بخورد، این آیتم میتواند او را زنده نگهدارد. از آنجاییکه سم لیک، احترام زیادی برای «دیوید لینچ» فقید قائل است، در مصاحبهها به الهام گرفتن از نقش مهم قهوه در الهامگیری «توئین پیکس» هم سخن گفته است.
Coffee Talk

سری بازی Coffee Talk، یک مجموعه مستقل در سبک رمان صوتی و شبیهساز کافه است که به طور تمام و کمال، حول محور قهوه میچرخد. شما به عنوان یک باریستا که در قالب دوربین اول شخص نقشآفرینی میکنید، موظف هستید تا در یک کافه نهچندان معمولی در شهر سیاتل، برای مشتریان عجیبالخلقه خود قهوه دم کنید و پای حرفهای آنها بنشینید. علاوه بر هسته بازی که روی قهوه استوار است، اما متاسفانه نمیتوانید قهوهای را که درست کردهاید بنوشید. گیمپلی بازی روی فرایند دم کردن و آماده کردن انواع قهوه میچرخد و باید مقادیر صحیحی از مواد را با هم ترکیب کنید و بعضی مواقع و براساس درخواست مشتری، لاتهآرت بسازید تا امتیاز بگیرید.
اتمسفر بازی، به لطف موسیقی Lofi Chill، آرام و لذتبخش است و حتی یکی از دلایل موفقیت این بازی را میتوان به گرافیک پیکسلآرت دهه نودی آن اشاره کرد که در خلق یک فضای آرام و صمیمی، سهیم است.
Necrobarista

بازی «نکروباریستا» در یک کافه خیالی در ملبورن جریان دارد که مردگان فقط یک شب فرصت دارند تا پس از بازگشت کوتاه، دور هم یک فنجان قهوه بنوشند. شخصیت اصلی این بازی، یک باریستا با نام «مَدی ژیو» است که از نیروی جادویی «نکرومنسری» بهره میبرد. او که توسط یک آیین خاص توانایی آن را یافته تا روح مردگان را در قهوه خود تزریق کند و به آنها این اجازه را میدهد تا یک شب، زنده باشند. تمرکز این بازی روی روایت داستان با اتمسفر تاریک بنا شده است که با گرافیک انیمهای و با محوریت قهوه، یک تجربه جدید را به ارمغان میآورد.
Persona 5

در سری بازیهای پرسونا، قهوه به عنوان یک کالای مصرفی و تقویتی شناخته میشود. در نسخه پنجم این بازی و حتی رویال، شخصیت اصلی میتواند در کافه «لبلانق» که در خانه خودش واقع شده، هر شب قهوه دم کند و انتظار مشتریان را بکشد. دم کردن قهوه در این بازی، بیشتر از جنبه داستانی، جنبه مکانیکی دارد چون هر زمان که بازیکن یک فنجان قهوه آماده میکند، یک امتیاز به Charm او اضافه میشود. علاوهبراین، زمانی که قهوه آماده شد، توسط «سوجیرو» پدرخوانده صاحب کافه داده میشود تا با تست کردن قهوه، اثرات آن تقویت کند.
این مکانیک کوچک، اما مفرح موجب شده تا بسیاری از علاقهمندان از ان به عنوان یک سرگرمی ساده یاد کنند که پس از مبارزات در روز، میتواند خستگی را از بدن بازیکن دور کند. سازندگان پرسونای 5 نیز در ویدئوی راهنمای رسمی GameFAQs توضیح دادهاند که دم کردن قهوه اولین راهکار برای افزایش Charm و رویارویی بهتر با چالشهای اجتماعی است.
The Evil Within 2

سباستین کستلانیوس از ان دسته شخصیتهایی که از اول تا آخر بازی با هیولاها مبارزه میکند و در خشونت سرسامآوری غرق میشود که هر کسی او را میبیند، تصور نمیکند که این شخص هم برای چند دقیقه به استراحت نیاز دارد. در نسخه دوم The Evil Within قهوه یک آیتم روحافزا و نجاتبخش محسوب میشود؛ سباستین میتواند در اتاقهای امن بازی و پناهگاههایی که در بخشهای مختلف در نظر گرفته شده، از دستگاه قهوهساز برای آماده کردن قهوه استفاده کند تا پس از خوردن یک لیوان، سلامتی او بلافاصله بازیابی شود. در واقع، او یک نوشیدنی داغ مینوشد تا همزمان بتواند در یک وقفه موقت و کوتاه، استراحت کند.
یکی از نکات جالب توجه در رابطه با این بازی، اچیومنت «معتاد کافئین» است که وقتی بازیکن از همه قهوهسازهای بازی حداقل یکبار استفاده کند باز میشود. . این بدین معناست که سازندگان عمداً قهوه را بخشی از تجربهی ترسناک بازی قرار دادهاند تا لحظاتی از تنش بازی بیرون بیایند. سازنده بازی (استودیوی تانگو گیمورکس) نیز با قرار دادن تعداد کافی قهوهساز در سطوح بازی تأکید کرده که قهوه عنصری همزمان آرامشبخش و حیاتبخش در فضای وحشت است.




