خندهدارترین بازیهای ویدیویی: از هیتمن تا GTA
طنز در بازیهای ویدیویی تنها یک عنصر جانبی نیست؛ بلکه میتواند به عنوان بخش اصلی و کلیدی بازی مورد استفاده قرار بگیرد. خندهدارترین بازیهای ویدیویی با استفاده از شوخیهای متنی، موقعیتهای کمیک و طراحی شخصیتهای غیرمعمول، توانستهاند مرزهای سرگرمی را گسترش دهند. بعضی از عناوینی که در این مقاله مایکت به آنها خواهیم پرداخت، فوقالعاده ساده هستند، اما هنر نویسندگی و خلق شوخیهای بیپروا موجب شدهاند تا به یک اثر شناخته شده تبدیل شوند.
Disco Elysium

بسیاری از گیمرها Disco Elysium را عمیقترین نقشآفرینی دهه اخیر میدانند، اما چیزی که کمتر به آن اشاره میشود، نبوغ این بازی در خلق موقعیتهای خندهدار است. در این بازی، مهم نیست چه تواناییهایی برای شخصیت خود انتخاب کنید؛ قهرمان قصه یک «فاجعه متحرک» است. طنز بازی زمانی اوج میگیرد که شما در میانه یک پرونده قتل جدی، دچار بحرانهای وجودی میشوید یا با افکار درونی خودتان که گاهی احمقانهتر از هر دشمنی هستند، بحث میکنید. Disco Elysium به ما ثابت میکند که هیچچیز خندهدارتر از تماشای شکستهای پیدرپی مردی نیست که سعی دارد در میان ویرانههای زندگیاش، ادای یک کارآگاه باهوش را درآورد.
Hitman

در نگاه اول، هیتمن یک شبیهساز جدی برای قتلهای مخفیانه است، اما هر کسی که یک بار «مامور ۴۷» را کنترل کرده باشد، میداند که پتانسیل کمدی این بازی بینظیر است. لذت واقعی هیتمن در «طنز ناخواسته» آن نهفته است. بازی به شما اجازه میدهد از عجیبترین ابزارها برای پیشبرد ماموریت استفاده کنید؛ از پرتاب یک مافین به صورت نگهبان گرفته تا استفاده از آن «کیفِ جادویی» که با فیزیک عجیبش مثل موشک حرارتی هدف را تعقیب میکند! در واقع، هر مرحله از هیتمن مثل یک تئاتر کمدی است که شما کارگردان آن هستید و میتوانید جدیترین ترورها را به مضحکترین اتفاقات ممکن تبدیل کنید.
سری بازی The Monkey Island

اگر بخواهیم فهرستی از خندهدارترین بازیهای تاریخ بنویسیم، غیرممکن است نام جزیره میمونها در صدر آن نباشد. این سری بازی که بیش از سه دهه قدمت دارد، امضای شخصی «ران گیلبرت» را پای خودش دارد: طنز کلامی هوشمندانه و دیالوگهایی که حتی بعد از سی سال هنوز هم تازه هستند. Monkey Island از آن دست بازیهایی نیست که فقط به طنزهای تصویری بسنده کند؛ اینجا شوخیها در تار و پود داستان و معماها تنیده شدهاند. از مبارزات شمشیربازی که با «توهینهای قافیهدار» برنده آن مشخص میشود تا شخصیت «گایبراش تریپوود» که دوستداشتنیترین دزداندریایی دستوپاچلفتی تاریخ است.
Overboard!

در Overboard! شما نه به دنبال عدالت هستید و نه حقیقت؛ بلکه نقش زنی را بازی میکنید که همسرش را از عرشهٔ یک کشتی تفریحی به دریا انداخته است. هدف شما این نیست که قاتل را پیدا کنید، بلکه باید راهی بیابید تا از پیامدهای این جنایت فرار کنید.
این بازی ماجراجویی اشارهوکلیک با روایتی طنزآلود و سیاه پیش میرود. اگر داستان جدی روایت میشد، به ابتذال اخلاقی میانجامید؛ اما طنز هوشمندانه بازی موجب میشود تجربهای سرگرمکننده شکل بگیرد. شخصیت اصلی زنی جذاب است که بازیکن را به انتخابهای جسورانه و گاه خندهدار هدایت میکند؛ از تعریف و تمجید از کلاه کاپیتان برای جلب توجه او گرفته تا کنار زدن شاهدان مزاحم. هر بار که بازی را آغاز میکنید، حدود بیست دقیقه طول میکشد و در پایان، اطلاعات تازه و اهداف جدیدی به دست میآورید. همین چرخه باعث میشود در دور بعدی بتوانید مسیرهای متفاوتی را امتحان کنید و استراتژیهای تازهای به کار ببرید.
Paper Mario: Color Splash

نویسندگان نینتندو در مجموعهٔ Paper Mario همیشه از فرصت استفاده میکنند تا طنزپردازی کنند و حتی به دنیای واقعی اشارههای مستقیم داشته باشند. تقریباً همهٔ بازیهای این مجموعه لحظات کمدی دارند، اما میتوان گفت اوج این رویکرد در نسخهٔ Paper Mario: Color Splash (سال ۲۰۱۶ برای کنسول Wii U) دیده میشود؛ عنوانی که متأسفانه هنوز فقط روی همان پلتفرم در دسترس است.
در Color Splash، ماریو پس از دریافت یک نامهٔ عجیب به جزیرهٔ پریسم سفر میکند. این نامه در واقع یک تودِ کاغذی بیرنگ است که قربانی شایگایهایی شده؛ دشمنانی که با نیهای خود رنگ شخصیتها را میمکند. در جزیره، ماریو با «هویی» آشنا میشود؛ یک قوطی رنگ زنده و شوخطبع که بخش زیادی از طنز و شوخیهای متای بازی را ارائه میدهد.
این بازی پر است از تودهای بذلهگو و پادوهای بوزر که دربارهٔ هر موضوعی شوخی میکنند. علاوه بر آن، Color Splash سرشار از طنزهای تصویری مرتبط با کاغذ، شوخیهای دیوارشکنانه با خودِ فرنچایز ماریو، کنایههای خلاقانه دربارهٔ موضوعاتی مثل کنترل سلاح گرم، و حتی اشارههای طنزآلود به رسوایی واترگیت است. برخی از این شوخیها آنقدر تند و مستقیم هستند که شاید بیش از حدِ معمول برای نینتندو جسورانه به نظر برسند.
اگر به Wii U دسترسی ندارید، تنها امید این است که نینتندو روزی Color Splash را برای کنسول سوییچ بازنشر کند. با این حال، کاربران سوییچ میتوانند سراغ Paper Mario: The Origami King بروند؛ عنوانی که آن هم پر از لحظات بامزه است، هرچند طنز آن به اندازهٔ Color Splash یکدست و مداوم نیست.
Portal

نسخه اول پورتال ثابت کرد که برای ساخت یک شاهکار، نیازی به نقشههای غولآسا یا صدها شخصیت نیست؛ گاهی فقط یک تفنگ پورتالساز، یک مشت معما و یک رباتِ بهشدت «بدجنس» کافی است. پورتال یکی از درخشانترین نمونههای طنز سیاه در تاریخ بازیهاست. شما در نقش «چِل» بیدار میشوید و باید از اتاقهای آزمایشی عبور کنید، اما ستاره واقعی بازی، GLaDOS است؛ هوش مصنوعیِ خودشیفتهای که با خونسردی تمام شما را تحقیر میکند.
طنز بازی زمانی به اوج میرسد که گلدوس با لحنی کاملاً رباتیک و مودبانه، در مورد مرگ احتمالی شما صحبت میکند یا وعده دروغین «کیک» را به عنوان پاداش میدهد. این سبک از کمدی کلامی که با نیشوکنایههای ظریف همراه است، اتمسفر سرد و صنعتی بازی را به یک تجربه خندهدار و در عین حال مورمورکننده تبدیل میکند. در پورتال، شما فقط با قوانین فیزیک نمیجنگید، بلکه در حال مبارزه با رباتی هستید که استادِ «تخریب روحیه» است.
Thank Goodness You’re Here

اگر از آثار کمدی بریتانیایی مانند Monty Python، Fawlty Towers یا That Mitchell and Webb Look لذت میبرید، بازی Thank Goodness You’re Here دقیقاً همان تجربهای است که باید امتحان کنید، اما اگر با این سبک آشنا نیستید، این عنوان میتواند مقدمهای جذاب برای ورود به دنیای «طنز ابزورد» بریتانیایی باشد.
این بازی توسط استودیوی Coal Supper ساخته شده و با همکاری Panic Inc. (ناشر Untitled Goose Game) منتشر شده است. داستان بازی دربارهٔ مردی کوچکجثه است که وارد شهر خیالی «بارنسورث» در شمال انگلستان میشود و باید کارهای عجیب و غریب مردم محلی را انجام دهد. مکانیک اصلی بازی بسیار غیرمعمول اما بامزه است: شما با همه چیز ــ و واقعاً همه چیز ــ از طریق مشتزدن تعامل برقرار میکنید. این ایده ساده بهطرزی غافلگیرکننده مؤثر و سرگرمکننده از آب درآمده است.
The Yakuza/Like a Dragon series

مجموعهٔ Yakuza ترکیبی منحصربهفرد از درام جنایی جدی و طنز افسارگسیخته است؛ گویی پدرخوانده با سیمپسونها در یک اثر ادغام شده باشند. هر نسخه داستانی پرتنش از زندگی یک عضو سابق یاکوزا را روایت میکند؛ شخصیتی که میان جرم، قانون و زندگی روزمره در کشاکش است.
اما این روایتهای سنگین همواره با صدها شخصیت فرعی و ماجراهای بامزه، صمیمانه و گاه کاملاً عجیب درهم تنیده میشوند. برای نمونه، در تازهترین نسخه یعنی Like a Dragon: Infinite Wealth، مأموریت اصلی قهرمان برای نجات هاوایی از چنگال یک رهبر فرقهٔ خودشیفته، موقتاً کنار گذاشته میشود تا او بتواند به یک موسیقیدان شکستخورده کمک کند که دوباره علاقهاش به موسیقی دثمتال را بازیابد.
طراحان این مجموعه نزدیک به دو دهه است که آگاهانه طنز و شوخطبعی را در اولویت قرار دادهاند؛ چه در قالب یک پارودی از Pokémon که در آن باید «منحرفان محلی» را جمعآوری کنید، چه در نسخهای شبیه Animal Crossing که روی جزیرهای از زبالهها جریان دارد، و چه در نبردهای رئیسهایی که طی آن شخصیتها با مبلمان اداری بینقص جلوی یورش ماشینآلات ساختمانی میایستند.
There Is No Game: Wrong Dimension

There Is No Game: Wrong Dimension از آن دسته بازیهایی است که توضیح دربارهٔ روند آن میتواند بخش زیادی از لذت تجربه را از بین ببرد. جذابیت اصلی بازی در این است که با هر مرحله، اتفاقات عجیب و غیرمنتظرهای رخ میدهد و روایت به شکلی میپیچد که انگار خودِ بازی با شما سرِ شوخی و مبارزه دارد. این اثر، حالوهوایی شبیه بازیهای قدیمی اشارهوکلیک دارد، همان بازیهایی که انگار عمداً برای اذیتکردن بازیکن طراحی شده بودند، اما Wrong Dimension این ایده را با انیمیشنهای مدرن و طراحی بسیار خلاقانه بازآفرینی میکند.
در طول بازی، تصمیمها و معماهایی پیش روی شما قرار میگیرد که ممکن است در لحظه ناامیدکننده یا گیجکننده باشند اما همین حس کنجکاوی باعث میشود پس از چند دقیقه دوباره به بازی برگردید تا ببینید قرار است چه اتفاق عجیب دیگری رخ دهد. Wrong Dimension شاید عادلانه نباشد، اما طنز آن چنان هوشمند، غافلگیرکننده و خلاقانه است که تجربهای بسیار سرگرمکننده و متفاوت میسازد.
Trombone Champ

Trombone Champ در ظاهر شبیه یک شوخی ساده است؛ بازی که تمام جذابیتش میتوانست به تقلید خندهدار و ناهنجار صدای ترومبون محدود شود. کافی بود چند آهنگ مشهور مثل The Blue Danube را با صدای خارجازنت و بامزه اجرا کنید تا بازی تبدیل به یک پدیدهٔ طنز در استریمها شود. بااینحال، Trombone Champ به همین بسنده نمیکند و هرچه بیشتر پیش میروید، جذابیتهای بیشتری از خود به نمایش میگذارد. کارتهای مرموز و مضحک «Tromboner» و داستانهای عجیب مربوط به بابونها، عمق بیشتری به بازی میدهند که هیچکس انتظارش را ندارد. جامعهٔ طرفداران نیز با ساخت صدها قطعهٔ سفارشی، بازی را بهروز کردهاند و حالا میتوانید حتی سختترین آهنگها را با ترومبون ناموزون خود اجرا کنید.
Goat Simulator

بازی Goat Simulator بهخاطر ماهیت خندهدار و عجیبش تبدیل به یک پدیدهٔ کمنظیر شد. شما در نقش یک بزی ظاهر میشوید که در محیط شهری پر از باگ و نقصهای فنی، سرگردان است؛ بز شما بهراحتی میپرد، لیز میخورد، موزهها را نابود میکند و حتی به کامیونهای که عبور میکنند حمله میکند. این همه جنون و هرجومرج به خودی خود خندهدار است، اما جالبتر اینکه توسعهدهندگان سوئدی Coffee Stain Studios ابتدا این پروژه را صرفاً بهعنوان یک شوخی ساختند و هیچ برنامهای برای انتشار رسمی آن نداشتند.
با این حال، بازی منتشر شد و به طرز غیرمنتظرهای محبوب شد؛ تاکنون بیش از ۲.۵ میلیون نفر این بازی شبیهساز را تجربه کردهاند. Goat Simulator نه تنها یک تجربهٔ طنزآمیز و غیرمعمول است، بلکه نمونهای موفق از بازیای است که با شکستن قوانین و استفاده از باگها، سرگرمی ناب و غیرمنتظره خلق میکند.
Untitled Goose Game

Untitled Goose Game یک بازی پازل مخفیکاری خندهدار است که در آن وظیفه کنترل یک غاز معمولی، اما بسیار آزاردهنده را بر عهده دارید. فهرستی از اهداف مختلف در دسترس شما قرار دارد که باید در حالی که در یک شهر انگلیسی زیبا پرسه میزنید، آنها را به انجام برسانید؛ از دزدیدن اشیا گرفته تا بوق زدن و اذیت کردن ساکنان شهر به شیوهای بازیگوشانه که با انیمیشن و گرافیک بازی هم همخوانی دارند. سبک هنری بازی ساده و مینیمال است، اما پر از NPC هایی است که میتوانید با آنها تعامل داشته باشید؛ چه با ترساندنشان با یک بوق بهموقع، و چه با رساندن آنها به این تصور که دارند عقل خود را از دست میدهند.
High on Life

High on Life یک بازی تیراندازی اولشخص است که طنز رکیک و نابهجا را در قلب بازی قرار داده است. در این بازی، شما نقش قهرمانی را بازی میکنید که میخواهد انتقام خود را از یک کارتل مواد مخدر بیگانه بگیرد و در این مسیر با موجودات و سلاحهای عجیب و غریب مواجه میشوید. شوخیهای بیپروا از همان ابتدای بازی آغاز میشوند و تا پایان بازی ادامه دارند؛ بهگونهای که طنز بازی به بخشی جداییناپذیر از گیمپلی تبدیل شده است. High on Life علاوه بر سلاحهای خندهدار که هرکدام شخصیت و حس شوخطبعی خاص خود را دارند، گیمپلی متنوعی دارد که شامل معما، مبارزات تاکتیکی با دشمنان متفاوت و اکتشاف در جهانهای بیگانه است.
West of Loathing

در نگاه اول، این بازی مانند اثری ساده و کودکانه با شخصیتهای خطی و دنیایی ساختهشده از طرحهای ابتدایی به نظر میرسد، اما قدرت اصلی آن در طنز کلامی و موقعیتهای کاملاً غیرمنتظرهای است که پیدرپی خلق میکند. تقریباً تمام دیالوگها سرشار از شوخیهای سریع، عجیب و زیرکانهاند و هر تعامل کوچک با محیط، حتی سادهترین کارها، به اجرای یک شوخی تازه تبدیل میشود.
بازی دائماً بر وقف مراد بازیکن است و اجازه نمیدهد لحظهای بدون خنده بگذرد. این تجربه ثابت میکند که برای خندهدار بودن، نیازی به گرافیک پیچیده یا جلوههای بصری پرهزینه بزرگ نیست؛ کافی است نویسندگی هوشمندانه و موقعیتهای پیشبینینشده داشته باشید تا یک دنیا خطوط ساده، به یکی از بامزهترین و بهیادماندنیترین ماجراجوییها تبدیل شود
Trover Saves The Universe

یکی دیگر از بازیهای طنزآمیز در سبک «ریک و مورتی» Trover Saves the Universe نام دارد. این بازی که توسط خالقان سریال ساخته شده، ترکیبی دیوانهوار و در عین حال بسیار خندهدار خلق کرده است. شما در نقش شخصیتی هستید که باید با کمک Trover، موجودی عجیب و غریب، جهان را از نیروهای شرور نجات دهید.
بازی پر از دیالوگهای طنزآمیز و پشت سرهم است که شما را از ته دل میخنداند. شخصیتها همگی خارج از حد معمول و جذاب طراحی شدهاند و هر کدام ویژگیها و رفتارهای عجیب خود را دارند. علاوه بر طنز، داستان بازی هم با طراحی هوشمندانه و غیرمنتظره خود، تجربهای سرگرمکننده و پرجنبوجوش دارد.
Borderlands 2

برای کسانی که به یاد ندارند، نسخهٔ نخست Borderlands در ابتدا لحن طنزآمیزی که امروز همه با آن میشناسیم را نداشت. اگرچه ردپایی از طراحیها و داراییهای بصری در هنر و تریلرهای اصلی دیده میشد، اما این افزودن رنگهای پرزرقوبرق، شوخیها و طنز دیالوگی بود که بازی را واقعاً مشهور کرد. نسخهٔ دوم، Borderlands 2، جایی بود که استودیوی Gearbox واقعاً به اوج خود رسید؛ دیالوگهای خندهدار و گاه بیپروا، ترکیب خشونت و شوخیها و slapstick موجب شدند تا این بازی تجربهای لذتبخش و سرگرمکننده برای طرفداران سبک شوتر باشد. بازی همچنین با طراحی محیطهای گسترده و متنوع، شخصیتهای جذاب و قابلیت شخصیسازی سلاحها، یک بازی اکشن با شوخیهای بیپرده را خلق کرد.
I Am Bread

در دوران اوج محبوبیت بازیهای شبیهساز، I Am Bread ساختهٔ استودیوی Bossa Studios یکی از عجیبترین و در عین حال سرگرمکنندهترین نمونهها است. در این بازی شما نقش یک تکه نان را ایفا میکنید که مأموریتش رسیدن به وضعیت تست شده و برشته شدن است. چالش اصلی این است که در مسیرتان بیش از حد کثیف نشوید، در غیر این صورت مأموریت شکست میخورد.
با استفاده از کنترلر، چهار گوشهٔ نان را هدایت میکنید تا از محیطی پر از موانع و خطر عبور کرده و به منبع حرارت برسید. بازی شاید بهظاهر ساده باشد و بتوانید قوانین آن را سریع یاد بگیرید، اما همین سادگی در کنار فیزیک عجیب و دستوپاگیر حرکت نان، آن را هم چالشبرانگیز و هم بسیار خندهدار و سرگرمکننده کرده است.
Garry’s Mod

Garry’s Mod بهدلیل آزادی مطلق و فیزیک اغراقآمیزش در زمرهٔ خندهدارترین بازیهای ویدیویی قرار میگیرد. در این بازی بازیکنان میتوانند تقریباً هر چیزی را دستکاری کنند؛ از شخصیتها و اشیا گرفته تا محیطها، و همین آزادی موجب خلق صحنههای کاملاً غیرمنتظره و طنزآمیز میشود. فیزیک بازی اغلب غیرواقعی و مضحک است و برخوردها یا پرتاب شدن اشیا به شکلهای عجیب، این بازی را بیش از قبل خندهدار میکنند.
جامعهٔ گستردهٔ بازیکنان نیز با ساخت مادها و محتوای طنزآمیز، از شخصیتهای معروف در موقعیتهای مسخره گرفته تا سلاحها و ماشینهای غیرمتعارف، تجربهٔ بازی را پر از لحظات خندهدار کرده است. بسیاری از کاربران از Garry’s Mod برای خلق ویدیوهای طنز یا میمهای اینترنتی استفاده میکنند و امکانات خلاقانهٔ بازی اجازه میدهد حتی سادهترین ایدهها به صحنهای فوقالعاده خندهدار تبدیل شوند.
Surgeon Simulator

Surgeon Simulator یکی از خندهدارترین بازیهای ویدیویی است که با فیزیک غیرواقعی و کنترل دستهای دستوپاگیر تجربهای پر از موقعیتهای طنزآمیز خلق میکند. در این بازی به عنوان یک جراح نقشآفرینی میکنید و باید عملهای پیچیدهای مانند پیوند قلب، کلیه یا مغز را انجام دهید، اما کنترل دشوار ابزارها و دستها باعث میشود هر حرکت ساده به فاجعهای خندهدار تبدیل شود؛ از پرت شدن اعضای بدن گرفته تا شکستن ابزار جراحی یا پاشیدن خون روی محیط. هدف شما از تجربه بازی، تکمیل موفقیتآمیز عملهاست، اما عمدهٔ تجربه حول اتفاقات غیرمنتظره و طنزآمیز میچرخد و هر بار که عملی را انجام میدهید، لحظات خندهداری ایجاد میشود.
GTA San Andreas

کمتر کسی پیدا میشود که با سیجی (CJ) و رفقایش در سناندریاس خاطره نداشته باشد. جذابیت طنز این بازی در شخصیتهای اغراقشدهای مثل Big Smoke و دیالوگهای ماندگارشان (مثل آن سفارش غذای بیپایان!) نهفته است. سناندریاس دنیایی را ساخت که در آن میتوانید در وسط یک مأموریت جدی، با یک لباس مضحک ظاهر شوید یا با کدهای تقلب، کل شهر را به آشوب بکشید. مادهایی که طرفداران در طول سالها برای این بازی ساختند، از اضافه کردن شخصیتهای کارتونی گرفته تا موقعیتهای پارودی، ثابت کرد که روحِ طنز در رگهای این بازی جریان دارد.
استریم جیتیای: سن آندرس – پرهام گیم پلی
Grand Theft Auto: San Andreas Stream by Parham Gameplay




