استور اندرویدی مایکت: مرجع دانلود ایرانیان
نصب
خانه برنامه مذهبی
شعر و نوحه محرم

شعر و نوحه محرم

نصب در حال دریافت
نسخهv۱.۰
آخرین بروزرسانی۱۳۹۶/۰۷/۰۳
تعداد دانلود۹ هزار
امتیاز۳.۸
تعداد نظرات۵
حجم۶ مگابایت
نوع برنامه اندرویدی
دسته‌بندی مذهبی
سازنده کبود
‏‏در این نرم افزار سعی کرده ایم اشعار ماه محرم و صفر را برای شما دوستداران اهل بیت گردآوری نماییم.
‏شعر نوحه مداحی محرم
‏اشعار شهادت حضرت مسلم
‏پهن شد سفره دل، بوی خدا آمده است
‏کوفه را با تو حسین جان سر و پیمانی نیست
‏از اعتبار حُرمَتِ گفتارهایشان
‏وقتی که می رفتند دنیا گریه میکرد
‏وقتی نگاه شهر پر از سنگ می شود
‏اشک من خون شد و از یار خبر نیست، خدا
‏سوی کوفه میا که پیچیده
‏اینان که حرف بیعت با یار میزنند
‏ورود کاروان به کربلا
‏کاروان لحظه لحظه نزدیک است
‏هنوز زینب کبری کنار دلبر هست
‏کربلا دجله را خبر کن زود
‏کاروان سلاله های خدا
‏در این دیار هوای نفس کشیدن نیست
‏آمدی و شب سیاه من
‏گل سر نیست ولی موی سرم هست هنوز
‏آیا شود که جام مرا پر سبو کنی
‏با غم که هم مسیر شدم در سه سالگی
‏من وسحر ،من وعمه من و سر پدرم
‏رفتیّ و با غم همسفر ماندم در این راه
‏دلخوری نیست در این قافله از هیچ کسی
‏السلام علیک یا عطشان
‏شب چهارم محرم شهادت دو طفلان حضرت زینب
‏اشعار شب پنجم محرم عبدالله بن الحسن
‏نفسم حبس شد از آنچه که چشمم دیده
‏ای یادگار ِ رویِ قشنگِ برادرم
‏بیشتر مثل مجتبی شده ای
‏می خواستند ملائکه وقف غمت کنند
‏آشنا بود آن صدایِ آشنایی که زدی
‏تو فرق نداری به خدا با پسر خویش
‏زره اندازه نشد پس کفنش را دادند
‏تو را به جان عزیزت بخواب عزیز دلم
‏اشعار شب هفتم محرم شهادت حضرت علی اصغر
‏لب لب مکن که این جگرم تیر می کشد
‏وقتی لبان کوچک تو بی جواب شد
‏بر مرکبِ پیمبر اعظم سوار شد
‏تو رفتی مادرت حیران شد ای وای
‏بر سینه مزن چنگ که تاثیر ندارد
‏بر سینه مزن چنگ که تاثیر ندارد
‏وا شد درِ تمام قفسها به روی تو
‏لالا برای آن که خواب ندارد چه فایده؟!
‏شب هشتم محرم شهادت حضرت علی اکبر
‏تو را به دست گرفته به آسمان بدهد
‏خداحافظی اش سیل حرم را می برد
‏آفتاب غرور ایلت را
‏خبر مرگ ز چشم نگران بدتر نیست
‏ز دستم‌ می‌ روی‌ اما صدایم‌ در نمی‌آید
‏بگو هنوز برایت کمی توان مانده
‏گاهی همه به دور پسر جمع می شوند
‏چگونه روضه نخواند دلی که تنها شد
‏فروغ ِ چشم من از چشم نیزه ها افتاد
‏گلی که در چمن حُسن امتحان می داد
‏اشعار شب تاسوعا حضرت ابوالفضل العباس
‏دلی به وسعت پهنای عرش بالا داشت
‏دلی به وسعت پهنای عرش بالا داشت
‏آب شرمنده ی لبت عباس
‏خوردی زمین و حیثیت لشکرم شکست
‏من آب را وقتی فراهم کرده بودم
‏روی اسبِ سرکش امواج زین انداخته
‏آسمان جلوه ای اگر دارد
‏ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد
‏تمام غصه ام این است وپشت پابخوری
‏همین که نام بلندش کنار من پیچید
‏گر نخیزی تو زجا ، کار حسین سخت تر است
‏روی این پشت شکسته کوهی از غم ریخته
‏من و اشک و علمداری که دیگر بر نمی خیزد
‏چند آسمان ورای تمنای ابرها
‏ای شاه بی لشکر بگو پس لشکرت کو؟
‏دیـگرم شـورى به آب و گـل رسید
‏شبِ آخر بگذار این پَر ِمن باز شود
‏زینب رسیده است برادر کنار تو

دیگران نصب کرده‌اند

برنامه‌های پیشنهادی

بقیهٔ برنامه‌های این سازنده