۱۰ شخصیت بازیهای ویدئویی که پیش از عرضه دستخوش تغییرات اساسی شدند
فرآیند توسعهی بازیهای ویدیویی مسیری طولانی، پیچیده و سرشار از تغییر است. مسیری که در آن تقریباً هیچچیز از ابتدا تا انتها قطعی و تغییرناپذیر نیست. یک بازی ممکن است با یک ایدهی مشخص آغاز شود، اما در نهایت به اثری کاملاً متفاوت تبدیل شود. این تغییرات صرفاً به گیمپلی محدود نمیشوند، در بسیاری از موارد، شخصیتهای بازی دستخوش دگرگونیهای اساسی میشوند. برخی از این شخصیتها ممکن است پیشزمینهی داستانی متفاوتی داشتهاند، طراحی ظاهریشان چیز دیگری بوده، نگرش و شخصیت متفاوتی داشتهاند یا حتی در مواردی قرار بوده کاملاً شخص دیگری باشند. در این مطلب مایکت به معرفی شخصیتهای بازیهای ویدئویی که پیش از عرضه تغییر کردند میپردازیم.
۱. لارا کرافت

- بازی Tomb Raider
لارا کرافت، شناختهشدهترین قهرمان زن در دنیای بازیهای ویدیویی است. این شکارچی گنج بهدلیل شباهت شغلیاش با ایندیانا جونز، دائماً با او مقایسه میشود. اما این مقایسه آنقدرها هم بیاساس نیست؛ چون در واقعیت، طراحی اولیهی لارا کرافت مستقیماً از ایندیانا جونز الهام گرفته شده بود. توبی گارد، طراح گرافیک ارشد اولین بازی Tomb Raider، در ابتدا لارا را بهصورت یک مرد با شلاق و کلاه تصور کرده بود؛ توصیفی که عملاً یک کپی از ایندیانا جونز بود.
جرمی اسمیت، همبنیانگذار Core Design، از گارد خواست تا شخصیتی طراحی کند که شباهت کمتری به ایندیانا جونز داشته باشد. این درخواست در نهایت به تولد شخصیت لارا کرافت انجامید. اگر قرار بود Tomb Raider بر اساس همان طرح اولیه ساخته میشد، مسلماً نه خبری از نمادینترین قهرمان زن بود و نه این فرنچایز به موفقیت میرسید؛ زیرا هیچگاه نمیتوانست هویت مستقلی ایجاد کند و همیشه بهعنوان یک کپی از ایندیانا جونز شناخته میشد.
۲. کانکر

- بازی Conker’s Bad Fur Day
Conker’s Bad Fur Day بهعنوان یک بازی نامتعارف شناخته میشود که برخلاف فضای رنگارنگ و کودکانهاش، خشن، خونآلود و بزرگسالانه است. مهمترین دلیل آن هم به شخصیت اصلی بازی یعنی کانکر بر میگردد که علیرغم ظاهر بامزه و معصومش، یک جانی تمامعیار و بددهن است. این رویکرد در اصل طعنهای هوشمندانه به بازیهای کودکپسند با قهرمانان پشمالو و دنیاهای رنگارنگ است؛ بازیهایی که در آن دوران بسیار محبوب بودند. اما نکته جالب اینجاست که خود شخصیت کانکر نیز در ابتدا قرار بود یک قهرمان مناسب کودکان باشد.
او در ابتدا بهعنوان یک قهرمان دوستداشتنی برای یک پلتفرمر سهبعدی، در سبک بازیهایی همچون Banjo-Kazooie، Sly Cooper یا Donkey Kong طراحی شده بود. تنها دلیلی که Rareware از این ایده صرفنظر کرد، اشباعشدن بازار از بازیهای کارتونی و کودکمحور در آن زمان بود. کانکر برای دیدهشدن به چیزی متفاوت نیاز داشت، پس با چرخشی صدوهشتاد درجه، او را به شخصیتی پر از طنز سیاه، خشونت و خونریزی تبدیل کردند که نگاهی بدبینانه به دنیای رنگارنگ اطرافش دارد.
۳. الی

- بازی The Last of Us
درخشش داستان The Last of Us تا حد زیادی مدیون رابطه میان جوئل و الی است. این دو در ابتدا چیزی بیش از یک پیک و محمولهای زنده برای تحویل نیستند، اما در ادامه مسیر، رابطهای پدر و دختری میانشان شکل میگیرد. اما جالب است بدانید در طرح اولیه داستان، الی و جوئل واقعاً پدر و دختر بودند. در این داستان، شخصیتهای الی و سارا در هم ادغام شده بودند و جوئل قرار بود همراه با دختر واقعیاش، سفری جادهای را در آمریکای آلوده به کلیکرها آغاز کند.
هرچند این ایده در نگاه اول گرم و صمیمی به نظر میرسد، اما بهوضوح نمیتوانست عمق احساسیای را ارائه دهد که تقابل میان الی و خاطرهی دختر ازدسترفتهی جوئل، یعنی سارا، فراهم میکرد و مسیر بازی ساده و کمعمق بود. به همین دلیل، این ایده خیلی زود کنار گذاشته شد و جای خود را به روایتی داد که اکنون بهعنوان یکی از بهترینها در تاریخ ویدئوگیم شناخته میشود.
۴. زاگرئوس

- بازی Hades
بازی Hades حول محور شخصیت زاگرئوس، پسر هادس، و سفر او در دنیای مردگان است. اما جالب است بدانید که در طرحهای اولیه بازی، زاگرئوس در داستان بازی جایی نداشت. در ابتدا تیم توسعه قصد داشت یک بازی درباره تزهئوس بسازد؛ قهرمان اسطورهای یونان که مینوتور را شکست داد و هدف او در بازی یافتن راه خروج از هزارتوی گاومانند اسطورهای بود.
در نهایت، این ایده کنار گذاشته شد؛ زیرا طراحی یک هزارتوی پر از معما بیش از حد گیجکننده از آب درآمد. با توجه به محبوبیت زاگرئوس و سایر ساکنان دنیای مردگان، این تغییر بدون شک تصمیم درستی بوده است. بدون شک نبرد نهایی بازی به هیچ وجه به این اندازه حماسی نمیشد اگر بهجای خدای مرگ، با یک مرد گاوی عصبانی مبارزه میکردید.
۵. شل

- بازی Portal 2
شل در بازی Portal 2 یک قهرمان خاموش است و همین سکوت، یکی از شاخصترین ویژگیهای او به شمار میرود. نبود هرگونه واکنش کلامی از سوی او، تضاد عجیبی با جنون آزمایشگاهی که در آن گرفتار شده دارد. اما در مقطعی از توسعه، Valve قصد داشت او را وادار به صحبت کند. در نسخهی بتای Portal 2، بازی قرار بود با یک شوخی به پایان برسد. در جریان نبرد نهایی، ویتلی دکمهی حل بنبست را نابود میکرد و شل مجبور بود که با گفتن فرمان صوتی «بله» روند را آغاز کند.
این شوخی روی کاغذ جالب به نظر میرسید، اما در تستهای بازی مشخص شد که چندان موفق نیست؛ چرا که بیشتر شرکتکنندگان پس از قطع تصویر متوجه نمیشدند چه کسی در حال صحبت است. همین موضوع باعث شد Valve به این نتیجه برسد که این شوخی چندان گیرا نباشد و بهتر است شل همچنان ساکت بماند.
۶. آلدوئین

- بازی The Elder Scrolls V: Skyrim
آلدوئین، ضدقهرمان اصلی Skyrim، موجودی شبهخدا است که تنها هدف وجودیاش بلعیدن جهان و پایاندادن به هستی است. با توجه به داستان اصلی بازی، ممکن است تصور کنید که بتسدا از ابتدا چنین روایتی را برای Skyrim در نظر داشت. اما در واقعیت، پیشنویس اولیهی Skyrim هیچ ارتباطی با پایان جهان نداشت. در آن نسخه، آلدوئین حتی اژدها هم نبود؛ بلکه یک دراگونبورن بود که قصد فتح تامریل را داشت.
در آن داستان، آنتاگونیست اصلی امپراتور گمشدهی دودمان سپتیم، یعنی اوریل پنجم بود که در تبعید ارتشی از اژدهایان را برای بازپسگیری تاجوتخت خود گردآوری کرده بود. بنابراین بازی Skyrim نه یک نبرد با یک خدا، بلکه درگیریای سادهتر میان دو دراگونبورن قدرتمند بود. اگرچه این ایده کنار گذاشته شد، اما به نظر میرسد بتسدا بخشهایی از آن را در بستهی الحاقی Dragonborn و شخصیت میرآک و فرقهاش دوباره استفاده کرده است.
۷. سم دریک

- بازی Uncharted 4
سم دریک در بازی Uncharted 4 با وجود تمام بیملاحظهگیهایش، نقش یک برادر حامی و دوستداشتنی را برای نیتن دریک ایفا میکند. اما در نسخههای اولیهی بازی، او قرار بود پا را فراتر از ماجراجوی بیپروای گنج و شهرت بگذارد و نقش یک ضدقهرمان یا حتی شرور را در داستان نیت ایفا کند. در پیشنویسهای اولیهی ایمی هنینگ خالق سری Uncharted، سم دریک شخصیتی تاریکتر، تلختر و فریبکار بود. او بهشکل وسواسگونهای به اثبات ادعاهای مادرش و گرفتن انتقام سالهای طولانی حبسش در زندان فکر میکرد.
او تا جایی پیش میرفت که حاضر بود از نیتن سوءاستفاده کند و با بازی با احساسات او و تکیه بر گذشتهی مشترکشان، برادر کوچکترش را وادار به ارتکاب جنایتهای هولناک کند. اینکه آیا چنین لحن تاریکی مناسب Uncharted 4 بود یا نه، مشخص نیست؛ اما چیزی که میتوان با اطمینان گفت این است که سم در این روایت نیز همچنان شخصیتی عمیق، چندلایه و بسیار جذاب است.
۸. سونیک

- بازی Sonic the Hedgehog
سونیک یکی از نمادینترین شخصیتهای دنیای بازیهای ویدیویی است و تقریباً هر گیمری از هر نسلی او را با سرعت فوقالعادهاش و طراحی آبیرنگ دوستداشتنیاش میشناسد. اما در ابتدا قرار نبود سونیک هیچکدام از این ویژگیها را داشته باشد. طبق گفتهی خالق شخصیت، سونیک در ابتدا یک خرگوش بود و ویژگی اصلیاش گرفتن اشیای مختلف با گوشهایش بود. اگرچه این ایده در مقایسه با سونیک کنونی چندان جذاب به نظر نمیرسد، اما دلیل کنار گذاشتن این خرگوش، ضعف ایده نبود؛ بلکه دشواری پیادهسازی مکانیک گوشها روی سختافزار آن زمان بود.
در نهایت، سگا تصمیم گرفت به طراحی خارپشت نائوتو اوشیما روی آورد. اگرچه طرحهای اولیهی سونیک نیز با نسخهی نهایی متفاوت بود، اما میتوانیم تولد این خارپشت دوستداشتنی را مدیون محدودیت توان فنی سگا برای پیادهسازی ایدههای جاهطلبانهاش بدانیم. البته سگا مکانیک سرعت بالای سونیک را نیز پیادهسازی کرد تا به این شکل سرعت بالای کنسول سگا جنسیس را به رخ نینتندو بکشد.
۹. ماریو

- بازی Super Mario Bros.
حالا که صحبت از سونیک شد، بد نیست سری به لولهکش ایتالیایی محبوبمان، یعنی ماریو، بزنیم. ماریو در یک پادشاهی فانتزی زندگی میکند که برای نجات پرنسس پیچ، با ارتشی از لاکپشتها و قارچها مبارزه میکند تا در نهایت او را از دست باوزر نجات دهد. تقریباً تمام بازیهای ماریو را ما با محیط رنگارنگشان و حداقل خشونت میشناسیم، اما این تصویر ممکن بود با اسلحهای که ماریو در دست داشت، با خشونت تمامعیار جایگزین شود.
شیگرو میاموتو، کارگردان افسانهای نینتندو، در جشن بیستوپنجسالگی نینتندو فاش کرد که در تصور اولیهاش از ماریو قرار بوده او یک اسلحهی واقعی در دست داشته باشد. با فشردن دکمهی A، ماریو اسلحهاش را بیرون میکشید و بهجای پریدن روی سر دشمنان، میتوانست آنها را از فاصلهی امن از بین ببرد. اما خوشبختانه این ایده به پاورآپ گل آتشین تبدیل شد وگرنه ماریو همردهی قاتلان زنجیرهای همچون جان ویک و مأمور ۴۷ قرار میگرفت.
۱۰. آرتور مورگان

- بازی Red Dead Redemption 2
آرتور مورگان بدون تردید یکی از محبوبترین شخصیتهای تاریخ بازیهای ویدیویی به حساب میآید. بخش بزرگی از جذابیت او به نگرش همدلانه اما منطقیاش بازمیگردد؛ نگرشی که به او اجازه میدهد حتی در میان گروهی از یاغیان و قانونشکنان، انسانی شریف باقی بماند. اما شاید برایتان تعجبآور باشد که آرتور در نسخهی اولیهاش اصلاً قرار نبود چنین شخصیتی داشته باشد. نسخهی بتای Red Dead Redemption 2 نشان میدهد که این کابوی در ابتدا شخصیتی خشنتر، پرخاشگرتر و مستعد فورانهای ناگهانی خشم بوده است.
در ویدیوهای اولیه، آرتور افراد را آزار میدهد و بیدلیل از کوره در میرود. این رفتار احتمالاً ناشی از مرگ پسر نوزادش، آیزاک، بود که در ابتدای بازی جان میداد. در نسخهی نهایی، آیزاک کودکی هشتساله بود که پیش از اتفاقات بازی توسط یاغیها کشته میشد و با گذشت زمان، خشونت آرتور نیز متعادلتر شد و در نهایت قانونشکن نجیبی شکل گرفت که امروز همه دوستش داریم.
۱۱. کربی

- بازی Kirby
کربی یک شخصیت دوستداشتنی با ظاهری ساده و بامزه است. در ابتدای عرضهی بازی، طراحی کربی مشخص بود، اما میان ماساهیرو ساکورای، خالق کربی، و شیگرو میاموتو بر سر رنگ کربی اختلاف نظر وجود داشت. ساکورای معتقد بود که او از همان ابتدای خلق این شخصیت، رنگ صورتی را برای شخصیت کربی در نظر داشت، اما میاموتو معتقد بود که رنگ صورتی شاید برای همهی مخاطبان، خصوصاً پسرها، مناسب نباشد و رنگ زرد مناسبتر باشد.
البته این اختلاف در آن مقطع زمانی بیفایده به نظر میرسید، چون نمایشگر Game Boy سیاهوسفید بود و کربی در بازی Kirby’s Dream Land در هر دو صورت به رنگ سفید نمایش داده میشد. بنابراین، بهعنوان نوعی مصالحه، کربی در جلد بازی نیز به رنگ سفید طراحی شد تا با ظاهرش در بازی هماهنگ باشد. اما بعدها با رنگیشدن صفحهنمایشها، این شخصیت در نهایت هویت بصری مشخصتری پیدا کرد و از سفید به صورتی تغییر یافت. با توجه به اینکه کربی سفید شباهت زیادی به بو در مجموعهی ماریو داشت، این تغییر کاملاً بهجا بود.
۱۲. کریتوس

- سری God of War
کریتوس احتمالاً خشنترین و بیرحمترین شخصیت در بازیهای ویدیویی است. طراحی و چهرهی او نیز کاملاً با شخصیتش هماهنگ است و احتمالاً شما هم برای چنین شخصیتی سر بیمو و صورتی زاویه دار را متصور میشوید. اما نسخههای اولیهی کریتوس هیچ شباهتی با شخصیت کنونیاش نداشت. او در ابتدا کمی لاغرتر، با موهای بلند و بافتهشده به تصویر کشیده شده بود و بیشتر شبیه یک جنگجوی قبیلهای بود تا یک اسپارتان یونانی.
حتی در یک تصویر دیگر، او کودکی را با خود حمل میکند. این نسخه از کریتوس احتمالاً شخصیت و داستانی کاملاً متفاوت داشته است. با این حال، این طرح کنار گذاشته شد و نسخهی کنونی در سهگانه جایگزین آن شد، اما با یک تفاوت بزرگ. در ابتدا کریتوس قرار بود تتوهای آبی داشته باشد و حتی تا چند روز پیش از عرضهی بازی نیز این طراحی همچنان وجود داشت، اما به دلیل شباهت آن با شخصیت Barbarian از بازی Diablo 2، رنگ تتوها به قرمز تغییر کرد.
۱۳. گوردون فریمن

- بازی Half-Life
گیمرهای قدیمیتر گوردون فریمن را با عینک و ریش پروفسوریاش بهخوبی به یاد دارند. اما این شخصیت در ابتدا شبیه یک فرد بیخانمان با لباس H.E.V سبزرنگ طراحی شده بود. ایوان، موتورسوار فضایی (Ivan the Space Biker)، شخصیت موقتیای بود که Valve در جریان توسعهی Half-Life در اواخر دههی نود از آن استفاده میکرد. ایوان با چشمان درشت، موها و ریش نامرتبش احتمالاً هیچگاه قرار نبوده شخصیت اصلی باشد و ما از این بابت خوشحالیم. شاید تصویر دقیقی از یک دانشمند تراز اول در تأسیسات فوقمحرمانه نداشته باشیم، اما مطمئنیم که شبیه ایوان نیستند. ایوان تا مراحل نسبتاً پیشرفتهای از توسعه حضور داشت و حتی امروز هم فایل شخصیت doctor.mdl در فایلهای بازی پیدا میشود.
۱۴. بانجو

- بازی Banjo-Kazooie
در سال ۱۹۹۸، استودیو Rare تصمیم داشت یک بازی بسازد که شخصیت اصلی آن یک پسر باشد. این قهرمان بعدها به یک دزد دریایی، سپس به یک خرگوش و در نهایت به خرسی به نام بانجو رسید. طراحیهای اولیهی بانجو تفاوت زیادی با نسخهی نهایی داشت. او در ابتدا قرار بود نقش مکمل داشته باشد، اما وقتی تصمیم گرفته شد قهرمان اصلی باشد، طراحیاش عمق و جزئیات بیشتری پیدا کرد.
۱۵. کراش بندیکوت

- بازی Crash Bandicoot
کراش بندیکوت یک شخصیت لوده و بامزه است. اما در ایدههای اولیه، نه اسمش کراش بود و نه یک بندیکوت. بنیانگذاران Naughty Dog، یعنی اندی گاوین و جیسون رابین، قصد داشتند یک شخصیت نمادین بالقوه برای سونی خلق کنند که همتراز سونیک سگا و ماریو نینتندو قرار بگیرد. آنها دست به کار شدند و از حیوانات کارتونی مثل سونیک و تاز از دنیای Looney Tunes الهام گرفتند. آنها شروع به بررسی دیگر کیسهداران برای یافتن قهرمانی مناسب کردند. انتخاب اولیه به ویلی وُمبت رسید؛ یک وُمبت با شلوارک و کمی خنگ. طراحی ویلی وُمبت همانقدر که کودکان را خوشحال میکرد، آنها را میترساند. در نهایت، ویلی وُمبت جای خود را به کراش بندیکوت بامزه و دوستداشتنی خودمان داد.
استریم کراش باندیکوت ۴ – پرهام گیم پلی
Crash Bandicoot 4: It’s About Time Stream by Parham Gameplay
سکبوی

- بازی LittleBigPlanet
بازی LittleBigPlanet از استودیوی Media Molecule ابتدا بهعنوان یک نمونهی مفهومی کوچک شکل گرفت. این پروژه که Craftworld نام داشت، ترکیب موتور فیزیکی ریسپانسیو با پلتفرمینگ دوبعدی سنتی را به نمایش میگذاشت. شخصیت اصلی در آن بازی Yellowhead نام داشت که از خطوط و اشکال ساده و یک مکعب زردرنگ ساخته شده بود. یلوهد میتوانست اشیای محیط را بکشد و دستکاری کند تا بدین صورت ایدهی اولیهی بازی شکل بگیرد. در نهایت، با شروع توسعهی بازی، شخصیت سکبوی جای او را گرفت. البته توسعهدهندگان این شخصیت را فراموش نکردهاند و اگر بتوانید بازی را بدون اینکه بمیرید به اتمام برسانید، به آن دست مییابید.
نظرتان درباره این مطلب را با مایکت به اشتراک بگذارید.




